پیش‌بینی دانشمند روسی درباره سفر به فضا بعد از ۱۰۰ سال

پیش‌بینی دانشمند روسی درباره سفر به فضا بعد از 100 سال تبدیل به واقعیت شد

پیش‌بینی دانشمند روسی درباره سفر به فضا بعد از 100 سال تبدیل به واقعیت شد

کنستانتین سی‌ کوفسکی (Konstantin Tsiolkovsky) به عنوان یک دانشمند روسی، حدود صد سال پیش درباره سفر به فضا داستانی تخیلی نوشت، داستانی که اکنون بخش زیادی از آن تبدیل به واقعیت شده است. داستان این دانشمند روسی درباره سفر به فضا بعد‌ها در قالب کتاب خارج از زمین (Outside the Earth) منتشر شد.

در اوایل قرن بیستم، یک دانشمند روسی که اکنون به عنوان پدر فضانوردی و فن پرتاب موشک شناخته می‌شود، یک داستان خیالی درباره سفر به فضا و این که زندگی در فضا در آینده چگونه خواهد بود نوشت. کنستانتین تسیولکوفسکی که بین سال‌های ۱۸۵۷ تا ۱۹۳۵ زندکی می‌کرد، عقیده داشت تا سال ۲۰۱۷، جنگ و درگیری توسط یک دولت جهانی از بین خواهد رفت.

او همچنین عقیده داشت در این زمان، بشریت به یک تکنولوژی دست پیدا می‌کند که به وسیله آن سفر به فضا امکان‌پذیر می‌شود. اکنون شصت سال از زمانی که سفر به فضا ار رویا تبدیل به واقعیت شده است می‌گذرد. اکنون که سال ۲۰۱۷ نیز به پایان رسیده، دوست داریم بدانیم پیش‌بینی‌های این دانشمند روسی چقدر دقیق بوده است؟

چیزی که داستان کنستانتین تسیولکوفسکی را بسیار جذاب می‌کند این است که وی در داستان خود یک تیم رویایی و تخیلی متشکل از بهترین‌ها در دنیای علم بین قرن‌های شانزدهم و بیستم را با یکدیگر ترکیب کرده و یک راکت دارای قابلیت رسیدن به مدار زمین می‌سازد. در بین دانشمندانی که در این تیم حضور دارند خود تسیولکوفسکی، گالیلئو گالیله (زاده در سال ۱۵۶۴ و مرگ در سال ۱۶۴۲) و اسحاق نیوتن (زاده در سال ۱۶۴۲ و مرگ در سال ۱۷۲۷) دیده می‌شوند. البته نویسنده در این داستان با نام خود ظاهر شده و دارای نام ایوانف است. داستان این دانشمند روسی بعد‌ها و در سال ۱۹۶۰ به زبان انگلیسی و تحت کتاب خارج از زمین منتشر شد شد.

او با استفاده از لحن این دانشمندان بزرگ و نام‌آور، نه تنها جنبه‌های عملی، بلکه حس و تجربه زندگی در فضا را نیز تشریح می‌کند. افرادی که کتاب تسیولکوفسکی را خوانده‌اند، آن را شاهکاری خارق‌العاده در دنیای تخیل یاد می‌کنند. اما با وجود تعدد داستان‌های فضایی و تخیلی، چه چیزی داستان این دانشمند روسی را منحصربه‌فرد کرده است؟

چشم‌انداز خیره‌کننده فضا

افرادی که به فضا سفر می‌کنند، اغلب محو شگفتی، زیبایی و مخصوصا ظرافت کره زمین شده و به درجه بالاتری از شناخت و‌ آگاهی می‌رسند. این حس را با نام اور ویو افکت (Overview Effect) می‌شناسند و از نخستین زمان سفر فضانوردان و کیهان‌نوردان به فضا در دهه ۱۹۶۰، همواره احساس شدن آن توسط این افراد گزارش شده است. تسیولکوفسکی این موضوع را پیش‌بینی کرده بود.

در کتاب Outside the Earth، نیوتن به خدمه درون راکت هشدار می‌دهد که احتمال چیرگی احساس متفاوت دیدن زمین از خارج سطح آن بر این افراد وجود دارد. چنین واکنش‌هایی از جانب خدمه در ادامه دیده می‌شود.

این دانشمند روسی در داستان خود می‌گوید افراد درون راکت با دیدن کره زمین از منظره‌ای متفاوت بهت‌زده می‌شوند، به طوری که برخی احساس تحلیل رفتن در بدن به آن‌ها دست داده و به همین دلیل از پنجره راکت دور می‌شوند. در حالی که عده‌ای دیگر پنجره به پنجره جابه‌جا می‌شوند تا زمین را از زاویه‌های متفاوتی مشاهده کنند. آن‌ها به حدی ذوق‌زده و هیجان‌زده شده‌اند که اشک از چشمانشان جاری می‌شود.

اما آن چیزی که افراد درون داستان تجربه نمی‌کنند، جنبه‌ای دیگر از Overview Effect است. این حقیقت که مرزهای ملی و درگیری‌های زمینی دیگر بی‌معنی هستند، برای آن‌ها تعریف نشده است. شاید دلیل اتفاق این باشد که فضانوردان خیالی ما در زمان به وقوع پیوستن داستان، در حال زندگی در یک جهان متحد و صلح‌آمیز هستند، چیزی که از واقعیت موجود در دنیای کنونی بسیار دور است.

برابری انسان‌ها در فضا

سی کوفسکی عقیده داشت نبود جاذبه علاوه ایجاد احساس بی‌وزنی، کلاس‌ها و طبقات اجتماعی را از بین برده و سبب می‌شود برابری به وجود بیاید. اما این موضوع تا چه اندازه‌ به واقعیت نزدیک است؟

در مدار زمین، انرژی دریافت شده از خورشید فراوان و آزاد است و تنها کمی تلاش برای جابه‌جایی سنگین‌ترین اشیا کافی خواهد بود. همین موضوع سبب می‌شود ساخت و ساز ارزان و راحت باشد. در مدار زمین توجه به پوشش اهمیتی ندارد، چرا که دما را می‌توان به راحتی بین ۳۰ الی ۳۵ درجه سانتیگراد تنظیم کرد و به دمایی فوق‌العاده متعادل و لذت‌بخش دست پیدا کرد. در آنجا، منابع موجود برای فقیر و غنی هیچ تفاوتی ندارند و همه قادر هستند در صورت دلخواه، در یک قصر میکرو گرانشی فانتزی زندگی کنند.

این یک دیدگاه زیبا و انسانی است که موضوع برابری را مطرح می‌کند، اما مشکل اینجاست که سفر به فضا در واقعیت، به اندازه‌‌ای هزینه‌بر است که ثروتمندترین افراد نیز قادر به پرداخت هزینه‌های لازم برای آن نیستند و بین چند میلیارد نفر ساکن زمین، تعدادی انگشت‌شمار می‌توانند از پس هزینه‌های سفر به فضا بر بیایند.

سکونت در فضا

بعد از این که ماجراجویان خیالی داستان این دانشمند روسی راکت خود را با موفقیت تست کردند، تکنولوژی‌شان را در اختیار سایر افرادی که دوست داشتند به فضا سفر کنند قرار دادند. در حال حاضر هزاران راکت به مدار ژئو استاتیک زمین ارسال می‌شوند، جایی که بیشتر ماهواره‌های مخابراتی در آن قرار دارند. این مدار تقریبا ۳۵ هزار کیلومتر با سطح زمین فاصله دارد.

در داستان تسیولکوفسکی، افراد سفر کرده به فضا چندین زیستگاه گلخانه‌ای مداری می‌سازند که هر کدام در واقع سیلندرهایی در ابعاد ده در هزار متر هستند و نزدیک به صد نفر را درون خود جای می‌دهند. یک لوله پر شده از خاک از مرکز این سیلندر گذشته و زمینه را برای در اختیار داشتن میوه‌ها، سبزیجات و انواع گل‌ها فراهم می‌کند. به لطف این سیستم، بدون در نظر گرفتن فصل‌ها، علف‌های هرز و یا آفات، غذاهای طبیعی فراوانی در طول کل سال برای افراد وجود دارد.

در دنیای واقعی، انسان‌ها از زمانی قبلی‌تر از آن چه تسیولکوفسکی پیش‌بینی کرده بود زندگی در مدار زمین را آغاز کرده‌اند، چرا که نخستین ایستگاه فضایی یعنی Salyut 1 در سال ۱۹۷۱ به فضا پرتاب شد. ایستگاه فضایی بین‌المللی با وسعت بسیار زیاد خود، اکنون نزدیک به ۱۷ سال است که در مدارهای پایینی زمین قرار گرفته است و چندین دانشمند درون آن برای مدت زمانی طولانی به صورت شبانه‌روزی زندگی می‌کنند. اما برخلاف داستان دانشمند روسی، خبری از یک حلقه زیستگاه مداری، جایی که انسان‌ها بتوانند به راحتی از شر مشکلات زندگی بر روی سطح زمین خلاص شوند، نیست.

اکنون می‌دانیم محیط میکرو گرانشی تاثیرات بسیار زیادی بر روی بدن انسان می‌گذارد که از جمله‌ آن‌ها می‌توان به کاهش تراکم استخوان و بروز اختلالات بینایی اشاره کرد. زندگی در فضا همچنین به معنی قرار گرفتن در معرض سطوح بالایی از تابش‌های کیهانی است. روی هم رفته، در حال حاضر رفتن به فضا به آسانی که در داستان تسیولکوفسکی روایت می‌شود نیست و هزینه‌های نجومی آن سبب می‌شود فقط تعداد انگشت‌شماری قادر به سفر به فضا باشند.

استخراج منظومه شمسی

برای سفر به فضا حفظ زندگی در مدار به شیوه‌ای که توسط دانشمند روسی تشریح شده، به منابعی نیاز است. نیوتن و اعضای درون راکت، در داستان یاد می‌گیرند چگونه شهاب سنگ‌ها را در دام بیندازند و به همین دلیل قادر می‌شوند به مواد معدنی بسیار زیادی دست پیدا کنند؛ آهن، نیکل، سیلیس، آلومینیوم، فلدسپات و گستره‌ای از انواع اکسیدها و گرافیت، از جمله موادی هستند که تیم خیالی داستان به آن‌ها از طریق به دام انداختن شهاب سنگ‌ها دسترسی پیدا می‌کنند. نیوتن (در داستان) عقیده دارد از این مواد آلی می‌توان اکسیژن برای تنفس، خاک برای گیاهان و حتی آب برای نوشیدن استخراج کرد.

در حالی که ساکنان مدار زمین مشغول ساختن سازه‌های خود هستند، راکت به کمربند سیارک بین مریخ و مشتری می‌رود. به عقیده تسیولکوفسکی منبعی غنی و ناپایدار از مواد مختلف به منظور ساخت مکان‌هایی برای استقرار در این منطقه وجود دارد.

دانشمند روسی درباره اهمیت مواد معدنی موجود در خارج از سطح زمین عقیده درستی داشت. در این مورد پیش‌بینی وی و آن چه در حقیقت وجود دارد، شباهت بیشتری با یکدیگر دارند. اگرچه دولت‌ها، شرکت‌های خصوصی و محققان مدت‌ها است در تلاش هستند راهی برای استخراج مواد معدنی از ماه و سیارک‌ها با سفر به فضا پیدا کنند، اما تا پیشرفت تکنولوژی به حدی که بتوان این ایده را عملی کرد زمان زیادی باقی مانده است.

ترک کردن گهواره زمین و سفر به فضا

صد سال قبل، تسیولکوفسکی تصور کرد زندگی در فضا، سبب به وجود آمدن یک جامعه عادلانه می‌شود، جایی که انسان‌ها در گلخانه‌های فضایی حمام آفتاب گرفته و به طور نامحدود از انرژی خورشید استفاده می‌کنند. در عوض، باقی‌مانده‌های موشک‌ها و ماهواره‌های قرار گرفته در مدار زمین، رفته رفته تبدیل به قطعاتی ریز شده و همان بلایی که اکنون پلاستیک‌ها بر سر اقیانوس‌ها می‌آورند را بر سر فضای اطراف کره زمین می‌آورند.

دو دیدگاه درباره فضا وجود دارد. یکی به فضا به عنوان مکانی برای سودآوری نگاه می‌کند، اما دیگری آن را میراث جامعه بشری خطاب می‌کند. متاسفانه انسان طمعکار بعد از این که با استخراج بی‌رویه، زمین را از منابع مختلف تهی کرد، اکنون تصمیم دارد در فضا نیز دست به استثمار بزند.

بر اساس گفته‌های دانشمندان معاصری همچون استیون هاوکینگ، انسان‌ها باید با سرعتی بسیار بیشتر به دنبال مکانی برای زندگی کردن باشند، چرا که سرعت تخریب زمین بیشتر از حدی است که تصور می‌شود. مطالب زیر همه دیدگاه‌های استیون هاوکینگ، مغز کنونی دنیای فیزیک، پیرامون آینده بد زمین و اجبار برای سفر به فضا هستند.

دانشمندان به منشا الگوهای مرموز سطح ماه پی بردند

دانشمندان به منشا الگوهای مرموز سطح ماه پی بردند

دانشمندان به منشا الگوهای مرموز سطح ماه پی بردند

اگر با یک تلسکوپ به سطح ماه بنگرید، الگوهای روشن و موج‌داری را مشاهده خواهید کرد که از آن‌ها به عنوان نگاره‌های مارپیچ سطح ماه یا lunar swirls یاد می‌شود. اگرچه دانشمندان این طرح‌ها را به میدان‌های مغناطیسی قدرتمند منطقه‌ای نسبت می‌دادند؛ اما منشا پیدایش آن‌ها همواره یک راز بوده است.

نگاره‌های مارپیچ سطح ماه و خاصیت مغناطیسی عجیب آن‌ها، از دهه‌ها پیش مورد مطالعه بوده‌اند. حالا محققان با اعلام اینکه منشا این الگوهای سطحی به مجرای گدازه‌‌های زیرزمینی ماه بازمی‌گردد، عقیده دارند که موفق به حل این معما شده‌اند.

اجرای ماموریت‌‌های آپولو ۱۵ و ۱۶ موجب ترسیم نقشه‌ای از مناطق مغناطیسی سطح ماه (که فاقد یک میدان مغناطیسی فراگیر است) و مرتبط دانستن آن‌ها با این نقش و نگارهای مارپیچ در سال ۱۹۷۹ شد. با این حال هنوز ابهاماتی وجود داشت.

سطح ماه دارای الگوهایی مارپیچ موسوم به Lunar Swirls است

در عرض‌های جغرافیایی بالاتر، برجستگی و پیچ و تاب این الگوها نسبت به عرض‌های جغرافیایی زیرین، کمتر است. از طرفی تمامی این نگاره‌ها، دارای میدان مغناطیسی هستند؛ اما در برخی از قسمت‌های دیگر ماه هم که چنین نگاره‌هایی مشاهده نمی‌شود، میدان‌ مغناطیسی وجود دارد.

نکته مهم‌تر اینکه اگرچه این نقش و نگارها به تازگی شکل نگرفته‌اند؛ اما از حیث خصوصیات طیفی، بسیار جوان جلوه می‌کنند و علایم هوادیدگی و آفتاب سوختگی در آن‌‌ها، بسیار کمتر از سایر قسمت‌‌های ماه دیده می‌شود. چگونگی وقوع این مکانیسم هنوز شناخته شده نیست؛ اما یک احتمال این است که میادین مغناطیسی احاطه کننده‌ی این نگاره‌ها، ذرات پر انرژی روانه شده از سمت خورشید را منحرف می‌کنند و موجب کند شدن روند فرسایش در آن نقاط می‌شوند.

تیم تحقیقاتی با استفاده از مدل‌های کامپیوتری دریافت که هر یک از این نگاره‌های مارپیچ، می‌بایست در نزدیکی یک شی باریک مغناطیسی واقع شده باشند که چندان از سطح ماه فاصله نداشته باشد. مجراهای گدازه یا جوی‌های عمودی حاوی گدازه که در اثر فعالیت آتشفشانی بلند مدت کره ماه شکل گرفته‌اند، دقیقا با این توصیف مطابقت دارند. جریان‌های گدازه‌ای و بازالتی ماه در حدود ۳ الی ۴ میلیارد سال قبل؛ علاوه بر ایجاد این مجراها، سطوح پهناور و مسطح تیره رنگی را نیز در جای جای کره ماه شکل داده است.

این موضوع می‌تواند طریقه مغناطیسه شدن مجراهای زیرزمینی ماه را توضیح دهد. در واقع سنگ‌های این قمر با گرم شدن تا ۶۰۰ درجه سانتی‌گراد، در حضور یک میدان مغناطیسی فراگیر (که در گذشته‌های دور، ماه از آن برخوردار بود) و در محیطی فاقد اکسیژن، خاصیت شدید مغناطیسی یا آهنربایی پیدا کردند. دلیل وقوع این فرآیند هم به تجزیه برخی از مواد معدنی در اثر حرارت و آزاد شدن آهن از آن‌ها مربوط می‌شود؛ زیرا در حضور یک میدان مغناطیسی که به اندازه کافی قدرتمند باشد؛ آهن نیز در جهت همان میدان، خاصیت مغناطیسی پیدا می‌کند.

البته به دلیل وجود اکسیژن، روی زمین چنین اتفاقی نیفتاده است. حتی روی ماه نیز چنانچه جریان‌های گدازه‌ای وجود داشت، چنین فرآیندی نمی‌بایست بروز پیدا می‌کرد؛ چرا که ماه میدان مغناطیسی خود را مدت‌ها پیش از دست داد. اما بر اساس نتایج مطالعه‌ی تیکو و همکارانش که سال گذشته انتشار یافت، میدان مغناطیسی ماه حدود ۲ میلیارد سال بیشتر از آنچه که تصور می‌شد دوام پیدا کرد که این، با دوران جریان یافتن گدازه‌ها در سطح ماه همخوانی دارد.

نتایج این مطالعه‌ی تازه در مجله تحقیقات ژئوفیزیک انتشار یافته؛ البته پر واضح است که بهترین راه برای بیشتر آموختن، عزیمت به کره ماه و مطالعه‌ی از نزدیک این نقاط خواهد بود.

یافتن حیات بیگانه بدون جستجو برای اکسیژن هم ممکن است

یافتن حیات بیگانه بدون جستجو برای اکسیژن هم ممکن است

یافتن حیات بیگانه بدون جستجو برای اکسیژن هم ممکن است

دانشمندان اخیرا اعلام کرده‌اند که یافتن حیات بیگانه در سیاره‌های دیگر، لزوما نیازی به جستجو برای اکسیژن ندارد؛ این موضوع شگفت‌انگیز احتمال کشف حیات فرازمینی را بالا می‌برد.

به صورت کلی برای یافتن حیات بیگانه و آثاری از موجودات فضایی در سیاره ‌های فراخورشیدی و فضای خارج از جو زمین، جستجو برای پیدا کردن اکسیژن یک استراتژی قدیمی و مهم است و این گاز به عنوان یکی از نشانه‌های وجود حیات فرازمینی در نظر گرفته می‌شود.

با این حال پژوهشگران به تازگی در مقاله‌ای اظهار کرده‌اند که نیازی نیست تا پیدا کردن اکسیژن تنها دغدغه دانشمندان فعال در حوزه حیات فرازمینی باشد؛ جاشوا کریسانسن تاتن (Joshua Krissansen-Totton) نویسنده اصلی این مقاله و محقق دانشگاه واشنگتن در سیاتل،‌ در این رابطه می‌گوید که در صورت وجود اشکال مختلف حیات در کیهان، نمی‌توان با اطمینان گفت که آن‌ها وابسته به اکسیژن هستند. به وجود آوردن این گاز فرآیند بیوشیمی پیچیده‌ای دارد و بهتر است که تلاش‌ها برای یافتن حیات بیگانه به این موضوع محدود نشود.

جزئیات پژوهش جدید در مورد یافتن حیات بیگانه

برای رسیدن به این نتیجه، تاتن و همکارانش دید خود را بازتر کردند و با بررسی تاریخچه زمین، به دنبال گازهایی گشتند که اگر در آینده توسط دستگاه‌های پیشرفته‌ای مانند تلسکوپ جیمز وب (James Webb Space Telescope) ناسا کشف شوند، به عنوان یکی از مدارک محکم برای وجود حیات فرازمینی در هر سیاره‌ای در نظر گرفته می‌شوند.

با راه‌اندازی تلسکوپ جیمز وب ناسا در آینده، امکان یافتن حیات بیگانه در سیاره های فراخورشیدی بیشتر می‌شود.

گازهای شناسایی‌شده توسط گروه، متان (CH4) و کربن دی‌اکسید (CO2) هستند که مولکول‌های بسیار متفاوتی داشته و در صورت وجود هردوی آن‌ها در جو یک جرم آسمانی، عدم تعادلی اتمسفری به وجود آمده خبر خوبی برای شکارچیان حیات فرازمینی به حساب می‌آید.

تاتن می‌گوید که اگر این دو گاز در کنار یکدیگر وجود داشته باشند و از ماده کربن مونواکسید (CO) در محیط نشانه‌ای وجود نداشته باشد، احتمال خیلی کمی وجود دارد که گازها توسط فرآیندهای زیستی، تولید نشده باشد؛ به عنوان مثال اگر بر روی سیاره‌ای آتش‌فشان فعال وجود داشته باشد، پوسته سیاره در طول این فرآیند غیر بیولوژیکی (بدون دخالت حیات بیگانه)، در کنار متان و کربن دی‌اکسید، گاز CO را هم وارد جو می‌کند.

به علاوه، میکروب‌ها کربن مونواکسید را به میزان زیادی مصرف می‌کنند و اگر بر روی یک جرم آسمانی مقدار زیادی از این گاز وجود داشته باشد، احتمال یافتن حیات بیگانه بر روی آن به دلایل مختلف، به صفر نزدیک می‌شود.

البته موضوع بررسی‌شده توسط تیم تاتن در مورد پیدا کردن ترکیب گازها در جو سیارات، پیش از این هم موردتوجه دانشمندان قرار گرفته‌اند؛ گروهی دیگری از متخصصان اخترزیست‌شناسی مدتی پیش اعلام کرده بودند که وجود ترکیبی از گازهای متان و اکسیژن بر روی یک سیاره فراخورشیدی را می‌توان به عنوان نشانه‌ای از حیات فرازمینی در نظر گرفت.

با این حال این مقاله جدید محققان دانشگاه واشینگتن به محققان جهان نشان می‌دهد که برای یافتن حیات بیگانه نیازی به محدود کردن مطالعات به اکسیژن وجود ندارد؛ جالب است بدانید که در بخش بزرگی از تاریخچه زندگی بر روی سیاره ما، اکسیژن در اتمسفر وجود نداشت و به وجود آمدن آن در جو تنها از ۲٫۵ میلیارد سال پیش شروع شد.

یکی دیگر از دانشمندان تیم تاتن به نام دیوید کاتلینگ (David Catling) در این رابطه می‌گوید که نتایج به دست آمده توسط او و همکارانش احتمال یافتن حیات بیگانه در آینده‌ای نه چندان دور را به میزان زیادی بالا می‌برد.

زمین تخت گرایان علم تغییرات آب و هوایی را انکار نمی‌کنند!

زمین تخت گرایان علم تغییرات آب و هوایی را انکار نمی‌کنند!

زمین تخت گرایان علم تغییرات آب و هوایی را انکار نمی‌کنند!

زمین تخت گرایان و کسانی که نقش انسان را در تغییرات آب و هوایی زمین قبول ندارند، دو دسته‌ای هستند که هر کدام از آن‌ها را به نوعی می‌توان جزو طرفداران نظریه توطئه دانست. اما آیا این بدین معنی است که زمین تخت گرایان هم، علم تغییرات آب و هوا را رد می‌کنند؟

روز سه‌شنبه، ۲۸ آگوست، در سایت ردیت اسکرین‌شاتی منتشر شد که بیش از ۳۹ هزار لایک دریافت کرد. این تصویر، توییت فردی را نشان می‌دهد که از انجمن زمین تخت گرایان (Flat Earth Society) پرسیده است: «یک سوال واقعی، آیا شما به تغییرات آب ‌و هوا معتقدید؟»

وب‌سایت The Conversation، در ماه می امسال نوشته بود که دنیل شنتون (Daniel Shenton)، رییس جامعه زمین تخت گرایان، گفته است که تاثیرگذاری انسان بر روی تغییرات آب ‌و ‌هوایی زمین را قبول دارد. این سایت در ادامه، شنتون را به خاطر این دیدگاه، درست مقابل یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی کاخ سفید یعنی آنتونی اسکراموچی (Anthony Scaramucci)، مدیر ارتباطات کاخ سفید، قرار داده بود؛ کسی که با وجود اعتقاد به گرد بودن زمین، مسئولیت انسان در تغییرات ایجاد شده در آب‌ و هوای کره زمین را رد می‌کند.

در پاسخ به این شخص، حساب رسمی توییتر انجمن زمین تخت گرایان گفته است: «قطعا. برای اینکه بی‌مسئولیتی خواهد بود اگر چیزی را که چنین واضح و روشن است و مستقیما ما را به عنون یک گونه تهدید می‌کند زیر سوال ببریم.»

اسکرین‌شات گرفته شده، جعلی نیست و تاریخ آن به ۲۵ جولای ۲۰۱۸ بر می‌گردد.وب‌سایت The Conversation، در ماه می امسال نوشته بود که دنیل شنتون (Daniel Shenton)، رییس جامعه زمین تخت گرایان، گفته است که تاثیرگذاری انسان بر روی تغییرات آب ‌و ‌هوایی زمین را قبول دارد. این سایت در ادامه، شنتون را به خاطر این دیدگاه، درست مقابل یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی کاخ سفید یعنی آنتونی اسکراموچی (Anthony Scaramucci)، مدیر ارتباطات کاخ سفید، قرار داده بود؛ کسی که با وجود اعتقاد به گرد بودن زمین، مسئولیت انسان در تغییرات ایجاد شده در آب‌ و هوای کره زمین را رد می‌کند.

بنابراین، زمین تخت گرایان علم تغییرات آب و هوایی را انکار نمی‌کنند.

سیاه چاله ها به کوتوله های سفید حیات مجدد می بخشند!

سیاه چاله ها به کوتوله های سفید حیات مجدد می بخشند!

سیاه چاله ها به کوتوله های سفید حیات مجدد می بخشند!

سیاه چاله ها همواره نمادی از بالاترین حد ویرانگری هستند، آنها همه چیز را می بلعند و در یک لحظه حجم غیرقابل باوری از موارد را در دهلیزها و مغاک های تاریک خود فرو می برند. اما این همه ماجرا نیست و آنها در مواردی به ناجیان کیهانی مبدل می شوند.

سیاه چاله ها ویرانگران بی همتای کیهانی هستند که وظیفه آنها بلعیدن همه موادی است که جسارت کرده و به آنها نزدیک می شوند. اما تحقیقات اخیر نشان داد که در مواردی سیاه چاله ها  از این خصلت ذاتی خود فاصله گرفته و حتی در مواردی حیات بخش عرصه کیهانی می شوند.

در مطالعات اخیر بر روی این پدیده های شگفت انگیز مشخص شد که سیاه چاله ها در مواردی به ستارگان حیات مجدد می بخشند. این بدان معنا نیست که سیاه چاله ها از وظیفه اصلی خود دست کشیده باشند، بلکه مورد یاد شده یعنی حیات بخشیدن به ستارگان در شرایط خاصی و در مورد ستارگان و سیاه چاله های ویژه ای رخ می دهد.

سیاه چاله ها و فروزش مجدد کوتوله های سفید

یک ستاره را در نظر بگیرید که در حال نزدیک شدن به سیاه چاله است. سیاه چاله مبادرت به بلعیدن و فروپاشاندن ستاره کرده و هیچ چیز باقی نمی گذارد. هیچ ماده ای یارای فرار از چنگال قدرتمند جاذبه سیاه چاله ها را ندارد.

اما قضیه در خصوص سناریویی که در آن یک کوتوله سفید به سیاه چاله نزدیک می شود متفاوت است. کوتوله سفید بودن مرحله پایانی از زندگی برخی ستارگان است. این اجرام آسمانی دارای جرم های بسیار سنگینی هستند، به گونه ای که یک فنجان کوتوله سفید می تواند هزاران تن وزن داشته باشد.

همجوشی هیدروژنی در کوتوله سفید قبل از بلعیده شدن توسط سیاه چاله متوقف شده است. در این صورت به محض بلعیدن شدن کوتوله سفید توسط سیاه چاله، همجوشی در هسته کوتوله سفید آغاز می شود، ستاره نورانی شده و دوباره زنده می گردد.

این اتفاق ممکن است تنها برای چند ثانیه تداوم داشته باشد و ستاره کوتوله برای لحظاتی زندگی دوباره را تجربه کند. ستاره شناسان این پارادوکس را جالب تصور می کنند و معتقدند بزرگترین ترمیناتور کیهانی نیز گاها تمایل به بخشیدن حیات و زندگی از خود نشان می دهد.

البته سیاه چاله های جرم متوسط تنها مواردی هستند که قدرت بخشدن حیات به ستارگان را از خود نشان داده اند. در کیهان انواع مختلفی از سیاه چاله وجود دارد. نوع اول، سیاه چاله جرم ستاره ای است که جرم آن ۱۰۰ برابر جرم خورشید است. دوم سیاه چاله های بسیار پرجرم هستند که جرمی بین میلیون ها تا میلیارد ها برابر جرم خورشید دارند و دانشمندان احتمال می دهند که سیاه چاله ای که در مرکز اغلب کهکشان ها وجود دارد، از جمله کهکشان راه شیری،از این دسته اند. سیاه چاله بسیار پر جرم مرکز کهکشان راه شیری موسوم به ساگیتاریوس ای، جرمی معادل با ۴ میلیون برابر جرم خورشید دارد.

هیچ یک از دو گونه سیاه چاله یاد شده، یعنی سیاه چاله پر جرم و سیاه چاله های جرم ستاره ای قادر نیستند به کوتوله های سفید حیات مجدد ببخشند. این تنها سیاه چاله های جرم متوسط هستند که چنین ویژگی را از خود نشان می دهند.

اگر یک کوتوله سفید توسط یک سیاه چاله جرم متوسط بلعیده شود، همجوشی هسته ای مجدد باعث می شود تا ترکیبات معمول کوتوله سفید که شامل هلیوم، کربن و اکسیژن است به عناصر سنگین تر مانند آهن و کلسیم تبدیل شوند. حتی به محض نزدیک شدن یک کوتوله سفید به سیاه چاله، کوتوله سفید مبادرت به تولید کلسیم می کند و  هر چه نزدیک تر می شود بتدریج بر تولید آهن نیز افزوده می گردد.

کیهان عرصه رازهای بزرگ و پیچیده است. برای انسان ها، کیهان مکانی برای تولید ممتد سوالاتی است که ممکن است هرگز پاسخی برای آنها پیدا نکند. ستاره شناسان پدیده های بسیاری را مشاهده می کنند و سعی دارند تا برای همه آنها توجیهات علمی پیدا کنند، اما در موارد بسیاری قادر نیستند تمامی جوانب پدیده های کیهانی را کشف نمایند. یکی از مرموز ترین این پدیده ها سیاه چاله ها هستند که هر روز بر راز و رمز این اجرام هولناک کیهانی افزوده می شود. بخشیدن حیات یکی دیگر از رفتار های عجیبی است که اخیرا شاهد بروز آن در سیاه چاله ها هستیم.

طوفان مریخی حیات کاوشگر آپورچونیتی ناسا را به خطر انداخته

طوفان مریخی حیات کاوشگر آپورچونیتی ناسا را به خطر انداخته است

طوفان مریخی حیات کاوشگر آپورچونیتی ناسا را به خطر انداخته است

کاوشگر آپورچونیتی (Opportunity) ناسا که به عنوان رباتی که بیشتر زمان ممکن را بر روی سیاره مریخ گذرانده، شناخته می‌شود، در چند ماه اخیر گرفتار طوفان عظیم و خطرناکی از گرد و غبار شده و دانشمندان را با این سوال مواجه کرده که آیا واقعا راه نجاتی برای آن وجود دارد؟

کاوشگر آپورچونیتی (Opportunity) آژانس فضایی آمریکا، ناسا، یکی از شناخته‌شده‌ترین مریخ ‌نوردهای ساخته‌شده توسط این سازمان است که رکورد بیشترین زمان انجام ماموریت بر روی سیاره همسایه ما را به خود اختصاص داده است. با این تفاسیر از ماه ژوئن گذشته تاکنون وقوع یک طوفان شن سهمگین و بسیار بزرگ بر روی مریخ باعث شده تا این ربات شگفت‌انگیز نه تنها از ادامه ماموریت خود بازبماند، بلکه در یک قدمی نابودی قرار بگیرد.

 

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۳ ناسا کاوشگر آپورچونیتی را به سمت مریخ پرتاب کرد و در ژانویه ۲۰۰۴ این ربات به سلامت بر روی سیاره سرخ فرود آمد. دانشمندان در ابتدا انتظار داشتند که مریخ نورد آپورچونیتی تنها برای سه ماه بر روی سیاره میزبانش دوام بیاورد، اما تا به امروز با گذشت حدودا ۱۵ سال پس از شروع ماموریت، این فضاپیما همچنان به اکتشاف بر روی مریخ ادامه داده و به کمک پنل‌های خورشیدی، کیلومترها در سطح این جرم آسمانی جابه‌جا شده است.

مقایسه وضعیت سیاره مریخ در حالت عادی (سمت چپ) و در هنگام وقوع طوفان سیاره‌ای (سمت راست)

با این وجود وقوع طوفان گرد و غبار عظیمی در مریخ که هر چند سال یک‌بار بخش قابل‌توجهی از سطح این سیاره را با لایه‌ای قرمز رنگ از شن می‌پوشاند، باعث شده که از دهم ماه ژوئن آپورچونیتی در حالت استندبای قرار بگیرد و ارتباط آن با زمین قطع شود.

این طوفان که رسیدن نور خورشید به ربات را مختل کرده، باعث خالی شدن باتری‌های آن و رسیدن وضعیت انرژی کاوشگر به حالت بحرانی شده است. استیو اسکوایرز (Steve Squyres) از دانشگاه کورنل که سرپرستی تیم هدایت کاوشگر را بر عهده دارد، می‌گوید که طوفان مورد نظر شدیدترین طوفانی است که آپورچونیتی آن را تجربه کرده و احتمال ازکارافتادن ربات در اثر این پدیده جوی به هیچ وجه بعید نیست.

خطرات طوفان مریخی برای کاوشگر آپورچونیتی

مختل شدن تابش نور خورشید به پنل‌های فضاپیمای آپورچونیتی تنها یکی از مشکلاتی است که حیات آن را به خطر می‌اندازد؛ طوفان در حال وقوع سطح پنل‌ها را با لایه‌ای ضخیم از گرد و غبار می‌پوشاند و در حالی که نور تابیده‌شده به کاوشگر به مقدار بسیار کمی رسیده، این لایه پنل‌ها را از همان مقدار کم هم محروم می‌کند. همچنین رسیدن سطح انرژی باتری‌ها به میزانی پایین‌تر از مقداری مشخص بازدهی آن‌ها را کاهش می‌دهد و حتی باعث می‌شود که تجهیزات ذخیره الکتریسیته ربات از کار بیافتند.

مقایسه نوری که فضاپیمای آپورچونیتی در حالت عادی دریافت می‌کند (سمت چپ) و وضعیت کاوشگر در هنگام وقوع طوفان شن سال ۲۰۱۸ (سمت راست)

از طرف دیگر سرما در سیاره سرخ یکی از چالش‌های اصلی در ماموریت مریخ نوردهای ناسا به شمار می‌رود و در حالی که دمای هوای منطقه استوایی سیاره در فصل زمستان می‌تواند به ۷۳- درجه سلسیوس برسد، سردی هوا هم به نوبه خود سلامت کاوشگر آپورچونیتی را تهدید می‌کند. با وجود اینکه دانشمندان برای مقابله با چنین مشکلی سیستمی را تعبیه کرده‌اند که با استفاده از پلوتونیم ۲۳۸ مدارهای مریخ نورد را گرم نگه می‌دارد، پس از گذشت سال‌ها مواد هسته‌ای موجود هم به وضعیت نامطلوبی رسیده است؛ بنابراین گرم کردن مدارها برای جلوگیری از تخریب آن‌ها، بدون الکتریسیته ممکن نیست.

اما این اولین باری نیست که رباتی از کاوشگرهای ناسا بر روی مریخ از کار می‌افتد؛ پیش از این هم مریخ نورد دیگری به نام اسپیریت (Spirit) در وضعیتی مشابه قرار گرفته بود و در زمستان مریخی سال ۲۰۱۰ ارتباط آن با سیاره ما قطع شد. دانشمندان به مدت یک سال پس از این اتفاق تلاش کردند تا این کاوشگر که شباهت زیادی به آپورچونیتی داشت را نجات دهند، اما این تلاش‌ها به نتیجه نرسید. گفته شده که در صورت متوقف نشدن طوفان و بهتر نشدن وضعیت آپورچونیتی، همانند اسپیریت امیدی برای نجات این کاوشگر وجود ندارد.

نگاهی به نیمه پر لیوان

در کنفرانسی که ناسا در اواسط ماه آگوست برگزار کرد، اعلام شد که شرایط کاوشگر آپورچونیتی رو به بهبودی بوده و طوفان شن مریخی در حال ضعیف شدن است؛ بنابراین با شفاف‌تر شدن آسمان در اطراف کاوشگر صفحات خورشیدی شروع به تولید الکتریسیته می‌کنند و سطح انرژی باتری‌های آپورچونیتی مجددا بالا می‌رود. از طرف دیگر گرد و غبار شدید باعث گرم‌تر شدن سطح سیاره در محل وقوع طوفان می‌شود و به همین دلیل احتمال تخریب مدارهای ربات در اثر سرما چندان هم بالا نیست.

البته همانطور که یکی از نمایندگان ناسا در این رابطه گفته است،‌ در دو ماه گذشته هیچ اطلاعاتی از آپورچونیتی به زمین مخابره نشده و به همین دلیل نمی‌توان از سلامت این ربات اطمینان داشت. کاوشگر آپورچونیتی در حال حاضر حدودا ۱۵ بیشتر از مدت زمان پیش‌بینی‌شده عمر کرده است و تجهیزات تعبیه‌شده بر روی آن دچار استهلاک شده‌اند.

ماهیت واقعی شفق قطبی بنفش استیو دانشمندان را شگفت‌زده کرده است!

ماهیت واقعی شفق قطبی بنفش استیو دانشمندان را شگفت‌زده کرده است

شفق قطبی بنفش استیو (Steve) پدیده‌ای بسیار زیبا و نسبتا جدید است که در جریان تازه‌ترین بررسی‌های دانشمندان، سوالات زیادی در مورد ماهیت اصلی آن برای شیفتگان دنیای ستاره شناسی به وجود آمده است. شفق قطبی بنفش رنگی که با نام استیو (Steve) شناخته می‌شود، پدیده‌ای است که از دهه‌ پیش در آسمان رویت شده …

نوشته ماهیت واقعی شفق قطبی بنفش استیو دانشمندان را شگفت‌زده کرده است! اولین بار در گجت نیوز. پدیدار شد.

آغاز به کار رسمی تلسکوپ TESS بزرگترین شکارچی سیارات فراخورشیدی

آغاز به کار رسمی تلسکوپ TESS بزرگترین شکارچی سیارات فراخورشیدی

آغاز به کار رسمی تلسکوپ TESS بزرگترین شکارچی سیارات فراخورشیدی

بی‌شک یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های حال حاضر نجوم، سیارات فراخورشیدی است. تلسکوپی چون کپلر، بیشترین نقش را در افزایش دانش بشر از این جهان‌های بیگانه داشته است. اکنون تلسکوپ TESS با آغاز کار رسمی خود جایگزینی قوی‌تر برای کپلر خواهد بود. TESS می‌تواند حامل خبرهای بسیار هیجان‌انگیزی از کشف دنیاهای جدید باشد.

چهار ماه پیش ناسا توسط موشک فالکون ۹ اسپیس ایکس، تلسکوپ TESS را به فضا پرتاب کرد. اما کمتر از یک ماه پیش بود که این تلسکوپ به نقطه مداری مناسب خود رسید. مداری بسیار بیضوی که بین زمین و ماه قرار گرفته است. اکنون تلسکوپ TESS یا (Transiting Exoplanet Survey Satellite) مشغول اسکن‌کردن ۸۵ درصد از آسمان است تا سیارات فراخورشیدی خاکی و زمین‌مانند را در سامانه‌های ستاره‌ای دوردست کشف کند. اما در مقیاس‌های آسمانی، این فواصل جزو فاصله‌های نزدیک به شمار می‌آیند. ستاره‌هایی که ده‌ها یا صدها سال نوری از زمین فاصله داشته و نورشان به طور متناوب کم و زیاد می‌شود.

تلسکوپ TESS برای دو سال آینده مشغول به کار خواهد بود و در این مدت بیش از ۲۰۰ هزار ستاره را بررسی خواهد کرد. اواین داده‌های این شکارچی سیارات، به زمین مخابره شده و پس از این هر چند مدت تصاویر و داده‌های ثبت‌شده به زمین ارسال می‌شود. هر ۱۳٫۷ روز یک بار، تلسکوپ TESS در مدار خود گردش می‌کند و زمانی که کمتری فاصله را با زمین داد، بهترین موقع برای ارسال داده‌های آن محسوب می‌شود. فرآیند ارسال نیز حدود ۱۶ ساعت طول خواهد کشید.

تعداد سیارات موجود در کیهان، بیشتر از ستاره‌ها است و تنها محدودیت‌های ابزاری باعث شده که هنوز تعداد سیارات کشف‌شده از چند هزار عبور نکند. تلسکوپ TESS می‌تواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند و ده‌ها سیاره زمین‌مانند را در سال‌های آینده کشف کند.

تلسکوپ TESS قوی‌ترین ابزار جستجوی سیارات زمین‌مانند

از جهات بسیاری TESS را می‌توان ادامه‌دهنده راه تلسکوپ کپلر دانست. تلسکوپی که در سال ۲۰۰۹ به فضا پرتاب شد و به مدت سه سال به گوشه‌ای کوچک از آسمان چشم دوخته بود. کپلر می‌توانست کوچکترین تغییرات نوری در ستاره‌های این بخش را ثبت کند. تغییراتی که می‌توانست نشان‌دهنده گذر یک سیاره فراخورشیدی از برابر قرص ستاره‌ای خود باشد.

کپلر توانست تا بیش از ۴۰۰۰ سیاره را در همین ناحیه کوچک کشف کند. کشف این تعداد سیاره به دانشمندان این پیام را می‌رساند که در کهکشان راه شیری ما بیش از دو میلیارد سیاره می‌تواند وجود داشته باشد. یعنی به ازای هر ستاره حدود ده سیاره خواهیم داشت.

در میان یافته‌های کپلر، حدود ۵۰ سیاره خاکی زمین‌‌مانند نیز وجود دارد. این پروژه که با تغییر کاربری، هنوز هم با نام K2 در حال تلاش برای کشف سیارات فراخورشیدی است، به زودی با اتمام سوختش به کار خود پایان خواهد داد. اکنون با آغاز به کار TESS، دانشمندان حوزه سیارات فراخورشیدی بلافاصله با داده‌های این تلسکوپ روبرو خواهند بود. تلسکوپی که قدرتمندتر از کپلر، در مسیر کشف دنیاهای ناشناخته گام برمی‌دارد.

مقایسه محدوده رصد تلسکوپ کپلر و TESS

با وجود شباهت در روش کار کپلر و TESS، در شیوه نگاه این دو تلسکوپ به آسمان تفاوت زیادی وجود دارد. هر دوی آنها با خیره‌شدن به ستارگان، دنبال افت نوری متناوب در منحنی نوری هر ستاره هستند. اما نگاه کپلر مانند شلیک یک گلوله و نگاه TESS همانند منفجر شدن یک بمب کوچک است.

کپلر ناحیه کوچکی از آسمان را تا اعماق بسیاری جستجو می‌کرد. اما TESS هر ۲۷ روز ناحیه جدیدی از آسمان را رصد می‌کند. چهار دوربین نصب‌شده بر این تلسکوپ، بیش از ۲۰۰ هزار ستاره را مورد مطالعه قرار می‌ دهند. حدود ۳۳ درصد بیش از ستاره‌های رصدشده با کپلر، با مساحتی ۳۵۰ برابر مساحتی که کپلر به آن می‌نگریست. عمق نگاه TESS هم ۱۵ برابر کمتر از تلسکوپ کپلر است.

تلسکوپ TESS به طور متناوب بخش‌های مختلف آسمان را رصد می‌کند

یافتن کاندیدهای سیاره‌ای اولین گام از روند طولانی و پیچیده اعلام کشف یک سیاره است. پس از اعلام کاندیداتوری یک سیاره، باید مطمئن شد که این به ظاهر سیاره، واقعا سیاره است. چرا که عوامل دیگری چون منظومه‌های ستاره‌ای دوتایی می‌توانند طوری وانمود کنند که گذر یک سیاره اتفاق افتاده است.

اما پس از تایید یک سیاره، رصدهای بعدی آن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از رصدهایی با تلسکوپ‌های زمینی گرفته برای محاسبه جرم و در نهایت چگالی سیاره، تا رصدی که با تلسکوپ جیمز وب می‌تواند انجام شود تا اطلاعاتی از ساختار جو سیاره مورد نظر به دست آید.

کشف حیات بیگانه توسط تلسکوپ TESS

کاتالوگ جدید تلسکوپ TESS از سیارات زمین‌مانند، اهداف زیادی را برای مطالعه بیشتر توسط تلسکوپ جیمز وب فراهم خواهد کرد. تلسکوپی که می‌تواند حتی نور بازتابی از جو سیارات فراخورشیدی را مطالعه کند تا از طریق آن به نشانه‌های غیرمستقیم از حیات بیگانه دست یابد.

مطالعه جو سیارات فراخورشیدی از زمین نیز ممکن خواهد بود. تلسکوپ GMT یا تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان که یکی از دو تلسکوپ بسیار بزرگ در حال ساخت است، چنین قدرتی را در آینده نزدیک خواهد داشت.

با آغاز به کار GMT در سال ۲۰۲۳، دانشمندان در انتظار مشاهده جزییاتی چهار برابر دقیق‌تر از تلسکوپ جیمز وب خواهند بود. جزییاتی که از زمان کشف اولین سیاره فراخورشیدی در سال ۱۹۹۲ انتطارش را می‌کشیدند.

هر ستاره دارای طیف منحصر به فرد خود است. طیف ستاره به مجموعه‌ای از نورهای رسیده از آن در طول موج‌های مختلف نامیده می‌شود. عناصر سازنده ستاره طول موج‌های مختلفی را جذب و بازتابش می‌کنند و به این ترتیب حضور خود را در لایه‌های مختلف ستاره ابراز می‌کنند. حال اگر سیاره‌ای از جلوی این ستاره عبور کند، بخشی از نورهای ساطع‌شده از ستاره، از میان جو سیاره مورد نظر نیز عبور خواهند کرد. حال عناصر موجود در جو سیاره‌اند که فرصت ابراز وجود خواهند یافت. اگر قدرت تلسکوپ به حد کافی بالا باشد، (همانطور که در مورد GMT چنین است) می‌توان اثر انگشت عناصر شکل دهنده جو سیاره را در نور ستاره مشاهده کرد.

تصویری شبیه‌سازی‌شده از هفت آینه بزرگ نصب شده بر تلسکوپ غول‌پیکر GMT

به طور مثال اگر در جو سیاره‌ای ترکیبی از اکسیژن و متان وجود داشته باشد، همانطور که در جو زمین شاهد آن هستیم، شاهد نشانه‌ای از وجود حیات بر سطح آن سیاره هستیم.

تلسکوپ‌هایی چون GMT قادرند تا ترکیب سیستم‌های آب و هوایی موجود بر سطح دورترین سیارات فراخورشیدی را مشخص کنند. در فضا نیز اگر خوش‌شانس باشیم، روزی فرا خواهد رسید که فضاپیماهای سریع‌السیری را به سوی این سیارات بیگانه روانه کنیم. سیاراتی که شانس بیشتری برای شکل‌دادن به نوعی از حیات را دارا باشند، قطعا در اولویت خواهند بود.

دو بار فوران ماده از یک سیاه چاله فضایی

دو بار فوران ماده از یک سیاه چاله فضایی

دو بار فوران ماده از یک سیاه چاله فضایی

دانشمندان برای نخستین بار موفق به مشاهده‌ی دوبار فوران و جوشش مواد گازی ناشی از فعالیت یک سیاه چاله فضایی در کهکشانی بیگانه شدند.

سیاه چاله ها علی‌رغم اشتهای فراوانی که دارند، همواره در حال بلعیدن فضای اطراف خود نیستند؛ چرا که مواد کیهانی مجاور آن‌ها سرانجام ته می‌کشد. آن موقع است که یک سیاه چاله فضایی آرام می‌گیرد و در انتظار رسیدن طعمه‌های بعدی خود می‌ماند. اما هنگامی که دوباره عمل بلعیدن را از سر بگیرد، فواره عظیمی متشکل از گاز و گرد و غبار را به بیرون پرتاب می‌کند؛ پدیده‌ای که به آروغ زدن تشبیه شده است.

سیاه‌چاله‌های کلان جرم، بزرگترین نوع سیاه چاله فضایی هستند

اخیرا دانشمندان اعلام کردند که موفق به مشاهده‌ی این پدیده در یک سیاه چاله فضایی کلان جرم (supermassive) شده‌اند؛ البته نه یکبار بلکه دوبار که در نوع خود بی‌سابقه است. این دو فوران در یک بازه ۱۰۰ هزار ساله رخ داده‌اند؛ موضوعی که به خواب رفتن و فعال شدن مجدد سیاه‌چاله‌های کلان جرم در یک چرخه‌ی دوره‌ای را اثبات می‌کند.

البته پر واضح است که این خوابیدن و بیدار شدن مشابه آنچه که در جانوران سراغ داریم نیست و تنها استعاره‌ای برای درک بهتر چگونگی فعالیت سیاه‌چاله‌ها و جذب مواد پیرامونی با گرانش قدرتمندشان است. در ابتدا تصور می‌شد هیچ چیز یارای گریز از این جاذبه را ندارد و کشیدن شدن مواد به سمت سیاه‌چاله‌ها، سفری یکطرفه خواهد بود؛ اما حقیقت این است که یک سیاه چاله فضایی ، همه‌ی آنچه را که به سمت خود می‌کشد نگه نمی‌دارد.

در هنگام بلعیدن طعمه‌هایی چون ستاره‌ها یا مواد گازی، فواره‌های قدرتمندی از ذرات پر انرژی در نزدیکی افق رویداد سیاه‌چاله‌ها ایجاد می‌شود، اما نه در نقطه‌ای که راه بازگشتی برای این ذرات وجود نداشته نباشد (افق رویداد: مرزی از سیاه چاله فضایی که هیچ چیز پس از گذر از آن نمی‌تواند به بیرون بازگردد).

این هیولای بلعنده در کهکشان J1354 واقع شده و حدود ۸۰۰ میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد. مشاهده‌ی آن به کمک داده‌های جمع‌آوری شده از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا (Chandra) صورت گرفته و شدت پرتو ساطع شده از آن به حدی زیاد بوده است که بتوان جرم آن را میلیون‌ها یا حتی میلیاردها برابر خورشید تخمین زد.

این تیم تحقیقاتی پس از مقایسه داده‌های پرتو ایکس چاندرا با داده‌های نور مرئی تلسکوپ فضایی هابل، متوجه وجود ابر ضخیمی از گاز و گرد و غبار در اطراف این سیاه چاله شدند.

اطلاعات جمع‌آوری شده از وقوع دو فوران گازی حکایت دارد؛ یکی در بالا و دیگری در پایین سیاه‌چاله کلان جرم. دانشمندان از این جوشش فواره‌ای با نام حباب فرمی (Fermi) یاد می‌کنند که معمولا پس از بلعیده شدن ماده توسط سیاه‌چاله‌ها مشاهده می‌شود. ظاهرا حباب جنوبی تا فاصله‌ی ۳۰ هزار سال نوری از مرکز کهکشان گسترش یافته و این در حالی است که میزان گسترش حباب شمالی تنها تا فاصله ۳ هزار سال نوری از مرکز کهکشان بوده است. محققان با توجه به سرعت گسترش این فوران‌ها، فاصله‌ی وقوع آن‌ها از یکدیگر را چیزی حدود ۱۰۰ هزار سال تخمین زده و حباب شمالی را تازه‌تر از دیگری می‌پندارند.

اما ایجاد این به اصطلاح سوء هاضمه در سیاه چاله ناشی از بلعیدن چه چیزی بوده است؟

شواهد نشان از آن دارد که در اثر برخورد یک کهکشان دیگر به J1354، جریانی از گاز و ستاره ایجاد شده که پیوند خوردن این دو کهکشان به یکدیگر را در پی داشته و در واقع محتویات همین کهکشان دوم به کام این سیاه چاله کشیده شده‌ است.

در راه شیری نیز ایجاد حباب فرمی ناشی از فعالیت سیاه‌چاله‌ای موسوم به کمان ای * یا *SGR A که در مرکز کهکشان واقع شده به ثبت رسیده است. دانشمندان بر این باورند که این سیاه‌چاله نیز فعلا دوران خاموشی خود را سپری می‌کند و روزی دوباره فعال خواهد شد تا بلعیدن محتویات کهکشان را از سر بگیرد.

پیمودن طول کهکشان راه شیری با سرعت نور چقدر زمان می‌برد؟

پیمودن طول کهکشان راه شیری با سرعت نور چقدر زمان می‌برد؟

پیمودن طول کهکشان راه شیری با سرعت نور چقدر زمان می‌برد؟

دانشمندان موفق به شناسایی ستاره‌هایی شدند که با توجه به ساختارشان، جزو ستارگان دیسکی کهکشان راه شیری طبقه‌بندی می‌شوند. به این ترتیب باید وسعت کهکشان خود و زمان لازم برای پیمودن طول آن در جریان سفری خیالی را، فراتر از آنچه که تصور می‌شد بدانیم.

راه شیری که در دسته کهکشان‌های مارپیچ قرار می‌گیرد، دارای یک بخش مرکزی متشکل از ستاره‌های کهنسال است و سایر ستارگان آن از جمله خورشید ما (که به ستارگان دیسکی معروفند)، در قسمت دیسک کهکشان استقرار یافته‌اند که از چندین بازوی مارپیچ تشکیل شده است. حالا تحقیقات جدید نشان می‌دهد که بزرگی این دیسک، فراتر از تصورات پیشین ماست؛ به طوری که ۲۰۰ هزار سال زمان می‌برد تا یک فضاپیما با سرعت نور، طول کهکشان راه شیری را بپیماید.

محققان چنین نتیجه‌ای را با آنالیز فراوانی فلزات و عناصر سنگین در ستاره‌ها که به فلزیگی یا متالیسیتی (metallicity) موسوم است، به دست آوردند. هنگامی که این دانشمندان توجه خود را به ورای مرزهای از پیش تصور شده‌ی کهکشان راه شیری معطوف کردند، ستاره‌هایی را یافتند که از حیث ترکیبات ساختاری و فلزیگی، شباهت بسیاری با ستارگان دیسکی کهکشان ما دارند.

موضوعی که به عقیده‌ی «کارلوس آلنده» یکی از نویسندگان این مقاله و محقق انستیتو اخترفیزیک جزایر قناری، می‌تواند بیانگر فراخ‌تر بودن مرزهای راه شیری نسبت به آنچه باشد که پیش از این پنداشته می‌شد.

پیمودن طول کهکشان راه شیری ۲۰۰ هزار سال نوری زمان می‌برد

بر اساس این مطالعه جدید، فاصله قطری دیسک کهکشان راه شیری ۲۰۰ هزار سال نوری تخمین زده شده و این در حالی است که پیش‎تر از ارقام ۱۰۰ هزار یا ۱۶۰ هزار سال نوری سخن به میان آمده بود. بزرگی این اعداد و ارقام هنگامی بیشتر به چشم خواهد آمد که بدانیم یک سال نوری، در واقع مسافت پیموده شده توسط نور در یک سال است که چیزی حدود ۱۰ تریلیون کیلومتر می‌شود.

اما برای درک بهتر موقعیت این ستاره‌های دیسکی تازه کشف شده، باید گفت که فاصله آن‌ها تا مرکز کهکشان راه‌ شیری، سه برابر بیشتر از فاصله خورشید ما تا مرکز کهکشان است. البته اعضای این تیم تحقیقاتی معتقدند که احتمال شناسایی ستاره‌های دیسکی تا فاصله‌ی چهار برابر دورتر نیز وجود دارد.

این یافته‌ها به کمک داده‌های جمع‌آوری شده از دو تلسکوپ طیف‌نگار لاموست (LAMOST) و اپوجی (APOGEE) حاصل شد که رصد ستارگان را بر اساس تفکیک نور آن‌ها به رنگ‌های مختلف انجام می‌دهند. محققان از طریق تجزیه و تحلیل این الگوهای رنگی ترسیم شده، قادرند از عناصر تشکیل دهنده‌ی ستارگان، اطلاع حاصل نمایند.

البته این اولین باری نیست که دانشمندان، ناگزیر به اصلاح عقاید خود درباره یکی از کهکشان‌ها شده‌اند. نتایج یک مطالعه‌ی جدید دیگر حاکی از آن است که کهکشان همسایه‌ی ما با نام آندرومیدا (Andromeda)، جرم و حتی ابعاد تقریبا مشابهی با راه شیری دارد و بر خلاف تصورات پیشین، دو یا سه برابر بزرگتر از کهکشان ما نیست؛ یافته‌ای که می‌تواند پیش‌بینی‌های موجود مبنی بر برخورد این دو کهکشان به یکدیگر تا ۴ میلیارد سال آینده را تحت تاثیر قرار دهد.