برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

دانشمندان موفق شدند تا تصویری از یک سیاره تازه متولد شده را ثبت کنند. این برای نخستین بار است که از سیاره، پس از آنکه مواد دیسک پیش‌سیاره‌ای خود را مصرف کرده، تصویری تهیه شده است. رصد این مرحله از شکل‌گیری سیارات، به دانشمندان در درک بهتر این روند، کمک بسیاری می‌کند.

تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) در رصدخانه جنوبی اروپا (ESO)، اولین تصویر از یک سیاره تازه متولد شده را ثبت کرده است. این سیاره به دور ستاره کوتوله جوانی به نام PDS 70 در حال گردش است. این سیاره را می‌توان به راحتی به صورت نقطه درخشانی در سمت راست مرکز تاریک تصویر تشخیص داد. بخش مرکزی تصویر، همان ستاره این مجموعه است که توسط یک کرونوگراف پوشانده شده است. تنها راهی که بتوان جزییات اطراف یک ستاره پرنور را مشاهده کرد، پوشاندن آن ستاره با این روش است. در غیر این صورت، نور درخشان ستاره، مانع از دیدن هر چیزی از جمله نور ساطع‌شده از سیاره احتمالی اطراف آن ستاره می‌شود.

فاصله این سیاره تا ستاره میزبانش، چیزی در حدود ۳ میلیارد کیلومتر است. این فاصله به اندازه فاصله سیاره اورانوس تا خورشید است. این سیاره که PDS 70b نام‌گذاری شده است، غولی گازی‌شکل و با جرمی بیشتر از جرم سیاره مشتری بوده که دمای سطح آن به ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

پیش این نیز دیسک‌های سیاره‌ای در اطراف ستاره‌های جوان مشاهده شده بودند. اما در همه موارد، سیارات رصد شده در میان ابری از گازهای تشکیل‌دهنده دیسک پیش‌سیاره‌ای قرار داشتند. این اولین باری است که ستاره‌شناسان شاهد یک سیاره تازه متولد شده تک هستند.

این تصویر، تنها یک تصویر زیبا از ابتدای شکل‌گیری یک سیاره نیست. بلکه دانشمندان می‌توانند به وسیله آن، چیزهای بیشتری از روند شکل‌گیری سیارات بدانند. برای قرن‌ها، دانشمندان درباره طبیعت مرحله گذار دیسک پیش‌سیاره‌ای فرضیه‌پردازی کرده بودند. دیسکی که در بخش‌های میانی آن، حفره‌ای نسبتا خالی از مواد وجود دارد. فرضیه‌های ارائه شده بیان می‌داشت که این حفره ناشی از برهم‌کنش یک سیاره تازه شکل‌گرفته و خود دیسک است. هم‌اکنون، با ثبت این تصویر، دانشمندان می‌توانند این رویداد را به صورت مستقیم مشاهده کنند.

ناسا تسلکوپ فضایی کپلر را به منظور کاهش مصرف سوخت به حالت خواب فرستاد

ناسا تسلکوپ فضایی کپلر را به منظور کاهش مصرف سوخت به حالت خواب فرستاد

ناسا تسلکوپ فضایی کپلر را به منظور کاهش مصرف سوخت به حالت خواب فرستاد

ناسا امروز اعلام کرد تسلکوپ فضایی کپلر را به منظور صرفه جویی در کاهش مصرف سوخت به حال خواب خواهد فرستاد. این فضاپیما برای یافتن سیاره‌هایی مشابه زمین با قابلیت میزبانی از حیات به فضا ارسال شده بود.

ناسا در مارس سال ۲۰۰۹ میلادی فضاپیمای کپلر یا در اصل تسلکوپ فضایی کپلر را به منظور جستجو برای یافتن سیاره‌ای مشابه زمین در نزدیکی ستاره‌ای مشابه خورشید در دور دست‌ها با امکان میزبانی از حیات به فضا فرستاد. سرانجام پس از ۹ سال ناسا اعلام کرد که سوخت این فضاپیما به شدت کاهش یافته و به منظور صرفه‌جویی در مصرف سوخت، تا چند هفته دیگر تلسکوپ فضایی کپلر به حالت خواب خواهد رفت.

البته این تصمیم ناگهانی نیست و در ماه مارس ۲۰۱۸ که دقیقا ۹ سال از پرتاب کپلر گذشته بود، ناسا کاهش ذخیره سوخت کپلر و رفتن آن به خواب در آینده نزدیک را گوشزد کرده بود. تا اینکه دوشنبه پیش، تیم کپلر شاهد کاهش فشار مخزن سوخت تسلکوپ فضایی کپلر بود که نشانگر پایین بودن شدید ذخیره سوخت است. با این شرایط کپلر دیگر مشاهده علمی و کاوش فضای بی‌کران را متوقف کرده و تا روز بیست و دوم آگوست، یعنی تا زمانی که موقع مخابره اطلاعاتی که طی ۵۱ روز اخیر جمع کرده است، در حالت استراحت خواهد بود.

از تاریخ دوازدهم می ۲۰۱۸، کپلر چشمان تیزبین خود را به سمت مسیری در راستای صورت فلکی خرچنگ متمرکز کرده بود؛ این تلسکوپ فضایی در سال ۲۰۱۵ نیز یکبار دیگر این راستای فعلی را مورد مشاهده قرار داده بود. با دستیابی به اخرین اطلاعات به دست آمده از مشاهدات کپلر، می‌توان درباره سیاره‌های کاندید دارا بودن شرایط حیات که در مشاهده اول در این راستا یافت شدند، تصمیم گیری قطعی کرد. همچنین می‌تواند به دانشمندان در یافتن سیاره‌های جدید در این راستا نیز کمک کند.

همانطور که گفته شد کپلر چند هفته دیگر به خواب خواهد رفت و بیست و دوم آگوست اقدام به مخابره اطلاعات جمع آوری شده به زمین می‌کند. البته این تسلکوپ فضایی در اوایل آگوست بیدار خواهد شد و جهت آنتن‌هایش را به منظور ارسال اطلاعات به سمت زمین تنظیم می‌کند. اگر همه چیز خوب پیش رود، ماموریت مربوط به مشاهدات این فضاپیما در تاریخ ششم آگوست برپا خواهد شد و پس از آغاز مخابره، دانلود آنان تا زمان اتمام سوخت فضاپیما ادامه خواهد داشت.

همانگونه که در ابتدا نیز عنوان شد کپلر در سال ۲۰۰۹ به فضا پرتاب و سه سال نیز بیشتر از عمر خدمتی در نظر گرفته شده برای آن به فعالیت و جمع آوری اطلاعات ادامه داد. این فضاپیما تاکنون موفق به یافتن ۲۶۵۰ سیاره شده است! حتی اگر ماموریت کپلر به زودی تمام شود، با این حال حجم بسیاری از اطلاعات جمع آوری شده توسط این فضاپیما وجود دارد که میبایست بررسی و تحلیل شوند. ناسا تایید کرد که از این تحلیل‌ها پشتیبانی و همچنین حمایت مالی خواهد کرد و انتظار می‌رود حاصل آن بیش از هزار مقاله علمی در سال‌های آتی باشد.

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ که منجر به خاموشی موقت مریخ‌نورد آپورچونیتی در اوایل خرداد شده اکنون شدیدتر شده است. این طوفان به‌گونه‌ای است که اگر در زمین رخ داده بود امریکای شمالی و روسیه را به طور کامل دربرمی‌گرفت.

مریخ‌نورد کیوریاسیتی افزایش اثرهای طوفان را در عکسی سلفی در ۲۵ خرداد/۱۵ ژوئن ثبت کرد. این طوفان کمی برای رصدگران نابهنگام است، چون مریخ در حال نزدیک شدن به مقابله با زمین است. مقابله با زمین می‌تواند چشم‌اندازهای عالی‌ای از سطح مریخ ایجاد کند اما اگر این سیاره در ابر ضخیمی از گرد و غبار مدفون شود، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

طوفان‌های گرد و غبار منطقه‌ای در مریخ رایج است، اما دانشمندان مطمئن نیستند که چه چیزی منجر به تبدیل شدن آن‌ها به طوفان‌های سرتاسری می‌شود. این طوفان‌ها معمولاً ناشی از گرم شدن سیاره در هنگام رسیدن به نزدیک‌ترین نقطه از خورشیدند. اختلافات دمایی باد تولید می‌کند و باد دانه‌های ریز غبار را از سطح بلند کرده و گسترش می‌دهد.

مسئولان آپورچونیتی بر این باورند که این مریخ‌نورد ۱۴ساله بر اثر کاهش نور خورشید و مسدود شدن آسمان با گرد و غبار خاموش شده است زیرا صفحات خورشیدی آن نمی‌توانند انرژی کافی را برای شارژ باتری‌هایش تولید کنند. آپورچونیتی طوری طراحی شده است که ساعت آن به سنجش زمان ادامه دهد و هر از چندی مریخ‌نورد بیدار شود تا وضعیت آسمان و باتری‌ها را بررسی کند. گرچه آپورچونیتی پیش از این نیز در طوفان‌های گردوغبار گرفتار شده و نجات یافته است، شدت این طوفان و مدت پیش‌بینی شدۀ آن ممکن است سبب شود باتری‌ها کاملاً تخلیه شوند که برای این مریخ‌نورد قدیمی مشکل‌ساز خواهد بود.

وبگاه Mars Exploration Rovers اعلام کرده است، گروه هر روز در انتظار است تا آسمان صاف شود و تا زمانی که آسمان صاف نشود انتظار دریافت علائمی از آپورچونیتی وجود ندارد.

درعین‌حال، مریخ‌نورد کیوریاسیتی که باتری‌های آن به انرژی هسته‌ای متکی‌اند با وجود غلیط شدن مه گرد و غبار به کار خود ادامه می‌دهد. جدیدترین تصویر ثبت شدۀ کیوریاسیتی نشان می‌دهد مه گرد و غبار در اطراف این مریخ‌نورد شش تا هشت برابر غلیظ‌تر از شرایط عادی مریخ در این وقت سال است.

اگرچه ممکن است طوفان لذت مقابلۀ امسال مریخ را برای تماشاگران کاهش دهد، درک ما را از چگونگی شکل‌گیری، تحول و تأثیرات چنین طوفان‌هایی بهبود می‌بخشد. در حال حاضر، مریخ از طریق مریخ‌نوردها و مدارگردها تحت نظارت مستمر است و تصاویر ثبت شده از این رویداد با وضوح بالا در اختیارند.

چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

 چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

در پهنه بی‌کران آسمان در مکانی به دور از آلودگی نوری و آلودگی جوی، با چشم غیرمسلح می‌توانید تعداد بی‌شماری ستاره و گاهی تعداد انگشت‌شماری سیاره را مشاهده کنید که هردو دارای روشنایی هستند. البته این درحالی است که ستاره‌ها خود منبع نورند اما سیاره‌ها از خود نوری ندارند و روشنایی آن‌ها به سبب بازتابش نور ستاره‌ای در نزدیکی‌شان است. مانند سیاره‌های منظومه شمسی که روشنایی آن‌ها به سبب بازتابش نور خورشید است. اما منبع نور و درخشندگی ستاره‌ها چیست؟

ستاره‌ها از گاز تشکیل شده‌اند، مولکول‌های گاز به سبب متراکم‌بودن یک ستاره در هر لحظه درحال برخورد با یکدیگرند. به عبارتی مسافت میانگین آزاد هر اتم خیلی کوتاه است. در هسته یک ستاره جوان با دمای ۱۰ میلیون کلوین، اتم‌های هیدروژن به هم برخورد کرده و اتم هلیم تولید می‌شود. انرژی زیادی در این برخورد آزاد می‌شود. در ستاره‌های با عمر بیشتر در دمای ۱۰۰ میلیون کلوین اتم‌های هلیم با هم برخورد کرده و کربن تولید می‌شود، همچنین اکسیژن در واکنش‌هایی در این دما ایجاد می‌شود. در ادامه این فرآیندها وقتی دمای ستاره به بیش از ۵۰۰ میلیون کلوین برسد نئون، سدیم و منیزیم تولید می‌شود. در دمای بالاتر از یک میلیارد کلوین همجوشی عناصر مختلف از قبیل نئون، اکسیژن و سیلیسیوم رخ می‌دهد. در نهایت طی این فرآیندها عناصری مانند گوگرد، آرگون، کلسیم و آهن نیز در ستاره تولید می‌شود. اینکه این فرآیندها تا تولید کدام عنصر ادامه پیدا کند به جرم ستاره بستگی دارد. این فرآیندها که طی زندگی همه ستاره‌ها رخ می‌دهد «گداخت» نام دارد. گداخت یعنی ترکیب دو هسته اتمی و تولید هسته بزرگ‌تر که انجام این فرایند با نور و گرمای بسیار زیادی همراه است. زیراوقتی دو هسته با هم ترکیب شوند مقدار کمی از جرم آنها به انرژی تبدیل می‌شودکه طبق رابطه معروف جرم- انرژی انیشتین با گداختن جرم اندکی از ماده می‌توان انرژی فراوانی به دست آورد. در واقع منبع نور و گرمای ستاره‌ها واکنش‌های گداخت است که به صورت لایه به لایه درون ستاره در طول زمان انجام می‌شود. زیرا میزان تراکم و فشار در سطح ستاره و در مرکز ستاره متفاوت است.

 در نهایت در اواخر عمر یک ستاره می‌توانیم عناصر مختلف را در ستاره ببینیم که در هر لایه فرآیندی در حال انجام است. سطحی‌ترین لایه‌های هسته هنوز در حال همجوشی هیدروژن و تولید هلیم است و در داخلی‌ترین لایه‌ها بنا به جرم ستاره می‌توانیم عناصر مختلف دیگری را مشاهده کنیم.

چرا روشنایی ظاهری ستاره‌های مختلف متفاوت است؟

ستاره‌ها منبعی از نور و گرما هستند که انرژی­شان را از واکنش‌های پیوسته گداخت که در آن‌ها رخ می‌دهد به دست می‌آورند. اما چرا برخی پرنورتر و برخی کم نوربه نظر می‌رسند؟

برای پاسخ به این سوال، نقش دو عامل تاثیرگذار را بررسی می‌کنیم؛ اولین عامل جرم است. هرچه ستاره‌ای پرجرم‌تر باشد فرآیند گداخت در هسته آن سریع‌تر رخ می‌دهد و نتیجه آن آزاد شدن انرژی و درخشندگی بیشتر است. در حقیقت درخشندگی معیاری برای سنجش شدت نور است، یا به عبارتی بیانگر میزان انرژی‌ای که جسم به صورت تابش در طی یک ثانیه ساطع می‌کند. واحد درخشندگی وات (ژول بر ثانیه) است. درخشندگی یک ستاره به دو عامل بستگی دارد: ۱) اندازه ستاره (مساحت سطح) ۲) مقدار نور مرئی که از هر مترمربع سطح آن گسیل می‌شود (که این مورد به نوبه خود تابع دمای سطح ستاره است). اما این میزان درخشندگی برای رسیدن به چشم ما مسافت طولانی‌ای را طی می‌کند. هرچه این مسافت طولانی‌تر باشد میزان درخشندگی رسیده از ستاره به سطح زمین کمتر می‌شود. درواقع اگر دو ستاره در فاصله یکسان تا زمین قرار گرفته باشند آنکه دما و ابعاد بیشتری دارد، پرنورتر دیده می‌شود. و اگر دو ستاره با دما و ابعاد یکسان داشته باشیم آنکه نزدیک‌تر است، پرنورتر دیده می‌شود. پس می‌توان گفت میزان روشنایی‌ای که از هر ستاره روی زمین می‌بینیم (که قدر ظاهری نام دارد) با درخشندگی واقعی آن متفاوت است؛ زیرا روشنایی در واقع میزان انرژی رسیده از منبع نوری به سطحی معین در واحد زمان است. برای مثال یک چراغ قوه می‌تواند در فاصله یک سانتی‌متری از چشم ما بسیار «روشن» جلوه کند؛ در حالی که یک پروژکتور در فاصله پنج کیلومتری برای چشم ما «روشنایی» بسیار ضعیفی دارد. کم‌شدن روشنایی با افزایش فاصله به دلیل پخش شدن انرژی تابشی است.

در ستاره‌ها امواج تابش شده در سطح کره‌ای پخش می‌شوند که مساحت کره با دو برابر شدن فاصله چهار برابر می‌شود. بنابراین روشنایی با دورشدن از جسم کاهش می‌یابد؛ زیرا نور در سطح کره بزرگ‌تری پخش شده است. در نتیجه متفاوت‌بودن روشنایی ظاهری ستاره‌ها در آسمان به دلیل  فاصله ما از آن ستاره و تفاوت دما و اندازه هر ستاره است.

آیا می‌شود به یک ستاره کاوشگر اعزام کرد؟

بشر همواره به دنبال کاوش در سراسر کیهان بوده و به این منظور دست به ساختن فضاپیماها، کاوشگرها و… زده است. کاوشگرها و فضاپیماها برای اهداف خاصی راهی مقاصد مشخصی می‌شوند. تاکنون دانشمندان موفق شده‌اند به ماه و سیاره‌هایی همچون عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون و سیاره کوتوله پلوتو کاوشگر اعزام کنند. این کاوشگرها توانسته‌اند اطلاعات بسیار ارزشمندی برای ما جمع آوری کنند. اما برخی کاوشگرها هستند که راهی ورای منظومه شمسی نیز شده‌اند؛ اولین کاوشگر  پایونیر ۱۰ بود که در سال ۱۳۵۰ پرتاب شد  و آخرین سیگنال بسیار ضعیف از آن در ۳ بهمن ماه ۱۳۸۱ دریافت شد. طبق پیش‌بینی‌های انجام شده پایونیر ۱۰ اکنون در فاصله ۱۱۴ واحد نجومی قرار دارد ‌(هر واحد نجومی (AU) برابر با فاصله زمین تا خورشید است) و از کمربند کوئیپر خارج شده است. پایونیر ۱۱ نیز در سال ۱۳۵۲ شمسی پرتاب شد و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تاکنون مسافت ۹۰ واحد نجومی  (۹۰AU) را طی کرده است آخرین تماس با پایونیر ۱۱ در سال ۱۳۷۴ برقرار شد. ویجر ۱ نیز در سال ۱۳۵۶ شمسی پرتاب شد و تاکنون ۱۳۳ واحد نجومی از ما فاصله گرفته و در فضای میان ستاره‌ای در حال حرکت است. در سال ۱۳۹۲ ناسا به طور رسمی خروج ویجر ۱ از منظومه شمسی را تایید کرد و طبق پیش‌بینی‌های انجام شده این فضاپیما حدود ۳۰۰ سال دیگر به محدوده ابر اورت می‌رسد. ویجر ۲ نیز که در سال ۱۳۵۶ پرتاب شد، در سال ۱۳۶۸ از کنار نپتون گذشت و تاکنون ۱۰۲ واحد نجومی از ما فاصله گرفته است. اما چرا تا به حال به ستاره‌ها کاوشگر نفرستاده‌ایم؟

در حقیقت نزدیک‌ترین ستاره به زمین، همان خورشید است که فضاپیمای هلیوس۱ در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸ از ۴۷ میلیون کیلومتری آن پرواز کرد. در بهترین حالت با فضاپیمایی که ناسا در سال ۲۰۱۸/۱۳۹۷ به سوی خورشید پرتاب می‌کند می‌توانیم تا شش میلیون کیلومتری خورشید به آن نزدیک شویم. اما بازهم فاصله زیادی تا ستاره مورد نظر داریم! نزدیک‌شدن به خورشید و دیگر ستاره‌ها به عواملی بستگی دارد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

مهم‌ترین عامل مسافت است. پس از خورشید نزدیک‌ترین ستاره به ما که پروکیسما قنطورس نام دارد، حدود ۴/۲ سال نوری با ما فاصله دارد که اگر بخواهیم با سرعت حدودا  km/s17 (مشابه سرعت فضاپیمای ویجر۱) به آن سفر کنیم تقریبا ۷۴ هزار سال طول خواهد کشید.

اما فرض کنیم کاوشگری ساخته‌ایم که بتواند در طول مدت سفرش با زمین در ارتباط باشد و داده‌هایش را به زمین مخابره کند و همچنین سوخت مورد نیاز برای رسیدن به مقصد را داشته باشد. چنین کاوشگری به محض رسیدن به نزدیکی ستاره مورد نظر ذوب خواهد شد زیرا دمای سطح یک ستاره معمولی مثل خورشید ۵۸۰۰ درجه سانتیگراد است (دمای سطح ستارگان بین سه هزار تا ۳۰ هزار کلوین متفاوت است) و هیچ دستگاه ساخته دست بشر در این دما مقاوم نیست. البته قسمت‌های مختلف جو خورشید دمای متفاوتی بین ۴۵۰۰ تا دو میلیون کلوین دارد.

اما اگر بازهم فرض کنیم بتوانیم کاوشگرمان را از جنسی مقاوم در برابر حرارت بسازیم. در این حالت نیزکاوشگر در نزدیکی ستاره از کار خواهد افتاد زیرا ستاره میدان مغناطیسی قوی‌ای دارد. همچنین بادهای ستاره‌ای و طوفان‌های مغناطیسی می‌تواند سامانه‌های الکترونیک فضاپیما را از کار بیندازد.

از سویی دیگر در طول سفر، ممکن است فضاپیما با ذرات میان‌ستاره‌ای یا پرتوهای مضر کیهانی برخورد کند که سبب وارد آمدن خسارت به فضاپیما می‌شود.

در نهایت با مهیا کردن تمامی امکانات بازهم یک کاوشگر نمی‌تواند بر سطح ستاره فرود بیاید و فقط می‌تواند اطراف آن پرواز کند، زیرا جنس ستاره از پلاسما است و امکان این وجود ندارد که فضاپیما روی ستاره فرود آید. پلاسما حالتی از ماده است که در دماهای بسیار بالا به وجود می‌آید و اتم‌ها یونیزه می‌شوند. در حالت پلاسما ذرات باردار مانند الکترون آزادانه در محیط حرکت می‌کنند و هیچ سطح سخت و قابل فرودی روی یک ستاره وجود ندارد.

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

کاوشگر ژاپنی، هایابوسا۲ (Hayabusa2)، موفق به ثبت تصویر سیارک رایوگو ۱۶۲۱۷۳ از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری شد. این کاوشگر در حال نزدیک شدن به این سیارک است و آن‌ها به‌زودی یکدیگر را در فاصلۀ ۲۸۰ میلیون کیلومتری سطح زمین ملاقات خواهند کرد.

طبق گفته‌های مدیر این پروژه، سیارک رایوگو در ابتدا از فاصلۀ دور گِرد به نظر می‌آمده است؛ اما با نزدیک شدن کاوشگر به آن به شکل مربع ظاهر شده و درنهایت، به شکل سنگ فلوریت مشاهده شده است. در حال حاضر، دهانه‌ها، صخره‌ها و عوارض جغرافیایی این سیارک مشاهده‌پذیر است.

محور چرخش این سیارک عمود بر مدار آن است. این موضوع درجه‌های آزادی را برای فرود بر سطح این سیارک افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، یک قله و دهانه‌هایی بزرگ در اطراف استوای سیارک رایوگو دیده شده است که انتخاب نقاط فرود را دشوار می‌کند.

سیارک رایوگو، سیارکی از گروه آپولو است. طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده، قرار است کاوشگر هایابوسا۲ از این سیارک نمونه‌برداری کند و نمونه را در آذر ۱۳۹۹/ دسامبر۲۰۲۰ به زمین ارسال کند.

مختصات بر خورشید

مختصات بر خورشید

 مختصات بر خورشید

وقتی جرمی را در آسمان رصد می‌کنیم علاوه بر دانستن این‌که چه چیز را می‌بینیم، آگاهی از این‌که کجا را می‌بینیم اهمیت دارد. عموماً منجمان آماتور به مورد اول توجه می‌کنند، اما دومی را نادیده می‌گیرند؛ درحالی‌که اگر ثبت دقیق رصدها به منظور مراجعه و استفاده‌ بعدی، یا اشتراک‌گذاریِ آن‌ها با دیگر رصدگران باشد، لازم است دقیق‌تر از این حرف‌ها به راستاهایی اشاره کنیم که در میدان دید ابزارمان می‌بینیم. تعیین نسبی جهت‌های شمال و جنوب، و شرق و غرب میدان دید در رصدهای شبانه کار پیچیده‌ای نیست، اما رصدگرانی که خورشید را مرتب و به‌دقت رصد می‌کنند باید این راستاها را با دقت بیش‌تری مشخص کنند؛ زیرا تعیینِ مختصاتِ خورشیدیِ عوارضِ سطحی، مستلزم آگاهی از این راستاهاست.

  تعیین اولیه‌ جهت‌ها

برای این‌که از مکان تقریبی جهات چهارگانه‌ خورشید در رصد با چشم غیرمسلح آگاه شویم، کافی است قرص خورشید را بر کره‌ آسمان تصویر کنیم. به‌سادگی نیمه‌ای از قرص خورشید که در امتداد قطب شمال سماوی یا راستای شمال جغرافیایی قرار می‌گیرد را  نیم‌کره‌ شمالی خورشید و سوی مخالف آن را نیم‌کره‌ جنوبی فرض می‌کنیم. لبه‌ شرقی خورشید متمایل به راستای شرق جغرافیایی و لبه‌ غربی آن نیز رو به مغرب جغرافیایی خواهد بود. پس با کمی دقت معلوم می‌شود که جهت‌های شرق و غرب بر قرص خورشید برعکس جهت‌های جغرافیایی بر روی زمین است (شرق در سمت چپِ نقطه‌ شمال و غرب در سمت راست آن واقع می‌شود).

تعیین جهت‌ها در رصد با تلسکوپ نیز تقریباً به همین آسانی است. در یک تلسکوپ ثابت (با موتور خاموش و بدون قابلیت ردیابی خودکار) به علت حرکت وضعی زمین، ابتدا لبه‌ غربی خورشید از میدان دید خارج می‌شود. هم‌چنین در اثر چرخش وضعی شرق به غرب خورشید، عوارض سطحی آن به‌مرور پشت لبه‌ غربی پنهان می‌شوند. راستای مخالف، لبه‌ شرقی است و عوارض سطحی خورشید ابتدا از این سمت پدیدار می‌شوند. برای تعیین شمال و جنوب هم کافی است کمی لوله‌ تلسکوپ را در راستای شمال (یا جنوب) آسمان تکان دهیم. اشاره‌ جزییِ لوله به‌سمت شمال، موجب خروجِ نیم‌کره‌ جنوبی خورشید از میدان دید می‌شود؛ و برعکس.

 اثرات حاصل از انحراف مداری زمین و خورشید

اما جهت‌های تقریبی که به این ترتیب تعیین می‌شوند صرفاً تصویر راستاهای سماوی بر قرص خورشید هستند و محل دقیق شمال و جنوب و شرق و غرب خورشید را نشان نمی‌دهند. علت این است که اولاً محور دوران خورشید نسبت به دایرةالبروج تمایلی هفت‌درجه‌ای دارد و ثانیاً محور دوران زمین بر صفحه‌ منظومه‌ی شمسی عمود نیست. این دو اثر سبب می‌شود زمین دقیقاً در امتداد صفحه‌ی استوایی خورشید به دور آن نگردد. زمین که در مدارش به دور خورشید در حال حرکت است، نماهای گوناگونی از خورشید می‌بیند و نقطه‌ شمال و جنوبِ حقیقی خورشید در طول سال کمی رو به زمین یا پشت به آن قرار می‌گیرد. به این ترتیب از دید ناظر زمینی، نواحی قطبی خورشید در طول سال با حرکتِ نوسانیِ پیوسته‌ای به طرف زمین خم و سپس از آن دور می‌شود. این اثر، مشابهِ رخگردِ شمالی‌ـ‌جنوبی ماه است که موجب می‌شود گاهی قسمت‌هایی از نواحی قطبی ماه که پشت به زمین است نیز ‌دیده شود. قطبی‌هاي حقیقیِ خورشید ممکن است تا ۷ درجه و ۱۵ دقیقه متمایل به زمین باشند. علاوه بر این، راستای محور چرخشی خورشید نیز ممکن است حداکثر تا ۲۶ درجه و ۲۱ دقیقه به طرف شرق یا غرب سماوی تمایل زاویه‌ای داشته باشد. اگر به این دو مورد اخیر چرخش تفاضلی خورشید(Differential Rotation)

را هم اضافه کنیم و به خاطر بیاوریم که خورشید بر خلاف تصویر ساده‌ اولیه‌مان، یک قرص چسبیده به آسمان نیست بلکه شکلی کروی دارد، تعیین محل عوارض سطحی آن به نظر پیچیده‌تر هم می‌آید. تا حدودی هم همین‌طور است! اما خورشیدشناسان روش‌هایی تدوین کرده‌اند که با به‌کارگیری آن‌ها می‌توان در چند گام محل عوارض خورشید را با دقت خوبی استخراج کرد. این دقت در نزدیکی مرکز قرص خورشید بیش‌ترین مقدار است؛ حدود ۱ درجه. اما با دورشدن از مرکز و حرکت به‌سمت لبه‌ها از دقت زاویه‌سنجی کاسته می‌شود.

  مشخصه‌های اساسی خورشید

تعیین محل یک عارضه روی خورشید و بیان آن به صورت زاویه‌های طول و عرض خورشیدی، نیازمند دانستن سه پارامتر مهم درباره‌ خورشید است که به تاریخ و زمان انجام رصد بستگی دارند. نخستین پارامتر همان تمایل محور شمالی‌ـ‌جنوبیِ خورشید نسبت به زمین است که با Bo نشان داده می‌شود و به طوری که در ادامه خواهیم دید بیان‌گر عرضِ خورشیدیِ مرکز قرص خورشید است (شکل كناري). اگر محورهای دَوَرانی زمین و خورشید بر صفحه‌ دایرة‌البروج عمود ‌بودند، جهت شمال خورشید همواره در بالاترین نقطه‌ لبه‌ شمالی آن واقع می‌شد و در نتیجه مرکز قرص خورشید همیشه منطبق بر خط استوای خورشید قرار می‌گرفت که مرجع سنجش زاویه‌ عرض خورشیدی است و مقدار عددی آن صفر می‌شد. در‌حالی‌که متمایل‌شدن قطب شمال خورشید به‌طرف زمین باعث پایین‌تر آمدنِ استوای خورشید نسبت به حالت قبل می‌شود و این‌بار مرکز قرص ظاهری خورشید چند درجه بالاتر از استوای آن قرار می‌گیرد. بنابراین عرضِ خورشیدیِ نقطه‌ مرکزیِ قرص، مقداری مثبت به خود می‌گیرد. بیش‌ترین مقدار این عرض خورشیدی مثبت، ۳/۷ درجه است و در اواسط شهریور ماه هر سال رخ می‌دهد. مخالف این حالت در نیمه‌ دوم فروردین اتفاق می‌افتد؛ یعنی قطب جنوب خورشید رو به زمین واقع می‌شود و علاوه بر این‌که بخشی از ناحیه‌ قطبی جنوبی آن رؤیت‌پذير می‌شود، استوای فرضی خورشید تا ۳/۷ درجه بالاتر از مرکز قرص قرار می‌گیرد و زاویه‌ عرض خورشیدی آن ۳/۷-  می‌شود. فقط در بازه‌ زمانی محدودی در اواخر خرداد و آذر هر سال است که مقدار این زاویه صفر می‌شود و ما مستقیم از روبه‌رو به مرکز قرص خورشید نگاه می‌کنیم.

پارامتر دوم، در تغییرات راستای شمال‌ـ‌جنوب خورشید نسبت به محور دورانی زمین ریشه دارد. این پارامتر را زاویه‌ موقعیت می‌نامیم و با P نشان می‌دهیم. بازه‌ زاویه‌ای تغییرات آن ۶/۵۲ درجه است؛ ۳/۲۶ درجه در هر دو سوی شرق و غرب محور دوران خورشید. اگر تمایل به سمت شرق خورشید باشد مقادیر را با علامت + نشان می‌دهیم. بیشینه‌ تمایل شرقی در نخستين دهه‌ فروردین است، درحالی‌که در ابتدای دی‌ماه راستای شمال‌ـ‌جنوب خورشید با محور چرخشی زمین هم‌راستا و زاویه‌ موقعیت صفر می‌شود. از اين پس زاویه‌ موقعیت مقادیر منفی به ‌خود می‌گیرد و در اواخر اسفند به ۳/۲۶- می‌رسد. سپس حرکت معکوس می‌شود و زاویه‌ موقعیت دوباره در نیمه‌ دوم تیرماه صفر می‌شود و این روند ادامه می‌یابد.

دو پارامتر Bo و P برای تعیین عرض جغرافیایی در خورشید کفایت می‌کنند. پارامتر سوم، به تعیین طول خورشیدی عوارض مربوط است و لازمه‌ آن دانستن محل خط فرضی محور چرخش خورشید است. این خط مرجعْ نصف‌النهار مرکزی خورشید نامیده می‌شود و زاویه‌ طول خورشیدی آن، Lo، در آغاز هر دوره‌ چرخش جدید خورشید صفر می‌شود. دقت کنید که منظور از دوره‌ چرخش در این‌جا، حرکت وضعی خورشید است که ماهیتی دیفرانسیلی یا تفاضلی دارد، نه دوره‌های بلند‌مدت چرخه‌ی خورشید که به فعالیت مغناطیسی آن مربوط است. از آن‌جا که خورشید جسمِ صُلب نیست، عرض‌های مختلف آن با سرعت‌های متفاوتی به دور محورش می‌چرخند، به‌طوری که چرخش مناطق استوایی ۲۶ روز و مناطق نزدیک قطب‌هاي آن۳۰ روز طول می‌کشد. تعداد دورهای چرخش خورشید با عددی موسوم به عدد کارینگتون مشخص می‌شود که مبدأ سنجش آن نوامبر سال ۱۸۵۳ (آبان ۱۲۳۲ شمسی) است. هر بار که یک دوره‌ چرخش وضعی جدید خورشید آغاز می‌شود، یک واحد به شماره‌های عدد کارینگتون افزوده می‌شود. عدد چرخش کارینگتون برای روز اول دی‌ماه امسال، ۲۱۳۱ است. طول خورشیدی از شرق به غرب آن و به‌صورت افزایشی اندازه‌گیری می‌شود و چون خورشید در جهت شرق به غرب حول محورش دوران می‌کند، طول خورشیدی نصف‌النهار مرکزی به‌مرور کاهش می‌یابد؛ از صفر یا ۳۶۰ درجه به ۳۵۰، ۳۴۰، و… در واقع زاویه‌ مربوط به پارامتر Lo هر روز ۲/۱۳ و هر ساعت ۵۵/۰ درجه کم‌تر می‌شود. برای این‌که بتوانیم مختصات مربوط به عارضه‌ خورشیدی خاصی را به‌درستی حساب کنیم، لازم است مقادیر مربوط به این سه پارامتر را بدانیم. جداولی موسوم به سال‌نامه (Ephemeris) [برابر دکتر حیدری ملایری: روزیج (=زیج روزانه)] از سوی مراکز مختلف نجومی چاپ و منتشر می‌شود که در کنار سایر اطلاعات مربوط به ستاره‌ها و سیاره‌ها، مقادیر سه‌گانه‌ روزانه‌ خورشید، یعنی Bo و P و Lo، را نیز ارایه می‌دهند. این سالنامه‌ها به‌صورت اینترنتی نیز مي‌توان ‌دریافت كرد. علاوه بر این پایگاه‌های اینترنتی مختلفی هستند که می‌توانند این مقادیر را برای هر روز دلخواه محاسبه کنند و ارایه دهند. همه‌ این‌ها را می‌توان از پایگاه bass2000.obspm.fr، قسمت tools- Ephemerids به ‌دست آورد.

ثبت مستقیم تصویر فوران ماده از سیاهچاله ستاره‌خوار

10 نکته مهم در خرید تلسکوپ

10 نکته مهم در خرید تلسکوپ

بدون شك براي هر كدام از شما علاقه‌مندان و پی‌جویانِ دنیای نجوم پيش آمده كه براي رصد آسمان و ديدن اجرام زيباي آسمان، تصميم گرفته‌ايد تلسكوپي براي خودتان بخريد. يا شايد هم از قبل ابزار رصدي كوچكي، مثل دوربين‌ دوچشمي يا تلسكوپ كوچك، داشته‌ايد و در فكرِ اين هستيد كه آن را عوض كنيد و مدل بزرگ‌تر و بهتري بخريد. براي شروع كار هم به‌سراغ آگهي‌ها يا وبگاه‌هاي مرتبط با فروش تلسكوپ و تجهيزات رصدي رفته‌ايد و شايد هم سري به فروشگاه‌هاي‌ نجومي محل سكونت خودتان زده‌ايد تا از نزديك ابزارهاي رصدي را ببينيد. بر خلاف انتظار،  هرچه بيشتر مدل‌هاي مختلفِ تلسكوپ‌ها را مي‌بينيد و بررسي مي‌كنيد، كار انتخاب تلكسوپ مناسب سخت‌تر مي‌شود. در اين وضعيت سؤال هميشگي كه مطرح مي‌شود اين است كه كدام تلسكوپ را بخرم؟ اين سؤال را به‌خصوص كساني زیاد مي‌پرسند كه تازه‌ واردِ دنياي نجوم شده‌اند و مي‌خواهند اولين ابزار رصدي‌شان را بخرند. اگر تاكنون تلسكوپي نخريده‌ايد و هنوز هم در جست‌وجوي مناسب‌ترين تلسكوپ و يافتن پاسخ سؤال‌تان هستيد يا اين‌كه قصد داريد تلسكوپ‌تان را عوض كنيد  و به‌سراغ تلسكوپ‌هاي حرفه‌اي‌تري  برويد، این راهنما  را حتماً دنبال كنيد. نكته‌هاي بسياري را با شما در ميان خواهم گذاشت تا هرچه سريع‌تر به پاسخ سؤال‌هايتان برسيد.

نخستين گام براي انتخاب تلسكوپ خوب و مناسب، داشتن نگاه واقع‌بينانه به موضوع است. اگر دقيقاً بدانيد براي چه به تلسكوپ نياز داريد و  قرار است چه كار‌هايي با اين تلسكوپ انجام دهيد، كار انتخاب تلسكوپ راحت‌تر مي‌شود. بارها اتفاق افتاده كه بسياري در زمان خريد تلسكوپ‌شان، اين سؤال را از من ‌مي‌پرسند كه «چه تلسكوپي بخرم؟». قبل از آن‌كه پاسخ كاملي به سؤال آن‌ها بدهم، سه سؤال مهم از آن‌ها مي‌پرسم:

 ۱- چرا مي‌خواهيد تلسكوپ بخريد؟ (انگيزه)

 ۲- با اين تلسكوپ قرار است در چه زمينه‌اي از نجوم فعاليت كنيد؟ (نوع فعاليت

 ۳- در مجموع چقدر مي‌خواهيد براي خريد تلسكوپ هزينه كنيد؟ (وُسع مالي)

 با پاسخ‌دادن به اين سؤال‌ها بسياري از مسایل و ابهام‌ها برطرف مي‌شد و به آساني مي‌توانستم مناسب‌ترين مدل تلسكوپ را به دوستانم پيشنهاد دهم. پيشنهاد مي‌كنم شما هم قبل از خريد، به اين سه سؤال خوب فكر كنيد و پاسخ كاملي بدهيد. در كنار پاسخ به اين سؤال‌ها،‌ دانستن نكته‌‌ها و اصطلاحات مهم و فني درباره‌ تلسكوپ‌ها و ساختارشان هم به شما كمك مي‌كند تا بهترين و مناسب‌ترين تلسكوپ را انتخاب كنيد. به همين دلیل در ادامه‌ مطلب، قرار است تمامي نكته‌ها و اصطلاحاتي كه به نظرم رسيد ممکن است براي شما مفيد باشد در قالب ده عنوان و نكته‌ مهم به شما بگويم.

   بودجه‌ خريد تلسكوپ را مديريت كنيد

وقتي صحبت از خريد تلسكوپ مي‌شود،‌ اكثر افراد فقط به اپتيك و پايه‌ تلسكوپ توجه مي‌كنند؛ در صورتي كه هزينه‌اي كه براي خريد تلسكوپ پرداخت مي‌كنيد فقط براي  اپتيك و پايه‌ تلسكوپ نيست. در واقع كل مبلغي كه براي خريد تلسكوپ مي‌پردازيد بايد بين سه مقوله‌ اپتيك و پايه و تجهيزات جانبي تقسيم كنيد. اگر تمايل داريد با استفاده از تلكسوپي كه مي‌خريد عكاسي از آسمان هم انجام دهيد، بايد پول بيشتري براي خريد تلسكوپ بپردازيد و بخشي از كل بودجه را هم براي خريد دوربين عكاسي و تجهيزات مربوط كنار بگذاريد. هم‌چنين سعي كنيد به لحاظ كيفيت و كارايي در بين اجزاي مختلف تلسكوپ، تعادل برقرار باشد. اگر بهترين و گران‌ترين اپتيك تلسكوپ را مي‌خريد،  در كنار آن از پايه‌ موتوردار باكيفيت و تجهيزات جانبي خوب و حرفه‌اي هم استفاده كنيد. همين طور به خريد تجهيزات جانبي تلسكوپ هم اهميت زيادي بدهيد. بهتر است حداقل ۲۰ درصد كل بودجه را به خريد تجهيزات جانبي اختصاص بدهيد؛ چرا كه اپتيك و پايه‌ خوب، بدون داشتن تجهيزات جانبي و كافي، مانند درختی تنومندي اما بدون برگ مي‌مانَد. هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در يك شب رصدي به‌خاطر نداشتن تجهيزات جانبي، مانند آداپتور برقAC  يا فيلتر خورشيدي و حتي آداپتور اتصال دوربين عكاسي به تلسكوپ و… كار رصدي شما معطل بماند يا شكست بخورد!

  گشودگي بيشتر، قدرت و توان بيشتر

غالب موجودات زنده هر آن‌چه با چشم‌هاي خود از ميزان درخشندگي‌ اجسام و محيط اطراف‌شان مي‌بينند، در نتيجه‌ مقدار پرتورهاي نوري است كه از راه مردمك چشم، وارد چشم‌مان مي‌شود. در مورد تلسكوپ‌ها هم همين وضعيت صدق مي‌كند. طبيعي است هر چه مقدار گشودگي تلسكوپ بيشتر باشد، نور بيشتري وارد تلسكوپ خواهد شد و درنتيجه اجرام غيرستاره‌اي و كم‌فروغِ آسمان بهتر و واضح‌تر ديده مي‌شوند. اين اساس كار تلسكوپ است. شايد شنيده باشيد كه حداكثر گشودگي مردمك چشم انسان در مكان‌هاي تاريك به ۶ و حتي ۷ ميلي‌متر مي‌رسد. اين مقدار را اگر با تلسكوپي مثلاً با گشودگي ۶ اينچ يا ۱۵۰ ميلي‌متر مقايسه كنيم، مي‌بينيم دهانه‌ تلسكوپ ۲۵ مرتبه بزرگ‌تر از مردمك چشم انسان است (۲۵=۶/۱۵۰)؛ در نتيجه توان جمع‌آوري اين تلسكوپ ۶۲۵ مرتبه بيشتر از چشم انسان است (۶۲۵=۲^۲۵). با افزايش گشودگي، توان تفكيك تلسكوپ نيز افزايش مي‌يابد؛ یعنی مي‌توانيد مثلاً جزیيات بيشتري از ماه و سياره‌ها و ساير اجرام آسمان ببينيد.

بين دو تلسكوپ با گشودگي ۵ و ۱۰ اينچ، گشودگيِ تلسكوپِ ۱۰ اينچي دو برابر تلسكوپ ۵ اينچي و توان‌ تفكيك آن هم هم دوبرابر می‌شود، اما توان گردآوري نور آن ۴ برابر بيشتر از تلسكوپ ۵ اينچ است؛ يعني با افزايش دوبرابري گشودگي، توان گردآوري نور تلسكوپ ۴ برابر خواهد شد. و همين طور با افزايش ۴ برابري گشودگي‌، توان گرد‌آوري نور تلسكوپ به‌صورت تصاعدي، ۱۶ برابر مي‌شود. از طرفي با تلسكوپ ۱۰ اينچي، مي‌توانيد بازو‌هاي كهكشان‌هاي بزرگ و پرفروغ يا ستاره‌هاي خوشه‌هاي كروي بزرگ را كه به‌خوبي تفكيك شده‌اند،‌به آساني ببينيد؛ درحالي‌كه ديدن جزیيات اجرام، با تلسكوپي در اندازه‌هاي ۵ اينچ به‌سختي امكان‌پذير است. در سوي ديگر ماجرا، هر چه گشودگي تلسكوپ بيشتر شود، ابعاد و وزن تلسكوپ بيشتر مي‌شود و كار جابه‌جايي تلسكوپ سخت‌تر. اين وضعيت سخت و دشوار به‌ویژه در زمان‌هايي كه بخواهيم به خارج از شهر برويم و مجبور به جابه‌جايي تلسكوپ‌ شويم، بيشتر خودش را نشان مي‌دهد. تلسكوپ‌هاي با گشودگي بيش از ۱۰ اينچ، مناسب براي مكان‌هايي است كه قرار است تلسكوپ در آن‌جا به‌طور ثابت قرار بگيرد. به همين خاطر است كه تلسكوپ‌هايي كه گشودگي بيش از ۱۰ اينچ دارند، بيشتر در رصدخانه‌ها و مراكز نجومي كاربرد دارند.

  فاصله‌ كانوني و نسبت كانوني را دست‌كم نگيريد

بين فاصله‌ كانوني عدسي يا آينه‌ي اصلي تلسكوپ(F) و قطر دهانه‌ تلسكوپ(D)، رابطه‌اي وجود دارد كه به آن نسبت كانوني مي‌گويند و آن را با f  نشان مي‌دهند. نسبت كانوني يعني فاصله‌‌ كانوني تقسيم بر قطر دهانه‌ تلسكوپ (هر دو پارامتر را برحسب واحد اندازه‌گيري يكسان در نظر بگيريد). دو تلسكوپ با گشودگي يكسان (مثلاً ۸ اينچ يا ۲۰ سانتي‌متر) ولي با فاصله‌ كانوني متفاوت از هم را در نظر بگيريد. آن تلسكوپي كه فاصله كانوني بيشتري دارد، نسبت كانوني بيشتري هم دارد. به بيان ديگر، نسبت كانوني به ما مي‌گويد كه فاصله‌‌ كانوني تلسكوپ، چندبرابر گشودگي تلسكوپ است.  نسبت كانوني دو اثر مهم در تصوير خروجي تلسكوپ دارد: اول در مورد مقدار بزرگ‌نمايي و ميدان ديد تصوير، و ديگري در مورد درخشندگي اجرام به‌خصوص اجرام غيرستاره‌اي.

در تلسكوپ‌هايي كه نسبت كانوني كمتري دارند، در مجموع به بزرگ‌نمايي‌هاي كمتري دسترسي داريم؛ اما در مقابل ميدانِ ديدِ تصويري كه از آسمان مي‌بينيم، بيشتر است. همين طور در اين نوع تلسكوپ‌ها اجرام غيرستاره‌اي، درخشندگي بيشتري دارند و مي‌توانيم اجرام كم‌‌فروغ آسمان را بهتر مي‌بينيم. پس اگر در پي اين هستيد كه اجرام غيرستاره‌اي را از پشت چشمي تلكسوپ تا حد ممكن درخشان و پُرفروغ ببينيد، به‌سراغ تلسكوپي برويد كه علاوه بر گشودگي و توان گرد‌آوري نور بالايي كه دارد، نسبت كانوني آن هم كمتر باشد. اين نوع تلسكوپ‌ها را اصطلاحاً تلسكوپ «سريع» هم می‌خوانند؛ يعني از آن‌جايي كه درخشندگي ظاهري تصوير بيشتر است، در عكس‌برداري از اجرام آسماني، مدت كم‌تري طول مي‌كشد تا بتوانيد از اجرام كم‌‌فروغ عكس‌برداري كنيد و تصوير دلخواه و با درخشندگي مناسب از آن جرم بگيريد.

در حالت كلي، نسبت كانوني‌ تلسكوپ‌ها را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد: نسبت كانوني كوتاه يا كم،  و متوسط، و بلند. تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (۵/f و كمتر) براي كار عكس‌برداري از اجرام غيرستاره‌‌اي گسترده و كم‌فروغ، مانند سحابي‌ها و كهكشان‌ها، بسيار مناسب هستند. در مقابل تلسكوپ‌هاي با نسبت‌ كانوني بالا (۱۰/f يا بيشتر) به‌سبب بزرگ‌نمايي بالا و تصوير واضحي (شارپ) كه ايجاد مي‌كنند، براي رصد و عكس‌برداري از خوشه‌هاي ستاره‌اي و ماه و سيار‌ه‌ها و البته رصد ستاره‌هاي دوتايي مناسب‌تر هستند.  دقت كنيد در تلسكوپ‌هاي شكستي و نيوتني طول لوله کمابیش برابر با مقدار فاصله‌ كانوني عدسي يا آينه‌ اصلي تلسكوپ است. در نتيجه تلسكوپي با نسبت كانوني بالا، طول لوله‌‌ بلند‌تري خواهد داشت و باعث افزايش حجم و وزن تلسكوپ مي‌شود. اگر اهل سفر هستيد و مدام براي رصد‌ به خارج شهر مي‌رويد،‌ بهتر است از تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (فاصله‌ كانوني كم) استفاده كنيد.  حال تصور كنيد دو تلسكوپ با گشودگي ۱۰ اينچ ولي با فاصله‌ كانوني متفاوت داريم. يكي نسبت كانوني پنج (۵/f) و ديگري با نسبت كانوني ۱۰ (۱۰/f). به نظر شما كدام يك براي شما مناسب‌تر است؟

   بزرگنمايي، ملاك انتخاب نيست

اگر خیال مي‌كنيد تلسكوپي خوب است كه بزرگنمايي بيشتري داشته باشد، سخت در اشتباهيد. بزرگنمايي تلسكوپ، معيار مناسبي براي خوبی يا بدی تلسكوپ نيست. هر تلسكوپي با توجه به مقدار قطر دهانه‌ و نسبت كانوني آن و نیز كيفيت ساخت عدسي يا آينه‌ آن، حداقل و حداكثر بزرگنمايي خاص خود را دارد. در حالت كلي مي‌توانيد به ازاي هر اينچ از قطر دهانه‌ي تلسكوپ، حداقل بزرگنمايي تلسكوپ را ۴ برابر و حداكثر بزرگنمايي را حدود ۵۰ برابر در نظر بگيريد. اگر بزرگ‌نمايي تلسكوپ بيش از حد توان تلسكوپ باشد، كيفيت تصوير به‌شدت كاهش مي‌يابد و تصوير دچار لرزش شديدي مي‌شود.

براي به‌دست‌آوردن مقدار بزرگ‌نمايي تلسكوپ، فاصله‌‌ كانوني  تلسكوپ را بر فاصله‌ كانوني چشمي تلسكوپ تقسیم كنيد (هر دو پارامتر را بر حسب واحد اندازه‌گيري يكسان در نظر بگيريد.) از طرفي توجه كنيد هر چه بزرگ‌نمايي تلسكوپ بيشتر شود، ميدان ديد منظره‌اي از آسمان كه از پشت چشمي تلسكوپ خواهيد ديد، كمتر (بسته‌تر) خواهد بود و برعكس، بزرگنمايي هر چقدر كم‌تر باشد، ميدان ديد بازتري خواهيد داشت. با تعويض چشمي، بزرگ‌نمايي و ميدان ديد تصوير هم تغيير مي‌كند. براي به‌دست‌آوردن ميدان ديد چشمي تلسكوپ از رابطه‌ ميدان ديد ظاهري چشمي(FOV) تقسيم بر بزرگ‌نمايي استفاده كنيد. مقدارFOV چشمي معمولاً روي بدنه‌ آن حك مي‌شود. اگر بار ديگر به آن‌چه درباره‌ فاصله‌ كانوني و نسبت كانوني گفتم و رابطه‌ بين اين دو دقت كنيد، متوجه مي‌شويد كه در تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (فاصله‌ كانوني كم)، بزرگ‌نمايي به مراتب كمتر و ميدان ديد بيشتر و بازتر مي‌شود و برعكس، براي تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني بلند،‌ بزرگ‌نمايي به مراتب بيشتر و ميدان ديد كم‌تر و بسته‌تر است.

    اپتيك، ركن اول انتخاب تلسكوپ

در حالت كلي ساختار تلسكوپ‌ها به سه نوع اصلي هستند: شكستي، بازتابي، كاتاديوپتريك (تركيبي) که هر كدام از آن‌ها به نوبه‌ خود به مدل‌هاي مختلفي دسته‌بندي مي‌شوند. يكي از تصميم‌هاي مهمي كه در انتخاب تلسكوپ بايد بگيريد، انتخاب نوع ساختار اپتيك تلسكوپ است. هر كدام از اين سه نوع مزايا و معايب خاص خودشان را دارند و بسيار مهم است كه بدانيد قرار است در چه حيطه‌اي از نجومِ رصدي فعاليت كنيد تا بتوانيد در انتخاب يكي از اين سه نوع، تصميم درستي بگيريد.

تلسکوپی شکستی با قطر دهانه ۱۲ سانتی‌متر

تلسكوپ‌ شكستي:

تلسكوپ‌هاي شكستي معمولاً از يك عدسي در سر لوله و يك چُپُقي كه در انتهاي لوله قرار مي‌گيرد، تشكيل شده‌اند و چشمي بر روي چپقي سوار مي‌شود. اين نوع تلسكوپ‌ها نسبت به مدل‌هاي ديگر، تصوير شفاف‌تر و واضح‌تري ايجاد مي‌كنند. در انتخاب تلسكوپ‌هاي شكستي، دو ويژگي مهم را بايد خوب بررسي كنيد: اول نسبت كانوني تلسكوپ، دوم انتخاب نوع عدسي و اين‌كه عدسي‌ها از نوع آپوكروماتيك باشند يا از نوع آكروماتيك. دليل اين انتخاب برمي‌گردد به اين‌كه در تلسكوپ‌هاي شكستي، معمولاً دو خطا یا اَبیراهیِ اپتيكي مهم وجود دارد: خطاي كروي و خطاي رنگي. خطاي كروي ناشي از كروي‌بودن انحناي سطح عدسي است. براي رفعِ اين نوع خطاي اپتيكي از عدسي‌هايي استفاده مي‌كنند كه انحناي سطح بيروني عدسي، سهمي‌شكل است. اما خطاي رنگي از ديگر معايب تلسكوپ‌هاي شكستي است كه در همه‌ي عدسي‌ها وجود دارد. دليل بروز اين خطا، پديده‌ شكست نور و كانوني‌نشدن همه‌ي پرتوهاي خروجي در يك نقطه است. پرتوهاي آبي بيشتر دچار شكست نور مي‌شوند و پرتوهاي قرمز كم‌تر؛ در نتيجه پرتو نور سفيد پس از گذر از عدسي تجزيه می‌شود و چند نقطه‌ي كانوني رنگي ايجاد می‌کند.

براي برطرف‌كردن خطاي رنگي معمولاً از تركيب دو يا سه عدسي واگرا و هم‌گرا استفاده مي‌كنند. از آن‌جايي كه تركيب عدسي‌ها و از بين بردن خطاي رنگي بسيار هزينه‌بر است، معمولاً براي تلسكوپ‌هاي آماتوري كه براي رصد آسمان استفاده مي‌شود، عدسي‌هاي دوجزیي و جنسِ شيشه‌ي معمولي را به کار می‌برند كه فقط بخشي از خطاي رنگي‌ را مي‌پوشاند. به اين نوع تلسكوپ‌ها كه خطاي كروي ندارند و خطاي رنگي آن از تركيب دو عدسي تاحدي برطرف شده است، تلسكوپ‌هاي آكروماتيك مي‌گويند. به همين خاطر است كه اگر با تلسكوپ‌هايي كه عدسي‌ آن‌ها «آكروماتيك» است، ستاره‌ي پرنور و درخشاني را ‌بينيد يا از آن ستاره عكس بگيريد، هاله‌اي آبي‌ـ‌بنفش يا زرد‌ـ‌قرمز دور آن ستاره مشاهده مي‌كنيد. براي برطرف‌كردن كامل اين نقص، عدسي شيئي را از تركيب سه عدسي واگرا و هم‌گرا مي‌سازند تا همه‌ پرتوهاي خروجي در يك نقطه كانون شوند. با اين روش علاوه بر خطاي كروي، خطاي رنگي و ساير خطاهاي اپتيكي نيز به طور كامل رفع مي‌شود. به اين نوع تلسكوپ‌ها، «آپوكروماتيك» يا به اختصار «آپو» مي‌گويند. اما اضافه‌كردن همين چند عدسي و استفاده از عدسي‌هايي كه جنس شيشه‌ آن‌ها كيفيت بالايي دارد،‌ قيمت محصول را چند برابر و بسيار گران مي‌كند. به‌طور مثال، درحالي‌كه با صرف هزينه‌‌اي حدود ۵۰۰ هزار تومان مي‌توانيد تلسكوپ آكروماتيك با قطر دهانه‌ي ۱۰ سانتي‌متر بخرید، تلسكوپ آپوكروماتيك در همين اندازه، براي شما بيش از ۹ ميليون تومان هزينه خواهد داشت! از ديگر مشكلات تلسكوپ‌هاي شكستي، هزينه‌ ساخت عدسي‌هاي با اندازه قطر‌هاي بيشتر است. به همين سبب معمولاً قطر دهانه‌ تلسكوپ‌هاي شكستي كه در حيطه‌ نجوم آماتوري ساخته مي‌شوند، از ۱۵ سانتي‌متر (۶ اينچ) تجاوز نمي‌كند.

اگر قصد داريد فقط به رصد آسمان و ديدن اجرام آسماني بپردازيد، تلسكوپ‌هاي گران‌قيمت آپوكروماتيك براي شما مناسب نيستند. چندان هم نگران خطاي رنگي موجود در تلسكوپ‌هاي آكروماتيك نباشيد؛ چراكه خطا رنگي بيشتر در رصد ماه، سياره‌هاي پرنور و ستاره‌هاي درخشان آسمان ديده مي‌شود. در رصد اجرام غير ستاره‌اي، سياره‌ها و ستاره‌هايي كه كم‌فروغ هستند، خطاي رنگيِ چندانی در کار نیست. از همه مهم‌تر نسبت به قيمتي كه دارند، به‌صرفه هستند. اما اگر دوربين عكاسي داريد و واقعاً قصد عكاسي حرفه‌اي از اجرام اعماق آسمان را آن هم با استفاده از تلسكوپ شكستي داريد، به طور حتم بايد از تلسكوپ‌هاي آپوكروماتيك استفاده كنيد و هزينه‌ي بالاي آن را پرداخت كنيد! در غير اين صورت براي عكاسي مي‌توانيد از برخي مدل‌هاي تلسكوپ‌هاي بازتابي يا تركيبي نيز استفاده كنيد.

تلسکوپ بازتابی نیوتنی

تلسكوپ بازتابي:

تلسكوپ‌هاي بازتابي دسته‌ ديگري از ساختار اپتيك تلسكوپ‌ها هستند كه در ساده‌ترين مدل آن يعني «نيوتني»، از يك آينه‌ اصلي در انتهاي لوله و يك آينه‌ ثانويه در سر لوله تشكيل شده‌اند و چشمي نيز در سر لوله قرار دارد. از آن‌جايي كه ساخت آينه‌ تلسكوپ هزينه‌ بسيار كمي دارد، به آساني مي‌توان آينه‌ را بزرگ‌تر ساخت. از مزاياي تلسكوپ‌هاي بازتابي در مقایسه با تلسكوپ‌هاي شكستي، نداشتن خطاي رنگي و قطر دهانه‌ بيشتر است. البته قيمت كم آن هم باعث شده تا بيشتر تلسكوپ‌هاي آماتوري كه در بازار موجود هستند، از نوع بازتابي با نسبت‌ كانوني كم و قطر دهانه‌ بين ۸ تا ۱۲ اينچ باشند.

از جمله مشكلات و دردسرهايي كه معمولاً هر چند وقت يك بار در حين كار با تلسكوپ‌هاي بازتابي مواجه مي‌شويد، خارج‌شدنِ هم‌‌خطي يا تراز بين آينه‌ اصلي و آينه‌ ثانويه‌ي تلسكوپ است. در صورت بروز اين مشكل، وقتي ستاره‌ها را از پشت چشمي تلسكوپ تماشا مي‌كنيد، آن‌ها را در سرتاسر ميدان ديد چشمي به‌صورت كشيده و به‌شكل مخروط مي‌بينيد. اگر با نحوه‌ تشخيص و اصلاحِ هم‌‌خطی بين دو آينه آشنا نيستيد، نگران نباشيد. خوش‌بختانه امروزه دستگاه هم‌خط‌كننده‌ي تلسكوپ در بازار موجود است كه با استفاده از آن مي‌توانيد در عرض چند دقيقه و با شل و سفت كردن پيچ‌هاي آينه‌ي اصلي و ثانويه، آن دو را نسبت به يك‌ديگر، هم‌خط كنيد. البته تلسكوپ‌هاي بازتابي هم بدون خطاي اپتيكي نيستند. در ميان انواع خطاهاي اپتيكي رايج، خطاي «گيسو» مهم‌ترين خطاي اپتيكي در تلسكوپ‌هاي بازتابي است. اثري كه اين نوع خطاي اپتيكي در تصوير خروجي تلسكوپ ايجاد مي‌كند این است كه هر چه از مركز ميدان ديد تصوير به‌سوي لبه‌‌ تصوير مي‌رويم، ستاره‌ از حالت نقطه‌اي درمی‌آید و به شكل نامتقارني شبيه به دنباله‌دار يا مخروطي تبدیل مي‌شود و تصوير آزاردهنده‌اي براي رصدگر ايجاد مي‌كند. براي برطرف‌كردن اين نقص اپتيكي در حين رصد، بهترين كار، قراردادن جرم مورد نظر در مركز تصوير است. اما اگر قصد عكاسي از آسمان را داريد، بايد به سراغ تلسكوپ‌هاي بازتابيِ بسيار باكيفيت برويد و البته مي‌توانيد از فيلتر كاهنده‌ خطاي گیسو(Coma Corrector) نيز استفاده كنيد. اين نوع فيلتر‌ها تا حد زيادي خطاي كما را برطرف می‌كنند.

در مجموع در بين انواع تلسكوپ‌هاي بازتابي، نوع «نيوتني» با توجه به قيمت كمي كه دارند، براي رصد بسيار مناسب هستند؛ البته براي عكاسي از آسمان، به‌ويژه عكاسي از اجرام غيرستاره‌اي، چندان مناسب نيستند و وضوح تصوير تلسكوپ‌هاي نيوتني به اندازه‌ تلسكوپ‌هاي شكستي آپوكروماتيك نيست. در مقابل، نوع ديگري از تلسكوپ‌هاي بازتابي به نام «ريچي‌ـ‌كرتين» وجود دارد كه مخصوص عكاسي از آسمان طراحي و ساخته شده‌اند. اين نوع خاص از تلسكوپ‌هاي بازتابي، به دليل آن‌كه آينه‌ اصلي و ثانويه را به  صورت هذلولي (و نه كروي و سهموي) تراش مي‌دهند، عاري از خطاي گیسو هستند و ساير خطاهاي اپتيكي در آن كم‌تر ديده مي‌شود. علاوه‌ بر اين، از آن‌جايي كه تلسكوپ‌هاي ريچي‌ـ‌كرتين همانند تلسكوپ‌هاي نيوتني، با گشودگي‌هاي بيشتر (مثلاً ۱۰ اينچ) و با نسبت كانوني كوتاه هم توليد مي‌شوند، براي عكاسي از آسمان ايده‌آل هستند و به کمک آن‌ها جزیيات بيشتري از اجرام آسماني مي‌توانيد ثبت كنيد.

تلسکوپ اشمیت- کاسگرین؛ نمونه‌ای از یک تلسکوپ ترکیبی

 تلسكوپ‌هاي تركيبي (عدسي‌ـ‌آينه‌اي)

دسته‌ بعدي ساختار تلسكوپ‌ها، تلسكوپ‌هاي تركيبيِ عدسي‌‌ـ‌آينه‌اي هستند كه به آن‌ها كاتاديوپتريك نيز می‌گویند. این تلسکوپ‌ها خود نیز به چند دسته‌ ديگر مثل اشميت‌ـ‌كاسگرين يا ماكسوف‌ـ‌كاسگرين و… تقسيم مي‌شود. در اين نوع تلسكوپ‌ها، آينه‌ معقر كماكان نقشِ اصليِ جمع‌آوريِ نور را ايفا مي‌كند و در انتهاي لوله قرار مي‌گيرد، اما در سر لوله‌ تلسكوپ، عدسي مسطح يا معقر نيز قرار مي‌گيرد كه به آن تيغه‌ اصلاح‌كننده می‌گویند و نقش خطاهاي اپتيكي آينه را برطرف مي‌كند. از مزيت‌هاي مهم اين نوع تلسكوپ‌ها كوتاه‌شدن لوله‌ تلسكوپ، به دليل حركت رفت‌‌وبرگشتيِ پرتوِ نور در درون لوله است. نور پس از گذشتن از تيغه به انتهاي لوله می‌رسد و سپس با بازتابيدن از آينه‌ تلسكوپ، به آينه‌ ثانويه می‌رود كه در سر لوله قرار دارد و از آن‌جا بار ديگر به سوي انتهاي لوله بازتابيده مي‌شود. از همين رو، در تلسكوپ‌هاي اشميت‌ـ‌كاسگرين و ماكستوف‌ـ‌كاسگرين، محل خروجِ پرتو در انتهاي لوله و پشت آينه‌ اصلي قرار دارد و استفاده از چُپُقي الزامي است. البته مدل ديگري از تلسكوپ‌هاي تركيبي به نام اشميت‌ـ‌نيوتني هم هست كه حركت رفت‌وبرگشتيِ نور فقط دو بار در سرتاسر لوله انجام مي‌شود و چشمي در سر لوله قرار مي‌گيرد. در بين انواع تلسكوپ‌هاي تركيبي، تلسكوپ‌هاي ماكستوف‌ـ‌كاسگرين كيفيتِ تصويرِ بهتري از بقيه دارند و فوكوس تصوير در آن بسيار خوب انجام مي‌شود. هرچند فاصله‌‌ كانوني و نسبت كانوني اين نوع تلسكوپ‌ها بسيار بالا است و كاربردِ مطلوبِ آن رصد ماه و سياره‌ها است و چندان براي عكس‌برداري از اعماق آسمان و رصد اجرامِ غيرستاره‌ايِ گسترده مناسب نيستند.

در مجموع مي‌توان گفت در اين نوع تلسكوپ‌ها، مزاياي تلسكوپ‌هاي شكستي و بازتابي يك‌جا ديده مي‌شود. گشودگي و نسبت كانوني بالاي تلسكوپ در كنار  كاهش زياد خطاي رنگي و كروي و ساير خطاهاي اپتيكي و هم‌چنين طول لوله‌ كوتاه تلسكوپ، از ويژگي‌هاي مهم اين نوع تلسكوپ‌ها هستند. اين نوع تلسكوپ‌ها براي رصد و عكاسي از همه‌ نوع اجرام آسماني مناسب هستند؛ هرچند كه از لحاظ كيفيت و وضوح تصوير به پاي تلسكوپ‌هاي شكستي آپوكروماتيك يا بازتابي ريچي‌ـ‌كرتين نمي‌رسند. به لحاظ قيمت نیز معمولاً از تلسكوپ‌هاي آپوكروماتيك يا ريچي‌ـ‌كرتين ارزان‌تر باشند، اما قيمت کمابیش بالاي آن‌ها در مقايسه با قيمت تلسكوپ‌هاي بازتابي نيوتني و شكستي آكروماتيك باعث مي‌شود برخي از انتخاب اين نوع تلسكوپ‌ صرف‌نظر كنند.

    پايه و مقر، ركن دوم انتخاب تلسكوپ

بعد از انتخاب نوع اپتيك تلسكوپ، انتخاب دوم سرنوشت‌ساز، پايه‌ تلسكوپ است. با داشتن پايه‌ خوب مي توانيد از رصد خود بيشترين لذت را ببريد. رصد با تلسكوپي كه اپتيك خوب و گران دارد، ولي بدون پايه‌ محكم و مناسب است، واقعاً بي‌فايده‌ است. حتي شايد بتوان گفت انتخاب پايه‌ و مقر تلسكوپ اگر از انتخاب اپتيك هم مهم‌تر نباشد، به همان میزان اهمیت دارد. براي انتخاب پايه و مقر علاوه بر ميزان بودجه‌اي كه در نظر گرفته‌ايد، به مسایل ديگري مانند نوع فعاليت رصدي و وضعيت جابه‌جايي و امكان حمل‌ونقل تلسكوپ و اين‌كه با كدام نوع از استقرار پايه‌ها راحت‌تر هستيد،‌ حتماً توجه كنيد.

در حالت كلي، آن‌چه مجموعه‌ي پايه‌ تلسكوپ می‌گویند شامل دو قطعه‌ی مجزا مي‌شود؛ يكي مَقر تلسكوپ و ديگري پايه‌ تلسكوپ است كه هر كدام از آن‌ها هم انواع و اقسام گوناگوني دارند. مدل‌هاي سه‌‌پايه و ستوني و دابسوني سه نوع پرطرفدار پايه‌هاي تلسكوپ هستند. نکته‌ آخر هم این‌که مقر و لوله‌ي تلسكوپ، به‌همراه ساير تجهيزات، روي پايه سوار مي‌شوند.

مقر تلسكوپ چه به لحاظ نوع حركت محور‌ها و چه به لحاظ نوع كاركردشان، انواع مختلفي دارند. برای نمونه، مقرها از نظر نوع استقرار و حركت محورهاي آن، به دو دسته‌ سمتي‌ـ‌ارتفاعي و استوايي تقسیم می‌شوند. در نوع سمت‌ـ‌ارتفاعي، حركت محورهاي مقر به دو صورت حركت بالا و پايين (حركت عمودي) و حركت چپ و راست (حركت افقي) است. اين نوع مقرها به دليل سبك‌بودن و كاربري آسان و سرعت عمل بالايي كه دارند، براي رصدگران تازه‌كار و كساني كه مي‌خواهند اجرام زيادي در يك شب رصد كنند، بسيار مناسب است. از ديگر مزاياي اين نوع پايه‌ها سبكی و كم‌حجم‌بودنِ آن است و نصب و راه‌اندازي آن در كمتر از پنج دقيقه انجام مي‌شود. البته نوع ديگري از مقرهاي سمت‌ـ‌ارتفاعي وجود دارد كه در ميان منجمان آماتور به پايه‌ دابسوني شهرت دارد. اين نوع مقرها ساختاري شبيه به چارپايه دارند و به‌طور اختصاصي براي تلسكوپ‌هاي بازتابي طراحي شده‌اند. از مزاياي آن ارزان‌بودن و كاربريِ آسان‌شان است و براي افرادي كه مي‌خواهند تلسكوپ بازتابي با گشودگي بالا را به‌همراه پايه‌ ساده و ارزان داشته باشند و فقط به كار رصد مشغول شوند، گزينه‌ مناسبي است. اما اين نوع پايه و مقر براي عكاسيِ نجومي به هيچ وجه گزينه‌ مناسبي نيست، چراكه براي عكاسي نجومي با استفاده از تلسكوپ، حتماً به مقرِ استواييِ موتوردار نیاز داريم. مقرهاي استوايي كاركردشان بر اساس مختصات بُعد و ميلي آسمان است و حركت محورهاي آن به‌صورت مورب است. مورب‌بودن حركت محورهاي اين نوع مقر و اين‌كه هر دو محورهاي بُعد و ميل را بايد هم‌ زمان به حركت درآوريد، ممكن است در ابتدا براي رصدگران تازه‌كار سخت و مشكل باشد و حتي باعث دل‌زدگيِ آن‌ها از تلسكوپ و كار رصد شود. از سوی دیگر، سنگينی برخي مقرهاي استواييِ مجهز به موتور، كارِ جابه‌جايي اين نوع مقرها و پايه‌ها را دشوار مي‌كند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي‌ مهم در استفاده از اين نوع مقرها، انجام مرحله‌ قطبي‌كردن مقر، قبل از شروع به كار رصد و استفاده از تلسكوپ، است. از آن‌جايي كه اين نوع مقرها در مختصات بُعد و ميلي كاربرد دارند و به طول و عرض جغرافيايي مكان رصدي شما وابسته است، بايد پايه را بر اساس مختصات جغرافيايي محل رصد، تنظيم كنيد كه به اين كار اصطلاحاً قطبي‌كردن مقر و پايه‌ تلسكوپ می‌گویند (درباره‌ قطبي‌كردن تلسكوپ، مي‌توانيد مقاله‌ راهنما در نجوم شماره‌ي ۱۵۲ را بخوانيد). فرايند قطبي‌كردن تلسكوپ بسته به اين‌كه به چه دقتي بايد انجام شود و تجربه‌ رصدگر چه ميزان است، ممكن است بين ۱۰ دقيقه تا يك ساعت (براي دقت بسيار بالا) طول بكشد. نكته‌ ديگري كه لازم است اشاره كنم این است که معمولاً مقرهاي استوايي، به‌خصوص نوع الكترونيكي آن، کمابیش سنگين هستند و چندقطعه‌‌بودنِ آن باعث مي‌شود دو يا سه كارتن از مجموعه ادوات تلسكوپ فقط مختص به پايه و مقر باشد و در زمان جابه‌جايي به زحمت بيفتيد.

به‌لحاظ نوع كاركرد نيز، مقرها به دو نوع الكترونيكي و غيرالكترونيكي (دستي) هستند. مقرهاي الكترونيكي كه خود دو دسته‌‌ مهم هستند. برخي مقرها فقط ردياب هستند، يعني رصدگر پس از آن كه جرم مورد نظر را به‌طور دستي در مركز ميدان ديد قرار داد،‌ آن جرم را رديابي مي‌كند. اين نوع مقرها به اصطلاح تك‌موتوره‌ هستند و فقط در محور مِيل جابه‌جا مي‌شوند. اما برخي ديگر از مقرها علاوه بر رديابي، به سامانه‌ جست‌وجوي خودكار(GoTo)‌ هم مجهز هستند. اين نوع مقرها پس از قطبي‌شدن مقر و تنظيم آن، به‌طور خودكار جرم مطلوب را در آسمان پيدا و رديابي مي‌كند. اصطلاحاً به اين نوع مقرها دو موتوره هم می‌گویند، چراكه موتور مجزا برای هر دو محور بُعد و ميل تعبيه شده؛ وانگهی در اين نوع مقرها حافظه‌ داخلي به‌همراه صفحه‌کلید و پورت اتصال به رایانه هم به كار رفته است.

ساده‌ترين نوع مقرها هم بدون موتور هستند و به حركت درآوردنِ لوله‌ تلسكوپ و نشانه‌رَوي آن به‌سوي جرم مورد نظر و قراردادن آن در مركز ميدان ديد، همه با دست انجام مي‌شود. يكي از مشكلات اصلي كار با اين نوع مقرها اين است كه چون چرخش زمين باعث جابه‌جايي اجرام در آسمان مي‌شود، وقتی جرم مورد نظر را در مركز ميدان ديد چشمي قرار مي‌دهيد، پس از چند دقيقه جرم مورد نظر از ميدان ديد خارج مي‌شود و بايد بار ديگر با نشانه‌روي لوله‌ تلسكوپ به‌سوي آن جرم، در مركز ميدان ديد قرارش بدهيد.

چشمی‌های دارای فاصله‌های کانونی مختلف، از تجهیزات جانبی مهم برای مقاصد مختلف رصدی هستند

    چشمي‌ خوب، لذت رصد را دوچندان مي‌كند

بعد از انتخاب اپتيك و نوع مقر تلسكوپ، ‌انتخاب چشمي و چُپُقي مناسب، كيفيت و كارايي تلسكوپ شما را تكميل مي‌كند. اگر براي تلسكوپ خود چشمي مناسب و باكيفيتي تهيه نكنيد،‌ حتي اگر بهترين اپتيك تلسكوپ را هم داشته باشيد، تصويري كه از اجرام آسماني مي‌بينيد، چندان مطلوب نيست. به همين دليل براي چشمي خوب تا جايي كه توانش را داريد، خوب خرج كنيد و چشمي‌هاي چندجزیي را بخرید كه در ساخت آن‌ها از بيش از دو عدسي استفاده شده است (مثل چشمي هاي كِلنِر يا پلوسل كه كيفيت خوبي دارند).

در زمان خريد چشمي تلسكوپ، سه پارامتر مربوط به چشمي‌ها را بايد در نظر بگيريد. اول اندازه‌ قطر عدسي چشمي است. اكثر چشمي‌ها در دو اندازه موجود هستند: چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ و چشمي‌هاي ۲ اينچ. دومين پارامتر، فاصله‌ كانوني چشمي‌ (برحسب ميلي‌متر) است كه مقدار آن براي تعيين بزرگنمايي تلسكوپ مهم است. فاصله‌ كانونيِ بیشتر چشمي‌ها بين ۱۰ تا ۴۰ ميلي‌متر است. هر چه فاصله‌ كانوني كمتر باشد، ‌بزرگنمايي بيشتری خواهيد داشت. ولي فراموش نكنيد كه كيفيت تصوير در بزرگنمايي بالا كم‌تر مي‌شود. بهتر است سه چشمي، هر كدام بين ۱۰ تا ۲۰، ۲۰ تا ۳۰ و ۳۰ تا ۴۰ ميلي متر داشته باشيد تا در زمان رصد، گزینه‌های بيشتري در تعيين بزرگنمايي و ميدان ديد واقعي تلسكوپ پیش روی‌تان باشد. سومين پارامتر، مقدار ميدان ديد ظاهري(FOV)‌ چشمي، برحسب درجه است. مقدارFOV در تعيين ميدان واقعي تلسكوپ نقش مهمي دارد. چشمي‌ها از لحاظ ميدان ديد ظاهري، همانند لنز‌هاي دوربين عكاسي، سه نوع هستند. چشمي نرمال حدود ۴۰ تا ۵۵ درجه، چشمي وايد حدود ۷۲ درجه و چشمي سوپر وايد از ۸۰ درجه با بالا است. چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ، عموماً چشمي‌هاي نرمال هستند و عمدتاً فاصله‌ كانوني كمتر از ۲۵ ميلي‌متر دارند. چشمي‌هاي دو اينچ، وايد يا سوپروايد هستند و عموماً فاصله‌ كانوني آن‌ها بيش از ۲۵  ميلي‌متر است. پيش از اين به نحوه‌ محاسبه‌ بزرگ‌نمايي و تعيين مقدار ميدان ديد واقعي چشمي تلسكوپ اشاره كرده‌ام. براي درك اهميت استفاده از چشمي دو اينچ، تصور كنيد چشمي ۱/۲۵ اينچ نرمال (°۵۰= FOV) و چشمي دو اينچ وايد (°۷۲= FOV)، كه فاصله‌ كانوني هر دو آنها ۲۰ ميلي‌متر است، در اختيار داريم و بر روي اپتيك تلسكوپي با فاصله‌ كانوني هزار ميلي‌متر از آن‌ها استفاده مي‌كنيم. بزرگ‌نمايي تلسكوپ براي هر دو چشمي يكسان و برابر ۵۰ مي‌شود. اما ميدان ديد واقعي تلسكوپ از پشت چشمي ۱/۲۵ نرمال، يك درجه و از پشت چشمي دو اينچ وايد، حدود ۱/۵ درجه مي‌شود. طبيعي است در اين حالت رصد آسمان و ديدن اجرام غيرستاره‌اي از پشت چشمي دو اينچ وايد،‌ بسيار مطلوب و لذت‌بخش است. اين نوع چشمي‌ها به‌ويژه براي برنامه‌ها‌ي رصد عمومي يا رقابت‌هاي رصدي به کار می‌آید.

يكي ديگر از نكاتي كه در زمان انتخاب و خريد چشمي بايد توجه كنيد، اندازه‌ قطر مردمك خروجي چشمي است. مردمك خروجي، قطر پرتو نوري است كه از چشمي خارج مي‌شود. هرچه ميزان آن بيشتر باشد، حداقل فاصله‌ چشم از عدسي چشمي بيشتر و تماشاي منظره‌ي چشمي تلسكوپ، راحت‌تر مي‌شود. به بيان ديگر براي ديدن آسمان از پشت چشمي تلسكوپ، نيازي نيست چشم را به سر چشمي بچسباند تا ميدان ديد را كامل ببيند. اين ويژگي، به‌خصوص براي افرادي كه از عينك استفاده مي‌كنند، بسيار مهم است و بايد براي بهتر ديدن از پشت چشمي تلسكوپ،‌ از چشمي‌هاي دو اينچ با قطر مردمك خروجي بالا استفاده كنند. بعضي از چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ و همه‌ي چشمي‌هاي ۲ اينچ قطر مردمك بيشتر و در نتيجه فاصله‌ي چشم مناسبي دارند. نكته‌اي كه در اين جا بد نيست اشاره كنم، اين است كه وقتی تلسکوپی می‌خرید، معمولاً دو چشمي ۱/۲۵ اينچ با فاصله‌ی كانوني متفاوت همراه با تلسكوپ است. در بسياري از تلسكوپ‌هاي ارزان‌قيمت اغلب ديده مي‌شود كه چشمي‌ها آن طور كه بايد از كيفيت بالايي برخوردار نيستند. اگر توان مالي شما اجازه مي‌دهد، توصيه مي‌كنم آن چشمي‌ها را همان‌جا به فروشنده بفروشید و با اضافه‌كردن مبلغي، چشمي‌هاي بهتري بخرید. توصيه‌ي اكيد هم می‌کنم که حداقل يك چشمي دو اينچ (ترجيحاً وايد) خريداري كنيد؛ چراكه لذت رصد از پشت چشمي دو اينچ به هيچ وجه قابل‌مقايسه با چشمي ۱/۲۵ اينچ نيست. و كيفيت بالاي ساخت اين نوع چشمي‌ها و ميدان ديد بيشتري كه ايجاد مي‌كنند،‌ باعث مي‌شوند از رصد خود بسيار لذت ببريد.

    از چپقي‌هاي ۲ اينچ استفاده كنيد

به غير از تلسكوپ‌هاي بازتابي، تلسكوپ‌هاي شكستي و تركيبي نياز به چپقي(Diagonal) دارند. جنس و ساختار چپقي‌ها دو نوع است: آينه‌اي و منشوري كه نوع منشوري خود به دو نوع منشور مثلثي و منشور پنج‌وجهي است. مدل‌هاي منشوري از كيفيت بهتري برخوردارند. همانند چشمي‌ها، اندازه‌ي چپقي‌ها در دو نوع ۱/۲۵ اينچ و دو اينچ هستند. اما مزيتي كه چپقي‌هاي دو اينچ دارند اين است كه با اين چپقي‌ها علاوه ‌بر چشمي‌هاي دو اينچ، مي‌توانيد با استفاده از آداپتوري كه همراه چپقي نيز هست، از چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ نيز استفاده كنيد. در صورتي كه چپقي هاي ۱/۲۵ اينچ فقط مختص به چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ هستند. چپقي‌ها از نظر زاويه‌ی بازتاب و هدايت پرتو نور، به دو نوع ۴۵ درجه‌ و ۹۰ درجه‌ هستند. چپقي‌هاي ۴۵ درجه‌اي تصوير مستقيم ايجاد مي‌كنند. اما در زمان استفاده از چپقي ۹۰ درجه‌، تصوير به‌صورت برگردان جانبي (چپ و راست معكوس) است. البته اين موضوع در رصد آسمان و ديدن اجرام  تأثيري نخواهد داشت و بيشتر در ديدن مناظر زميني كاربرد دارد. سعي كنيد حتماً از چپقي هاي دو اينچ و باكيفيت (ترجيحاً منشوري) استفاده كنيد. اگر از نوع آينه‌اي استفاده مي‌كنيد، آينه‌ي آن ضريب بازتاب بسيار بالا (بيش از نود و پنج درصد) داشته باشد؛ چراكه چپقي نامرغوب، به‌شدت از كيفيت تصوير خواهد كاست، حتي اگر از اپتيك يا چشمي‌هاي باكيفيت و گران استفاده كنيد.

نكته‌ي مهمي كه بد نيست تکرار كنم اين است كه اگر مي‌خواهيد تصوير خروجي و نهايي اپتيك تلسكوپ كيفيت خوبي داشته باشد، تمام اجزاي اپتيك تلكسوپ از جمله عدسي يا آينه اصلي، چپقي و چشمي، همه بايد كيفيت بالايي را داشته باشند تا پرتو نور از وقتی وارد تلسكوپ مي‌شود تا وقتی از چشمي خارج مي‌شود، كيفيت خود را حفظ كند و كمتر دچار افت شود. افت كيفيت شديد در هر كدام از اين اجزا، كيفيت تصوير خروجي را به‌شدت كاهش مي‌دهد.

    تجهيزات جانبي را فراموش نكنيد

معمولاً از بخش‌هاي مهمي كه در زمان خريد تلسكوپ فراموش مي‌شود و به آن اهميت داده نمي‌شود،‌ تجهيزات جانبي تلسكوپ است. اكثر آدم‌ها در زمان خريد تلسكوپ، تمام بودجه‌ی خريد تلسكوپ را صرف خريد اپتيك و پايه‌ي تلسكوپ مي‌كنند و ديگر پولي براي خريد تجهيزات جانبي و ضروري باقي نمي‌ماند. توصيه‌ مي‌كنم حتماً بخشي از بودجه‌ خود را براي خريد تجهيزات جانبي كنار بگذاريد. تجهيزات جانبي تلسكوپ‌ها هرچند زياد هستند و خريد آن‌ها بستگي به نوع فعاليت شما دارد، در اين‌جا به بعضي از آنها اشاره می‌کنم كه به‌طور معمول مورد نياز هستند و بهتر است همراه با تلسكوپ خريداري شوند.

كيف مخصوص حمل تلسكوپ: وقتی تلسكوپ خريداري‌شده‌ را به شما تحويل مي‌دهند، هر كدام از اجزاي اصلي تلسكوپ يعني لوله‌ تلسكوپ (اپتيك) و مقر و پايه‌ جداگانه در كارتن مقوايي قرار دارند. در گذشته، برخي از تلسكوپ‌هايي كه وارد كشور مي‌شدند، درون جعبه‌ چوبي قرار داشتند. جعبه‌هاي چوبي محافظ خوبي براي تلسكوپ شما نيستند و سنگيني خود جعبه، كار جابه‌جايي تلسكوپ‌ را هم دشوارتر مي‌كند. امروزه جعبه‌هاي مقوايي به‌همراه يونوليت درون آن جايگزين شده‌اند. اين نوع جعبه‌ها هم با وجود آن‌كه سبك هستند، مقاومت بسيار كمي دارند و براي مواقعي كه كمتر تلسكوپ‌ را باز و بسته و جابه‌جا مي‌كنيد، مناسب هستند. امروزه شركت‌هاي معتبر سازنده‌ي تلسكوپ نوع جديدي از كيف‌ و جعبه‌ مخصوص حمل تلسكوپ را به باز عرضه كرده‌اند كه در عين سبکی، مقاومت نسبتاً خوبي دارند. نوع جديدي از جعبه‌ مخصوص حمل تلسكوپ، جعبه‌هاي با جداره فلزي هستند كه درون آن را از اَبر و الياف مصنوعي مانند اسفنج پوشانده‌اند. اين نوع كيف‌ها اكثراً براي اجزاي حساس تلسكوپ مانند لوله‌ي اپتيك تلسكوپ‌هاي شكستي و هم‌چنين مقرها ساخته مي‌شوند. كيف‌هاي جديدي هم در بازار موجود است كه اصطلاحاً كيف‌هاي نرم خوانده مي‌شوند و آن را با روكش مقاوم و اَبر مخصوص ساخته‌اند. اين نوع كيف‌ها براي تلسكوپ‌هاي بازتابي و حجيم و هم‌چنين پايه‌ (سه‌‌پايه‌) تلسكوپ مناسب هستند. اگر از تلسكوپ‌تان در خارج‌ از شهر‌ها زياد استفاده مي‌كنيد يا قرار است تلسكوپ خريداري‌شده در برنامه‌هاي رصد عمومي يا برنامه‌ رصد مدارس و مراكز نجومي، آن هم در خارج از شهرها استفاده شود، پيشنهاد مي‌كنم حتماً كيف مخصوص حمل تلسكوپ هم بخريد. در غير اين صورت اگر ابزار رصد شما گران‌‌قيمت‌ نيست يا كمتر از آن استفاده مي‌كنيد، تا دو سه سال بعد از خريد نياز چنداني به آن نداريد.

صافي (فيلتر): فيلتر‌ها را از لحاظ كاربرد نجومي مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: فيلترهايي كه مخصوص رصد هستند مانند فيلتر كاهنده‌ی نور ماه و ديگري فيلترهايي كه مخصوص عكاسي نجومي هستند، مانند فيلتر‌هاي رنگي براي عكاسي در پرتو نور خاص. برخي هم كاربرد دوگانه‌اي دارند، مانند فيلتر كاهش آلودگي نوري شهرها؛ شايد در ابتداي كار با تلسكوپ به همه‌ي آن‌ها نيازي نداشته باشيد و بعد‌ها بر اساس نيازتان و بودجه‌اي كه در اختيار داريد،‌ بتوانید آن‌ها را تهيه كنيد. اما توصيه‌ام اين است كه فيلتر خورشيدي را حتماً از همان ابتدا تهيه كنيد. بدون شك در آينده‌ي نزديك و به‌خصوص در زمان رصد كسوف‌ها يا رصد هلال ماه و سياره‌ها در روشنايي روز، به فيلتر خورشيدي نياز داريد. ممكن است بگوييد هر زمان كه لازم شد يا كسوفي رخ داد،‌ آن را خواهم خريد. ولي تجربه نشان داده رصد خورشيد و نياز به فيلتر خورشيد صرفاً در زمان كسوف اتفاق نمي‌افتد و اغلب به‌طور ناگهاني به آن محتاج مي‌شويد. برای مثال ممكن است وضعی پيش آيد كه ناچار شويد در روشنايي روز، تلسكوپ را نصب و آن را قطبي كنيد يا براي پيداكردن ماه و سياره‌ها، از خورشيد كمك بگيريد. فيلتر‌هاي خورشيدي موجود در بازار از دو جنس شيشه‌اي و ورق نازك بادِر (معروف به ورق مايلار) هستند. فيلتر‌هاي ارزان‌‌قيمت مايلار در صورتي كه سالم باشند و پاره يا سوراخ نشده باشند، براي رصد كوتاه‌مدت خورشيد مناسب هستند. براي اطمينان بيشتر بهتر است از فيلتر‌هاي شيشه‌اي استفاده كنيد. قيمت اين نوع فيلتر‌ها هرچند چهار تا پنج برابر گران‌تر از فيلتر مايلار است، كيفيت تصوير خوبي دارند و براي عكاسي از خورشيد مناسب‌تر هستند.

منظرياب سرخ‌نشان(Red Dot Finder): همه‌ تلسكوپ‌ها داراي منظرياب یا جوينده‌ اپتيكي هستند. بزرگ‌نمايي منظرياب‌هاي اپتيكي در حدود ۵ تا ۷ برابر و ميدان ديد در حدود ۵ تا ۱۰ درجه‌ است و با نگاه به درون آن، دو خط متقاطع (شبيه به علامت بعلاوه) وجود دارد. با هم‌خط‌كردن منظرياب با لوله‌ تلسكوپ، كار جست‌وجو و پيدا‌كردن اجرام بسيار راحت‌تر خواهد شد. امروزه منظرياب‌هاي جديدي وارد بازار شدند كه بدون بزرگنمايي هستند و نقطه‌ قرمز رنگي در مركز صفحه‌ آن ديده مي‌شود. اين نوع منظرياب‌ها نسبت به نوع اپتيكي، مزايا و معايب خاص خودشان دارند. از مزاياي آن مي‌توان به استفاده‌ راحت و سريع از آن به‌خصوص براي افرادي كه در يك شب رصدي اجرام زيادي را در آسمان جست‌وجو مي‌كنند، اشاره كرد. يكي از معايب آن اين است كه بدون بزرگ‌نمايي است و ستاره‌هاي كم‌نور آسمان را نمي‌توان از پشت اين نوع منظرياب‌ها ديد. به همين خاطر براي رصد‌هاي خاص و پيداكردن اجرام بسيار كم‌نور آسمان چندان كارامد نيستند. بااين‌حال توصيه مي‌كنم در صورت امكان هر دو نوع منظرياب را داشته باشيد.

آداپتور برقAC: اگر از پايه‌ موتوردار (ياGoTo) استفاده مي‌كنيد،‌ به هيچ وجه به باتري‌ها اعتماد نكنيد. بارها پيش‌ آمده كه در رصدها، باتري تلسكوپ خالي شده است. از طرفي عمر مفيد باتري‌ها چندان زياد نيست و بعد از ده بیست رصد  پياپي، كارايي خود را از دست مي‌دهند و ديگر شارژ نخواهند شد و مجبور به خريد دوباره‌ باتري نو مي‌شويد. به همين خاطر حتماً آداپتور برق را نيز در كنار باتري تهيه كنيد و در مواقعي كه به برق دسترسي داريد، از آداپتورهاي برق استفاده كنيد تا بدون دغدغه، از رصد با پايه‌ موتوردار لذت ببريد. اين نكته را اضافه كنم كه شارژر باتري و آداپتور برق را اشتباه نگيريد. از شارژر باتري نمي‌توانيد براي پايه‌ موتوردار استفاده كنيد و حتماً بايد آداپتور برقAC باشد. البته برخي از آداپتورهاي برقAC در بازار هستند كه كار شارژ باتري را هم انجام مي‌دهند و در واقع دومنظوره هستند. هم‌چنين در زمان خريد و استفاده از آداپتور‌ها به ولتاژ آن دقت كنيد و همان مقدار ولتاژي را تهیه کنید كه پايه‌‌ موتوردار شما به آن نياز دارد تا به موتور پايه آسيبي وارد نشود. اكثر پايه‌هاي تلسکوپ، ۶ ولت يا ۱۲ ولت هستند. با توجه به مدل پايه‌اي كه از آن استفاده مي‌كنيد،‌ آداپتور ۶ ولت يا ۱۲ با جريان حداقل ۲ آمپر تهيه كنيد.

عدسي بارلو: از اين ابزار براي افزايش بزرگنمايي تلسكوپ استفاده مي‌شود. وقتی چشمي‌های كمی در اختيار داريد يا چشمي‌هايی كه در دسترس شما هستند، توان ايجاد بزرگنمايي بسيار بالا را ندارند،‌ استفاده از عدسي بارلو راه‌گشا خواهد بود. بسته به اين‌كه از كدام نوع چشمي ۱/۲۵ اينچ يا ۲ اينچ استفاده مي‌كنيد، عدسي بارلو شما هم بايد هم‌اندازه‌ چشمي باشد. اكثر بارلو‌هاي موجود در بازار، ضريب بزرگنمايي ۲ يا ۳ برابر(x2 ياx3) دارند؛ به اين معني كه اگر چشمي شما بزرگنمايي ۶۰ برابر ايجاد مي‌كند، با استفاده از عدسي بارلوx2 كه چشمي بر روي آن سوار مي‌شود، بزرگنمايي تلسكوپ به ۱۲۰ برابر مي‌رسد. ترجيحاً از بارلو‌هايي تهيه كنيد كه مرغوب باشند و خطاي اپتيكي (خطاي كروي و رنگي) كمتري داشته باشند.

   سه سؤال كليدي، راهنماي انتخاب تلسكوپ!

تا به اين‌جاي مطلب با برخي از ويژگي‌هاي انواع تلسكوپ‌ها و اصطلاحات فني مربوط به تلسكوپ‌ها آشنا شده‌ايد. با دقت و بررسي روي آن‌ها مي‌توانيد با توجه به نيازتان و پاسخ‌هايتان به آن سه سؤال، تلسكوپ مناسب خود را انتخاب كنيد. در این‌جا بازگرديم به سه سؤالي كه در ابتداي مطلب مطرح شد:

سؤال اول: چرا مي‌خواهيد تلسكوپ بخريد؟

اگر فرزند نوجوان يا كم‌سن‌وسال داريد يا در ميان آشنايان و بستگان شما نوجواني هست و تمايل داريد به او جايزه‌ يا هديه‌ تولد بدهيد، دوربين دوچشمي خوب به‌همراه نقشه‌ ستاره‌هاي آسمان و صورت‌هاي فلكي انتخاب مناسب‌تري است. دوربين‌هاي دوچشمي علاوه‌ بر اين‌كه سبك‌ هستند، براي رصد آسمان كارايي خوبي دارند. مطمئن باشيد با دوربين دوچشمي خوب و باكيفيت مي‌توانيد اجرام زيادي در آسمان رصد كنيد. اگر هم اصرار بر خريد تلسكوپ داريد، تلسكوپ كوچك و سبك، با نسبت كانوني كوتاه بسيار مناسب است. چرا كه واقعاً نيازي نيست تلسكوپ بزرگ و گراني بخريد. هدف، آشناكردنِ فرزندتان با دنياي نجوم و فعاليت‌هاي علمي است. براي علاقه‌منداني هم كه به تازگي وارد دنياي نجوم شده‌اند و هنوز اطلاعات زيادي در مورد آسمان و رصد ندارند،‌ همين پيشنهاد را دارم. بعد‌ها اگر اين علاقه‌مندي به نجوم را دنبال كرديد و تجربه‌هاي بيشتري كسب كرديد، آن وقت مي‌توانيد به‌سراغ تلسكوپ‌هاي بزرگ‌تر هم برويد.

سؤال دوم:‌ با اين تلسكوپ واقعاً چه كارهايي مي‌خواهيد انجام دهيد؟

شايد بتوان گفت مهم‌ترين سؤالي كه بايد پاسخ دهيد، همين باشد؛ چراكه براي هدفي كه از رصد آسمان داريد، ابزارهاي خاص خودش را بايد تهيه كنيد. برای مثال در بين علاقه‌مندان به رصد آسمان، برخي رصد ماه و سياره‌ها را دنبال مي‌كنند و برخي رصد اجرام دوردست آسمان و اجرام غيرستاره‌اي را. عده‌اي هم عمده‌ تمركزشان عكاسي از اجرام آسماني با استفاده از تلسكوپ است.

اگر قصد داريد به رصد اجرام غيرستاره‌اي بپردازيد و فعلاً عكاسي از آسمان جزو برنامه‌هاي شما نيست، پيشنهاد مي‌كنم به‌سراغ تلسكوپ با پايه‌ دابسوني در اندازه‌ متوسط (مثلاً ۸ يا ۱۰ اينچ) برويد. اين نوع تلسكوپ‌ها به دليل گشودگي بيشتر، نسبت كانوني كمتر و استقرار سمتي‌ـ‌ارتفاعي پايه‌ آن، براي رصد آسمان و شركت در رقابت‌هاي رصدي بسيار مناسب است. تنها مشكل آن اندازه‌ آن‌هاست. اگر در جابه‌جايي و حمل‌ونقل اين نوع تلسكوپ‌ها مشكل داريد، تلسكوپ ۱۰ يا ۱۲ سانتي‌متر شكستي آكروماتيك با نسبت كانوني كم و با پايه ساده‌ سمتي‌ـ‌ارتفاعي گزينه‌ مطلوب بعدي است. دقت كنيد درست است كه قطر دهانه كمتر شده است، ابزار شما هم كوچك‌ و سبك‌تر شده است. متأسفانه استفاده از اپتيك با دهانه‌ بيش از ۱۲ سانتي‌متر بر روي مقرهاي سمت‌ـ‌ارتفاعي امكان‌پذير نيست و به دليل سنگين‌شدن تلسكوپ، پايه و مقر دچار لرزش و عدم تعادل مي‌شود و به  ناچار بايد از مقرهاي استوايي استفاده كنيد.

اما اگر علاوه بر رصد آسمان واقعاً به دنبال عكاسي از آسمان هستيد،‌ مسير انتخاب تلسكوپ و مقر آن به كلي تغيير مي‌كند. اولين چيزي كه بايد به سراغش برويد، پايه و مقر موتوردار است. پايه‌ تلسكوپ حتماً بايد از نوع استوايي و موتوردار باشد تا بتوان در زمان عكس‌برداري، اجرام را رديابي كرد. براي همين سنگيني و چندقطعه‌اي‌بودن تجهيزات آن را هم بايد تحمل كنيد و با آن كنار بياييد. در گام بعدي انتخاب اپتيك مناسب براي عكاسي است. در همين ابتدا بهتر است اين نكته‌ را اشاره كنم: براي انتخاب اپتيك تلسكوپ، جدا از اين‌كه چه نوع ساختاري را انتخاب مي‌كنید، حتماً از نوعي باشند كه كارخانه‌ سازنده آن را مخصوص عكاسي از آسمان ساخته است. به‌طور مثال امروزه در ميان انواع تلسكوپ‌هاي بازتابي موجود در بازار، مدل‌هايي وجود دارند كه مخصوص عكاسي از آسمان طراحي و ساخته شده‌اند. هرچند اين نوع اپتيك‌هاي خاص قيمت‌هاي بيشتري از مدل‌هاي معمولي دارند، كارخانه‌ سازنده بسياري از خطاهاي اپتيكي آن را كمتر يا برطرف كرده‌ است. در هر حال براي رصد و عكاسي اختصاصي از ماه و سياره‌ها منظومه‌ شمسي بهتر است به‌سراغ اپتيك‌هاي با نسبت كانوني بالا مانند تلسكوپ ماكستوف برويد تا بتوانيد تصوير واضح و بزرگ‌تري از سياره‌ها به دست آوريد و جزیيات بيشتري از سطح ماه و سياره‌ها ببينيد. در واقع در اين‌جا قطر دهانه چندان تأثير زيادي ندارد و آن‌چه اهميت دارد نسبت كانوني کمابیش بالا و وضوح تصوير است. تلسكوپ‌هاي كاتاديوپتريك (تركيبي) براي اين كار بسيار مناسب هستند. اما اگر جزو آن دسته از عكاساني هستيد كه زياد سفر مي‌كنيد و به عكاسي ميدان ديد باز و اجرام غيرستاره‌اي گسترده، مانند خوشه‌هاي ستاره‌اي و سحابي‌هاي نشري علاقه داريد، اپتيك با نسبت كانوني كم را بايد انتخاب كنيد. گزينه‌ شما در اين حالت تلسكوپ شكستي از نوع آپوكروماتيك است كه بسيار گران هستند. گزينه‌ي ارزان‌تر از آن را اگر بخواهيد، تلسكوپ بازتابي ريچي‌ـ‌كرتين است. اين نوع تلسكوپ با وجود نسبت‌ كانوني كم، ابعاد و حجم آن در حدي است كه براي جابه‌جايي آن كمتر دچار دردسر شويد.

اگر قصد داريد براي رصدخانه تلسكوپ تهيه كنيد يا قصد برگزاري رصدهاي عمومي داريد،‌ تلسكوپ‌هاي شكستي و تلسكوپ‌هاي كاتاديوپتريك (مانند مدل اشميت‌ـ‌كاسگرين) همراه با پايه‌ موتوردار و مجهز به سامانه‌ GoTo حداقل انتخاب شما بايد باشد. فراموش نكنيد كه براي رصد‌خانه و براي برگزاري رصد عمومي، داشتن پايه‌ موتوردار و مستحكم بسيار مهم و حياتي است. داشتن چشمي ۲ اينچ هم بسيار راه‌گشا است. سعي كنيد تا جايي كه امكان دارد از تلسكوپ‌هاي بازتابي و پايه‌هاي بدون موتور در رصدخانه‌ها و برنامه‌‌هاي رصدي عمومي استفاده نكنيد؛ چراكه تلسكوپ‌هاي بازتابي معمولاً در برنامه‌هاي رصد عمومي مقاومت كمتري دارند و زود از تنظيم خارج مي‌شوند و از طرفي نداشتن پايه‌ موتوردار در برنامه‌هاي رصد طولاني، به دليل اين‌كه اجرام آسماني به طور دائم از ميدان ديد چشمي خارج مي‌شوند،‌ اذيت‌كننده است.

سؤال سوم:‌ در مجموع چقدر مي‌خواهيد هزينه كنيد؟

پيش از آن‌كه به مسایل فني خريد تلسكوپ بپردازيد، بايد مقدار بودجه‌اي را كه براي خريد تلسكوپ در اختيار داريد مشخص كنيد. همان‌طور كه اشاره كردم اين بودجه را به‌طور مساوي براي اپتيك و مقر و تجهيزات جانبي و احياناً تجهيزات عكس‌برداري تقسيم كنيد. اگر بودجه‌ شما محدود است و قصد داريد كمتر از ۷۰۰ هزار تومان هزينه كنيد، بهترين انتخاب براي شما خريدن دوربين دوچشمي خوب با سه‌پايه‌ محكم و قوي است. و اگر جزو آن دسته  از افرادي هستيد كه براي نخستين بار تصميم به خريد تلسكوپ شخصي گرفته‌ايد،‌ خريد تلسكوپ، همراه با پايه‌ موتوردار مي‌تواند تا حداكثر پنج ميليون تومان مناسب باشد. در اين محدوده‌قيمت مي‌توانيد تلسكوپ ۸ تا ۱۲ اينچ دابسوني يا تلسكوپ‌هاي ۷ تا ۱۵ سانتي‌متري شكستي آكروماتيك (يا ۶ تا ۱۰ سانتي‌متري شكستي آپوكروماتيك) را به‌همراه پايه‌ استوايي موتوردار تهيه كنيد. اما اگر مايل به خريدن تلسكوپ‌هايي از نوع اشميت‌ـ‌كاسگرين يا ماكستوف‌ـ‌كاسگرين و حتي ريچي‌ـ‌كرتين به‌همراه پايه و مقر موتوردار باشيد، نياز به صرف هزينه‌ بيش از هفت ميليون داريد و با توجه به ابعاد و كيفيت محصولات مختلفي كه در بازار موجود است، مبلغ خريد به بيش از ۱۲ ميليون تومان نيز مي‌رسد. اين نوع تلسكوپ‌هاي بزرگ و گران بيشتر مناسب رصدخانه‌ها و مراكز نجومي است كه جدا از اين‌كه توان پرداخت چنين مبالغي را دارند،‌ قصد دارند تلسكوپ را در يك مكان و به‌طور ثابت قرار بدهند.

همان‌طور كه اشاره كردم، براي عكس‌برداري از آسمان به‌طور حتم به پايه‌ موتوردار نیاز داريد. وقتي صحبت از پايه‌ موتوردار و مجهز به سامانه‌GoTo  مي‌شود،‌ قيمت مقر و پايه‌ تلسكوپ را به‌تنهايي حداقل سه ميليون تومان بايد در نظر بگيريد و با توجه به كيفيت و دقت در ساخت مقر‌، قيمت آن‌ها حتي به بيش از ۱۰ ميليون تومان نيز مي‌رسد. هر چند در حيطه‌ نجوم آماتوري واقعاً نيازي به صرف هزينه‌هاي سنگين نيست و مي‌توانيد با هزينه‌ي بين سه تا پنج ميليون تومان براي مقر و پايه‌ تلسكوپ، به اهداف رصدي و عكاسي خود در حد قابل‌قبولي برسيد.

از سوي ديگر، اگر به فعاليت عكاسي نجومي با استفاده از تلسكوپ‌هاي شكستي علاقه‌مند هستيد،‌ بدون شك بايد از شكستي‌هاي آپوكروماتيك استفاده كنيد. قيمت شكستي‌هاي آپوكروماتيك علاوه‌ بر تعداد عدسي‌هاي به‌كاررفته و كيفيت ساخت عدسي‌ها، به شدت به اندازه‌ قطر عدسي شيئي آن وابسته است و با هر سانتي‌متر افزايش قطر، قيمت آن به طور تصاعدي افزايش دارد. در حال حاضر دامنه‌ قيمت آن براي تلسكوپ‌هاي آپو ۶ سانتي‌متر تا ۱۱ سانتي‌متر چيزي در حدود دو تا ۱۲ ميليون تومان است. جدا از اين هزينه، بايد مبلغي هم براي خريد فيلترهاي عكاسي و تجهيزات جانبي مرتبط با عكس‌برداري در نظر بگيريد.

فراموش نكنيد به‌غير از موضوع عكس‌برداري از آسمان كه تلسكوپ و تجهيزات خاص خود را لازم دارد، در ساير زمينه‌هاي رصدي واقعاً نيازي به صرف هزينه‌هاي گزاف و بيهوده نيست.  دوستان رصدگر باتجربه و زبده‌اي را مي‌شناسم كه از ابتداي فعاليت‌شان ابزارهاي رصدي قوي در اختيار نداشتند و كار خود را با ابزارهاي كوچك‌تر و ارزان‌تر شروع كردند و به‌تدريج پس از كسب دانش نجوم و تجربه‌اندوزي به‌سراغ ابزارهاي بزرگ و حرفه‌اي رصدي رفته‌اند. اغلب ديده شده است افرادي تحت تأثير هيجا‌ن‌ زياد و عدم دقت كافي از همان ابتدا تلسكوپ‌هاي گران‌قيمتي را انتخاب كرده‌اند. اما بعد از مدتي نه‌تنها ديگر از آن تلسكوپ استفاده نكردند و آن را كنار گذاشتند، حتي از علاقه‌ آن‌ها به نجوم نيز كم شد و از دنياي نجوم فاصله گرفته‌اند و آن تلسكوپ‌ها هم‌اكنون در گوشه‌اي از انباري منزل‌شان در حال خاك‌خوردن‌ هستند. دليل اين اتفاق را جدا از ساير مسایلي مانند هيجان كاذب در ابتداي كار و نداشتن سخت‌كوشي لازم در برخي افراد، انتخاب نادرست ابزار رصدي مي‌دانم. به‌طور مثال تلسكوپي كه خريده بودند آن‌قدر بزرگ و سنگين بود كه براي جابه‌جايي آن حداقل به كمك دو يا سه‌ نفر نياز داشت. به همين دليل نمي‌توانستند آن را به خارج شهر ببرند و به‌مرور از رصدهاي خارج شهر منصرف شدند. يا ابزار رصدي را از فروشگاه‌هاي غيرمعتبري شبيه به  فروشگاه‌هاي اسباب‌بازي خريده بودند و طبيعي است كه اين نوع ابزارها كيفيت خوبي ندارند و بعد مدتي رصدگر را دل‌زده مي‌كنند.

در پايان پيشنهاد مي‌كنم، در صورت امكان قبل از خريد تلسكوپ، در برنامه‌هاي عمومي و گشت‌هاي رصدي كه برگزار مي‌شود، شركت كنيد. چراكه با شركت در اين برنامه‌ها با انواع و اقسام تلسكوپ‌ها روبه‌رو مي‌شويد و اين فرصت بسيار خوبي است تا آن‌ها را از نزديك ببينيد و با ويژگي‌ها و نحوه‌ كاركردشان آشنا شويد. اين فرصت به شما كمك مي‌كند تا بهترين و مناسب‌ترين تلسكوپ را انتخاب كنيد.

آسمان در این هفته، ۲۲ تا ۲۸ خرداد

آسمان در این هفته، 22 تا 28 خرداد

آسمان در این هفته، 22 تا 28 خرداد

با نزدیک شدن به روزهای پایانی ماه رمضان، به سبب کاهش فاز ماه، آسمانی تاریک‌تر برای رصد پدیده‌های زیبای نجومی در انتظار ماست.

صبحگاه ۲۳ خرداد، ساكنان نيمه‌ جنوبی ايران می‌توانند با چشم غيرمسلح هلال پايانی ماه رمضان را پيش از طلوع خورشيد در ساعت ۵:۴۳ رصد كنند. این در حالی است که ساکنان نیمه شمالی ایران فقط با استفاده از ابزارهای رصدی قادر به رویت هلال خواهند بود.

فرداي آن ‌روز، هلال آغازين ماه شوال پس از غروب خورشيد حوالی ساعت ۲۰:۴۲  در نیمه جنوبی ایران با چشم غیرمسلح و در نیمه شمالی با اپتیک قابل رویت است.

شامگاه ۲۶ خرداد مقارنه‌ زیبای هلال ماه و سیاره‌ زهره را شاهد خواهیم بود. ویژگی زیبای این سیاره داشتن اهله است و در این زمان اگر با ابزاری مانند دوربین دوچشمی یا تلسکوپ رصد شود، بیش از ۷۰ درصد از قرصش  از دید ناظران زمینی دیده می‌شود. برای مشاهده مقارنه تا پیش از غروب ماه فرصت دارید و حوالی ساعت ۲۰:۴۵ زمان مناسب‌تری‌ است.

همچنين  با تاريك‌تر شدن آسمان در همین شب می‌توانید شاهد اجتماع زيبای هلال ماه و زهره و خوشه كندوی عسل باشيد. اين خوشه باز ٤٤امین جرم فهرست مسيه است و درصورت فلكی خرچنگ قرار دارد و برای مشاهده آن در این زمان به تلسکوپی کوچک نیاز خواهید داشت.

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

اطلاعات دریافتی از آشكارسازهای ATLAS  و CMS در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) از آشکارسازی بوزون هیگز برای بار دوم حکایت دارند، این بار جزئیاتی از تأثیر متقابل این ذره با یكی از سنگین‌ترین ذرات بنیادی كیهان به نام «كوارك سر» نیز مشخص شده است. به این ترتیب، دانشمندان اطلاعات با ارزشی درباره ماهیت جرم و فیزیک ذرات بنیادی به‌دست آورده‌اند.

ما با وجود احساس همیشگی جرم چه به صورت  نیرو‌ی گرانش و چه خاصیت اینرسی، هنوز آن را به خوبی نشناخته‌ایم. البته فرمول E=MC2 اینشتین، دلیل سنگینی هسته اتم را نیاز به مصرف انرژی برای كنار هم قرار دادن پروتون و نوترون می‌داند، اما نكته آنجاست كه ذراتی بنیادی وجود دارند كه بدون نیاز به هیچ تلاش خاصی باز دارای جرم‌اند و كشف اخیر می‌تواند دلیل آن را مشخص كند.

۵۰ سال پیش، پیتر هیگز پیش‌بینی كرد كه باید بوزونی (نوعی ذره‌ای بنیادی) وجود داشته باشد كه واكنش با میدان آن می‌تواند جرم ذره را تامین کند.

تا سال‌ها این ذره، عضو گم شده مدل استاندارد ذرات بنیادی بود كه در سال ۱۳۹۱/۲۰۱۲ در شتاب‌دهنده LHC در سرن پیدا شد. اما این تازه آغاز راه بود و مقصد نهایی، یافتن دلیل وجود جرم كوارك و برای شروع چه چیزی بهتر از كوارك سر؟

كوارك‌های بالا و پایین، پروتون و نوترون را می‌سازند، اما كوارك سر طول عمر بسیار كوتاهی دارد و در كثری از ثانیه وامی‌پاشد. از طرفی کوارک سر جرم بسیار زیادی ( بیش از  ۱۶۰ برابر جرم اتم هیدروژن) دارد و این یعنی برهم‌کنشی شدید با میدان هیگز.

آشكارسازی این برهم‌كنش نیاز به در كنار هم قرار گرفتن كوارك سر و بوزون هیگز در فرایندی به نام تولید ttH دارد. اما هر دو این ذرات ناپایدارند. با توجه به توان كنونی LHC، فقط یك درصد از بوزون‌های هیگز تولید شده همراه کوارک سر آشکار می‌شوند و برای یافتن اثر آن، دانشمندان باید اطلاعات را مرور کنند و به دنبال ذرات پایدارتری باشند كه بر اثر واپاشی این دو ذره به‌وجود می‌آیند.

این کار مانند تلاش برای پی بردن به شدت و دفعات دست دادن دو فرد مشهور در یك مهمانی بزرگ بعد از به خانه رفتن آن‌هاست! البته بسیار دشوارتر. اکنون پژوهشگران معتقدند که توانسته‌اند شدت برهم‌کنش بوزون هیگز و کوارک سر را تعیین کنند و به اطمینان خوبی رسیده‌اند که بوزون هیگز نقش مهمی در زیاد بودن جرم کوارک سر ایفا می‌کند. البته این موضوع در مدل استاندارد ذرات پیش‌بینی شده بوده اما نخستین بار است که به صورت تجربی با دقت خوبی تایید شده است.

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

اخترشناسان در پژوهشی جدید دریافتند که برخی از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین ممکن است از آنچه فکر می‌کردیم جای بهتری برای زندگی باشند، اما به نتایج بدی هم درباره یکی از ستاره‌های نزدیک رسیدند.

پژوهشگران در ارائه یافته‌هایشان در ۲۳۲امین جلسه انجمن ستاره‌شناسی آمریکا در شهر دنور، ایالت کلورادو، از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا برای بررسی منظومه آلفا قنطورس، نزدیک‌ترین منظومه ستاره‌ای به زمین با فاصله ۴٫۴ سال نوری، استفاده کردند.

این منظومه شامل سه ستاره است، دو ستاره خورشیدمانند به نام‌های آلفا قنطورس اِی و بی (Alpha Centauri A and B)، و سومی کوتوله سرخی به نام آلفا قنطورس سی (Alpha Centauri C) یا همان پروکسیما قنطورس. تیم متوجه شد اگر سیاره‌ای در مدار دو ستاره اول بچرخد احتمالا مورد اصابت مقادیر زیادی پرتوایکس از این ستاره‌‌ها قرار نمی‌گیرد.

با وجود اینکه پیش‌تر به اشتباه سیاره‌ای به دور آلفا قنطورس بی تشخیص داده شده بود، هنوز هیچ سیاره‌ای در اطراف این دو ستاره شناسایی نشده است، اما نزدیکی‌شان به زمین سبب می‌شود نامزدهای جالب توجهی برای بررسی‌های آینده باشند. بنابراین پی بردن به احتمال سکونت‌پذیری سیاره‌ها در اطرافشان مهم است.

تام آیرس (Tom Ayres) از دانشگاه کلورادو بولدر در بیانیه‌ای گفت: « منظومه آلفا قنطورس به دلیل نزدیکی نسبی‌اش، به نظر عده زیادی بهترین نامزد برای کاوش نشانه‌های حیات است. سوال این است، آیا سیاره‌هایی پیدا خواهیم کرد که برای اشکالی از حیات که می‌شناسیم در محیطی مناسب قرار داشته باشند؟»

گروه، این پژوهش را از سال ۱۳۸۴/۲۰۰۵ با بررسی شش ماه یک بار ستاره‌ها باچاندرا پیش برد. اندازه‌گیری‌های طولانی مدت، دوره فعالیت پرتو ایکس را در اطراف سیاره‌های ای و بی نشان داد که با دوره ۱۱ ساله لکه‌های خورشیدی مقایسه شد.

گروه دریافت که برای حیات، مقدار پرتو ایکس آلفا قنطورس اِی حتی بهتر از خورشید است و سیاره‌هایش کمتر از سیاره‌های منظومه ما تابش دریافت می‌کنند،. آلفا قنطورس بی فقط کمی بدتر بود، با دریافت پنج برابر تابش بیشتر نسبت به سیاره‌های منظومه شمسی. آیرس گفت از نظر «ممکن بودن حیات بالقوه» بر  سیاره‌های اطراف آن ستاره‌ها، ، این «خبر خیلی خوبی است».

متاسفانه درباره پروکسیما قنطورس خبرها چندان خوب نیست. گروه متوجه شد از آنجایی که این ستاره کوتوله سرخ فعالی است که مدام شراره‌های پرتو ایکسی در آن پدیدار می‌شوند، احتمالا مناسب حیات نیست، دیدگاهی که قبلا هم مطرح شده بود.

ما یک سیاره را در اطراف این ستاره می‌شناسیم، پروکسیما بی، که بسیار نزدیک‌تر از فاصله عطارد تا خورشید، به دور ستاره‌اش می‌گردد. متاسفانه، میزان دریافت پرتو ایکس در سیاره‌هایی که در کمربند حیات این ستاره هستند، حدود ۵۰۰ برابر زمین و در زمان پدید آمدن شراره‌های بزرگ در ستاره ۵۰ هزار برابر زمین است.

بنابراین به نظر می‌رسد اگر به دنبال جهان‌های قابل سکونت در این منظومه هستیم، آلفا قنطورس ای و بی احتمالا مناسب‌ترین گزینه باشند و شناخت ستاره‌هایی مانند این حتی می‌تواند نکات بیشتری درباره ستاره خودمان به ما بیاموزد.