وقوع یک ماه گرفتگی کامل تا یک هفته آینده

وقوع یک ماه گرفتگی کامل تا یک هفته آینده؛ زمین قمر خود را سرخپوش خواهد کرد!

وقوع یک ماه گرفتگی کامل تا یک هفته آینده؛ زمین قمر خود را سرخپوش خواهد کرد!

تا یک هفته آینده ساکنان نیمکره شرقی دنیا شاهد وقوع طولانی ترین خسوف قرن خواهند بود؛ اما در جریان این ماه گرفتگی کامل ، رنگ قمر زمین به سیاهی نخواهد گرایید.

در شامگاه جمعه پنجم مرداد تا سحرگاه شنبه ششم مرداد، زمین با قرار گرفتن مابین خورشید و ماه، سایه خود را بر این قمر ۴٫۵ میلیون ساله خواهد افکند تا طولانی ترین ماه گرفتگی قرن بیست و یکم را رقم بزند. ماه در جریان این پدیده به رنگ نارنجی تا قرمز خونین و خوفناک، رخ نشان خواهد داد. اما چگونه ماه گرفتگی سبب سرخپوش شدن ماه می‌شود؟

دلیل قرمز به نظر رسیدن ماه در جریان ماه گرفتگی کامل

وجه اشتراک وقوع کسوف و خسوف کامل؛ قرار گرفتن خورشید، زمین و ماه در یک خط است. اما فارغ از ترتیب قرارگیری آن‌ها، عامل دیگری که تفاوت را رقم می‌ز‌ند ویژگی‌های خاص این دو کره خاکی است. در جریان پدیده خورشید گرفتگی، ماه بین زمین و خورشید قرار می‌گیرد و سایه خود را روی سیاره ما می‌اندازد. البته این سایه بی‌رنگ است چرا که ماه، اتمسفری برای پراکنش یا انکسار نور خورشید ندارد؛ اما زمین داستان دیگری دارد.

اتمسفر سیاره ما که سرشار از نیتروژن است، نور سفید خورشید (ترکیبی از تمامی طیف‌های رنگی) را می‌گیرد و تنها رنگ آبی آن را پراکنده می‌سازد. به همین دلیل آسمان در طول روز، آبی رنگ و خورشید به رنگ زرد جلوه می‌کند. اما هنگام طلوع و غروب خورشید، نوری به چشم ما می‌رسد که با شدت و حدت بیشتری پراکنده شده است. به همین دلیل، تنها نور آبی نیست که یکه‌تازی کند و در نتیجه آسمان به رنگ نارنجی یا حتی قرمز دیده می‌شود.

زمین با فاصله‌ی ۳۸۶ هزار کیلومتری از قمر خود، به مانند یک لنز عمل کرده و سبب انکسار نوری می‌شود که از خورشید به ماه می‌تابد. به گفته «دیوید داینر» از لابراتوار پیشرانه جت ناسا: اگر هنگام وقوع یک خسوف روی سطح ماه ایستاده باشید، نظاره‌گر غروب و طلوع خورشیدی که پشت زمین پنهان شده است خواهید بود. علاوه بر این، می‌توانید پرتوهای منکسر و پراکنده شده‌ی خورشید در اتمسفر پیرامونی زمین را نیز تماشا کنید.

در جریان ماه گرفتگی کامل ، طیف قرمز نور خورشید که توسط اتمسفر زمین دچار شکست و انکسار شده است، در قالب یک سایه مخروطی شکل موسوم به Umbra روی کره ماه می‌تابد و به همین دلیل، ماه قرمز به نظر می‌رسد. از طرفی سطح این کره خاکی، با لایه‌ای از مواد خاکستر گونه‌ی رگولیت که دارای خاصیت بازپراکنش (back-scatter) هستند پوشیده شده است. این خاصیت سب می‌شود بخش زیادی از نور ساطع شده به ماه دوباره به منبع خود که در اینجا منظور زمین است، بازگردد (پدیده بازپراکنش، دلیل روشن‌تر به نظر رسیدن ماه شب چهاردهم نسبت به ماه سایر شب‌ها را نیز توضیح می‌دهد).

بنابراین هنگام تماشای ماه گرفتگی کامل ، در واقع نور منکسر شده‌ی غروب و طلوع خورشید را که به سمت خودمان بازگشته است می‌بینیم. البته نور قرمزی که از ماه به سمت زمین بازتاب می‌یابد، به علت فعالیت‌های بشری و فرآیندهای طبیعی اثرگذار روی اتمسفر، دست‌خوش تغییر می‌شود. بدین صورت که آلاینده‌های موجود در جو زمین و ذرات گرد و غبار یا گازی شکل ناشی از فعالیت‌های آتشفشانی، سبب تیره‌ترشدن رنگ و تشدید این سایه‌ی سرخ فام می‌شوند.

اثبات گرد بودن سیاره زمین به کمک توپ بسکتبال

اثبات گرد بودن سیاره زمین به کمک توپ بسکتبال

اثبات گرد بودن سیاره زمین به کمک توپ بسکتبال

یکی از علاقه‌مندان به بحث زمین تخت گرایی به تازگی برای اثبات گرد بودن سیاره زمین از روشی خلاقانه و بسیار ساده استفاده کرده است؛ در بررسی موضوع با ما همراه باشید.

اثبات گرد بودن سیاره زمین از روش‌های مختلفی امکان‌پذیر است، اما اخیرا یکی از کاربران علاقه‌مند به بحث کلی در جریان میان طرفداران و مخالفان نظریه زمین تخت، به روشی طنزآمیز و ساده، باور زمین تخت گرایان در مورد اینکه شکل سیاره ما به جای کره شبیه به یک دیسک بزرگ است را زیر سوال برده است.

این شخص که مهندسی ۳۶ ساله به نام جف است، تنها با استفاده از یک توپ بسکتبال، دوربین عکاسی و وسایل مورد نیاز برای عکس‌برداری توانسته است که تئوری زمین تخت را زیر سوال ببرد؛ در چند روز گذشته یکی دیگر از علاقه‌مندان با ثبت تصویری از افق در دریاچه میشیگان آمریکا توانسته بود که با انجام چند محاسبه مختصر انحنای زمین را در فاصله‌ی بین دو ساحل، مشخص کند، اما جف با الهام گرفتن از این ماجرا، به فکر انجام کاری مشابه به روشی ساده‌تر افتاد.

اثبات گرد بودن سیاره زمین با توپ بسکتبال

پس از ثبت تصاویر مربوط به دریاچه میشیگان،‌ بسیاری از زمین تخت گرایان مانند همیشه اظهار کردند که چون انحنای زمین در چنین مکان‌هایی قابل‌رویت نیست و افق به نظر خطی صاف است،‌ پس گرد بودن زمین زیر سوال می‌رود؛ این استدلال از گذشته تاکنون به عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که طرفداران نظریه زمین تخت به آن استناد می‌کنند،‌ در نظر گرفته می‌شود و به چالش کشیدن آن نقش مهمی در تکنیک جف برای اثبات گرد بودن سیاره زمین دارد.

جف با استفاده از لنز عکس‌برداری ماکرو و یک توپ بسکتبال تصویری از افق توپ را ثبت کرد و این عکس را با وضعیت کره زمین مقایسه کرد؛ این مهندس نرم افزار می‌گوید که برای ما ساکنان زمین، ابعاد جرم آسمانی که بر روی آن قرار گرفته‌ایم به حدی بزرگ است که در فاصله‌هایی که چشم غیرمسلح قادر به دیدن آن‌هاست،‌ زمین زیر پایمان تخت به نظر می‌رسد. درست همانند موجود فوق‌العاده کوچکی که بر روی توپ بسکتبال قرار گرفته باشد.

به این ترتیب اگر از سطح توپ هم به کمک تجهیزاتی که برای تصویربرداری از سوژه‌های فوق‌العاده کوچک ساخته شده‌اند، استفاده کنیم، از مرحله‌ای به بعد افق ثبت‌شده از توپ به نظر خطی صاف دیده می‌شود و این تصور به وجود می‌آید که این جسم گرد و نسبتا بزرگ،‌ تخت است.

وسایل دیگری که جف برای اثبات گرد بودن سیاره زمین استفاده کرده بود شامل سه‌پایه عکاسی و ‌تجهیزات مربوط به عکس‌برداری با کنترل از راه دور می‌شد و دوربین به‌کاررفته هم از نوع نیکون P900 سوپر زوم بود. جف دوربین خود را بر روی سطح توپ بسکتبال تنظیم کرده بود و از طریق فوکوس دستی، تصاویر زیادی را از افق این جسم گرد به ثبت رساند.

در این تصویر حدودا ۴ میلی‌متر از سطح توپ بسکتبال دیده می‌شود، که با در نظر گرفتن قطر زمین، این فاصله معادل ۱۴۷ کیلومتر است. پس از بررسی این عکس، جف با استناد به استدلال زمین تخت گرایان در مورد دیده نشدن انحنای زمین با تماشای افق، نتیجه‌گیری کرد که انحنای خاصی در این عکس از افق جسم گرد مورد نظر دیده نمی‌شود،‌ بنابراین می‌توان گفت که توپ بسکتبال تخت است!

از زمان منتشر شدن تصاویر توپ بسکتبال کاربران در اقدامی طنزآلود به دنبال تشکیل انجمن نظریه تخت بودن توپ بسکتبال هستند و توجه زیادی به این موضوع جلب شده است. با اینکه جف گفته است که تصاویر او نمی‌توانند برای اثبات گرد بودن سیاره زمین مورد استفاده قرار بگیرند، اما از این طریق می‌توان به راحتی فهمید که خطای دید و اختلاف ابعادی چه تاثیر مهمی بر روی تصور ما در مورد جرم آسمانی که بر روی آن زندگی می‌کنیم،‌ دارد.

ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا به تازگی گزارشی را منتشر کرده که حاوی دستورا‌لعمل‌هایی برای مقابله با خطر احتمالی برخورد شهاب سنگ به زمین است.

احتمال برخورد شهاب سنگ های بزرگ به کره زمین، بسیار ناچیز است؛ اما پیامدهای مخرب چنین حوادثی، ناسا را بر آن داشته است که این موضوع را جدی بگیرد. به همین منظور این سازمان، گزارشی مبسوط و ۲۰ صفحه‌ای را منتشر کرده که در آن اقدامات لازم الاجرای دولت فدرال امریکا تا یک دهه آینده، برای مواجهه با هرگونه تهدید ناشی از اجرام آسمانی نزدیک به زمین (NEO)، تشریح شده است.

در فوریه سال ۲۰۱۳، یک شهاب سنگ با قطر ۲۰ متر در چلیابینسک روسیه فرود آمد که انرژی تخلیه شده از این حادثه را، ۳۰ برابر بزرگتر از بمب اتمی منفجر شده در هیروشیما طی جنگ جهانی دوم تخمین زده‌اند. هر چند این شهاب سنگ در ارتفاع بالا و پیش از برخورد به سطح زمین، منفجر شد؛ اما موج انرژی آن به حدی بود که به ساختمان‌های زیادی خسارت وارد کرد و هزاران نفر با خرده شیشه‌های به پرواز درآمده در اثر شکستن پنجره‌ها، مجروح شدند.

این حادثه به نوبه خود مخرب بود اما در سال ۱۹۰۸، یک شهاب سنگ بزرگتر با قطر تقریبی ۴۰ تا ۶۰ متر، بر فراز دشت تانگوسکا در سیبری روسیه منفجر شد و با نیرویی معادل ۵ تا ۱۰ مگاتن تی ان تی، منطقه‌ای به وسعت ۲۰۰۰ کیلومتر مربع را عاری از پوشش گیاهی کرد.

چیزی که موجبات نگرانی کارشناسان این حوزه را پدید آورده، این است که بزرگی این دو حادثه در قیاس با آنچه که می‌تواند رخ دهد، بسیار ناچیز بوده است. بر اساس اعلام ناسا، برخورد شهاب سنگ به زمین در صورتی که قطر ۱۴۰ متری داشته باشد، نیرویی به اندازه انفجار ۶۰ مگاتن تی ان تی ایجاد خواهد کرد و پیامدهای چنین برخوردی، کمتر از آنچه که احتمالا دایناسورها شاهد بوده‌اند نیست.

در همین راستا، کنگره امریکا در سال ۲۰۰۵ ماموریتی را به ناسا محول کرد که شامل شناسایی موقعیت حداقل ۹۰ درصد از انواع NEO با قطر ۱۴۰ متر یا بیشتر می‌شد. یک NEO در واقع دنباله دار، شهاب سنگ یا سیارکی است که خط سیر آن از مجاورت مدار زمین می‌گذرد. اما متاسفانه تلاش‌ها تا سال ۲۰۱۷ آن‌طور که انتظار می‌رفت ثمر نداد و برآورد می‌شود ناسا تا سال ۲۰۳۳ تنها موفق به یافتن موقعیت نیمی از این اجرام ۱۴۰ متری در فضا شود.

حالا به منظور تقویت این پروژه، ناسا در همکاری با چند نهاد دیگر امریکایی از جمله سازمان مدیریت امور اضطراری و دفتر سیاست‌گذاری علوم و تکنولوژی، یک «برنامه عملیاتی و استراتژی مواجهه با اجرام آسمانی نزدیک به زمین» را تدوین و منتشر کرده است. این برنامه، اولویت طرح‌های قابل اجرا در طول یک دهه آینده، به منظور کسب آمادگی لازم در برابر برخورد احتمالی یک شهاب سنگ به زمین را شامل می‌شود و روی پنج مورد زیر تاکید کرده است.

  • تشدید اقدامات موثر در شناسایی و ردگیری انواع NEO، به طوری که با کار روی اجرام بزرگتر آغاز شود و به اجرام کوچکتر ختم گردد. این شامل تحلیل داده‌های طیف‌نگاری و راداری، توسعه تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های آنالیز جدید و همکاری نزدیک نهادهای ذی‌ربط با یکدیگر می‌شود.
  • بهبود فرآیند مدل‌سازی از خط سیر شهاب سنگ ها به منظور پیش‌بینی دقیق‌تر احتمال اصابت آن‌ها با کره زمین، مکان وقوع برخورد، شدت خسارت وارده و گزینه‌های موجود برای پیشگیری از حادثه یا به حداقل رساندن پیامدهای آن.
  • توسعه تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های جدید برای منحرف کردن اجرام آسمانی، پیش از نزدیک شدن به زمین یا منهدم ساختن آن‌ها در صورت لزوم.
  • تحکیم همکاری‌های بین‌المللی در مقوله مواجهه با NEO از طریق آگاه‌سازی عمومی درباره تهدیدات ناشی از این اجرام، مشارکت در ایجاد زیرساخت‌هایی برای رصد و مدل‌سازی از آن‌ها و تدارک برنامه‌های مشترک به منظور نشان دادن واکنش مناسب، پیش از هرگونه حادثه‌ی در شُرف وقوع.
  • ایجاد پروتکل‌ها و پروسه‌های اضطراری برای مواجهه با پیامدهای ناشی از برخورد شهاب سنگ به زمین. این شامل بهبود ارتباطات، فرآیند تصمیم سازی و تصمیم گیری، ارزیابی، و برنامه‌هایی به منظور کاستن از خسارات وارده می‌شود.

برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

برای نخستین بار تصویری از یک سیاره تازه متولد شده ثبت شد

دانشمندان موفق شدند تا تصویری از یک سیاره تازه متولد شده را ثبت کنند. این برای نخستین بار است که از سیاره، پس از آنکه مواد دیسک پیش‌سیاره‌ای خود را مصرف کرده، تصویری تهیه شده است. رصد این مرحله از شکل‌گیری سیارات، به دانشمندان در درک بهتر این روند، کمک بسیاری می‌کند.

تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) در رصدخانه جنوبی اروپا (ESO)، اولین تصویر از یک سیاره تازه متولد شده را ثبت کرده است. این سیاره به دور ستاره کوتوله جوانی به نام PDS 70 در حال گردش است. این سیاره را می‌توان به راحتی به صورت نقطه درخشانی در سمت راست مرکز تاریک تصویر تشخیص داد. بخش مرکزی تصویر، همان ستاره این مجموعه است که توسط یک کرونوگراف پوشانده شده است. تنها راهی که بتوان جزییات اطراف یک ستاره پرنور را مشاهده کرد، پوشاندن آن ستاره با این روش است. در غیر این صورت، نور درخشان ستاره، مانع از دیدن هر چیزی از جمله نور ساطع‌شده از سیاره احتمالی اطراف آن ستاره می‌شود.

فاصله این سیاره تا ستاره میزبانش، چیزی در حدود ۳ میلیارد کیلومتر است. این فاصله به اندازه فاصله سیاره اورانوس تا خورشید است. این سیاره که PDS 70b نام‌گذاری شده است، غولی گازی‌شکل و با جرمی بیشتر از جرم سیاره مشتری بوده که دمای سطح آن به ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

پیش این نیز دیسک‌های سیاره‌ای در اطراف ستاره‌های جوان مشاهده شده بودند. اما در همه موارد، سیارات رصد شده در میان ابری از گازهای تشکیل‌دهنده دیسک پیش‌سیاره‌ای قرار داشتند. این اولین باری است که ستاره‌شناسان شاهد یک سیاره تازه متولد شده تک هستند.

این تصویر، تنها یک تصویر زیبا از ابتدای شکل‌گیری یک سیاره نیست. بلکه دانشمندان می‌توانند به وسیله آن، چیزهای بیشتری از روند شکل‌گیری سیارات بدانند. برای قرن‌ها، دانشمندان درباره طبیعت مرحله گذار دیسک پیش‌سیاره‌ای فرضیه‌پردازی کرده بودند. دیسکی که در بخش‌های میانی آن، حفره‌ای نسبتا خالی از مواد وجود دارد. فرضیه‌های ارائه شده بیان می‌داشت که این حفره ناشی از برهم‌کنش یک سیاره تازه شکل‌گرفته و خود دیسک است. هم‌اکنون، با ثبت این تصویر، دانشمندان می‌توانند این رویداد را به صورت مستقیم مشاهده کنند.

وجود حیات فرازمینی تنها به آب وابسته نیست

وجود حیات فرازمینی تنها به آب وابسته نیست

وجود حیات فرازمینی تنها به آب وابسته نیست

در جستجوی نشانه‌هایی دال بر وجود حیات فرازمینی ، اغلب دانشمندان روی یافتن آب در اجرام آسمانی تاکید می‌کنند. اما برخی از محققان، وجود عناصر ضروری زیستی (Bioessential) نظیر فسفر و مولیبدن را نیز در قضاوت درباره زیست‌پذیر بودن دنیاهای بیگانه موثر می‌دانند.

در سیاره ما، هر کجا که آب هست، زندگی هم هست؛ از ارتفاعاتی که با ابرها پیوند خورده‌اند تا عمیق‌ترین لایه‌های زمین. به همین دلیل، وجود حیات فرازمینی هم منوط به این عامل پنداشته می‌شود. تاکنون هم عمدتا سیارات و قمرهایی هدف تحقیقات فضایی قرار گرفته‌اند که از شرایط دمایی لازم برای نگهداری آب به صورت مایع در سطح خود برخوردار بوده یا هستند.

به عنوان مثال اگرچه در حال حاضر شدت گرمای سطح سیاره زهره (ونوس) برای ذوب کردن سرب کافی است؛ اما در سال ۲۰۱۶ مقاله‌ای منتشر شد که به احتمال زیست‌پذیر بودن ونوس در گذشته‌های دور (حداقل ۷۱۵ میلیون سال پیش) به علت دمای ملایم آن دوران سیاره اشاره داشت. دانشمندان معتقدند چنانچه زندگی یکبار در این سیاره همسایه جاری شده باشد، هم‌اکنون نیز احتمال بقای اَشکالی از حیات در ابرهای زهره متصور است.

البته همانطور که «آوی لوئب» نویسنده ارشد یک مقاله تازه و مدیر گروه اخترشناسی در دانشگاه هاروارد اشاره کرده، وجود حیات فرازمینی مستلزم حضور عوامل دیگری نیز است. مثلا روی کره زمین، جاری بودن حیات در اقیانوس‌ها رابطه مستقیمی با وجود عناصر نیتروژن و فسفر در آن‌ها دارد. چرا که حضور نیتروژن، لازمه شکل‌گیری پروتئین‌ها است و هر دوی این عناصر (نیتروژن و فسفر) در ساختار DNA و RNA موجودات زنده نیز نقش کلیدی ایفا می‌کنند.

نقش عناصر زیستی در احتمال وجود حیات فرازمینی

مطالعات بسیاری از آن حکایت دارند که افزایش میزان فسفر در اقیانوس‌ها طی ۸۰۰ الی ۶۳۵ میلیون سال پیش، احتمالا یکی از عوامل موثر در روند تکامل جانوران روی کره زمین بوده است. اما برای بررسی نقش احتمالی عناصر ضروری زیستی در تکامل حیات فرازمینی ، دانشمندان روی قابلیت وصول این عناصر در دنیاهایی متمرکز شدند که زیر سطح یخ زده‌ی خود، اقیانوسی مایع دارند؛ از جمله یکی از قمرهای مشتری به نام اروپا و یکی از قمرهای زحل به نام انسلادوس.

در کره زمین، بخش عمده فسفر اقیانوس‌ها از فرسایش سنگ‌های فلسیک در اثر بارش باران‌های خفیف اسیدی تامین می‌شود. عامل خروج فسفر از دریاهای زمین نیز فعالیت هیدروترمال (گرمابی) آن‌هاست. مطالعات نشان می‌دهند که در انسلادوس و احتمالا قمر اروپا نیز جریان‌های هیدروترمال وجود دارد.

دانشمندان به وجود حیات فرازمینی در دو قمر انسلادوس و اروپا امیدوارند

پرتوافکنی مداوم مشتری روی اروپا، مولکول‌هایی موسوم به اکسیدان‌ها را به وجود می‌آورد. با تکان‌هایی که در قشر منجمد این قمر رخ می‌دهد، اکسیدان‌ها می‌توانند راه خود را به سوی دریاهای پنهان آن باز کنند و از طریق واکنش دادن با سولفیدها، سبب اسیدی شدن آب شوند. از این رو محققان احتمال می‌دهند که در اروپا مقادیر کافی فسفر برای پشتیبانی از حیات وجود دارد؛ اما از سوی دیگر، اسیدیته بالای اقیانوس‌های زیرزمینی آن، شاید عاملی محدود کننده برای وجود حیات فرازمینی باشد.

بر خلاف قمر اروپا، مطالعات پیشین حاکی از آن بود که اقیانوس‌های انسلادوس به شدت قلیایی هستند. در مقاله اخیر دانشمندان به این نتیجه رسیدند که در صورت قلیایی یا خنثی بودن این آب‌های زیرزمینی و وجود جریان‌های هیدروترمال، احتمالا تمام ذخایر فسفر در یک دوره چندین میلیون ساله (که در قیاس با عمر منظومه شمسی، زمان بسیار کوتاهی است) از اقیانوس‌های زیرزمینی انسلادوس حذف شده است. البته این دانشمندان معتقدند فلزاتی نظیر مولیبدن، منگنز و کبالت نیز می‌توانند نقش عناصر زیستی را در انسلادوس ایفا کنند.

همچنین بخوانید:

قمر اروپا سیاره مشتری شرایط مناسبی برای پشتیبانی از حیات بیگانه دارد

بنابر توضیحات «منساوی لینگام» یکی دیگر از نویسندگان مقاله و اختر فیزیکدان دانشگاه هاروارد: نقش مولیبدن در ساختار و عملکرد بسیاری از آنزیم‌ها، کلیدی است. همچنین این عنصر توانایی شکستن پیوند شیمیایی برقرار شده بین اتم‌های نیتروژن موجود در اتمسفر و تبدیل آن‌ها به مولکول‌های ارگانیک حیاتی را هم دارد. علاوه بر این‌ها مولیبدن در سنتز پروتئین، متابولیسم سلولی و رشد و نمو بسیاری از ارگانیسم‌ها نیز تاثیرگذار است. اهمیت منگنز به نقش آن در تولید اکسیژن از طریق چرخه فتوسنتز در کلروپلاست مربوط می‌شود. کبالت نیز وظایف بیولوژیک متعددی را در متابولیسم موجودات زنده بر عهده دارد که پر اهمیت‌ترین آن‌ها، نقش داشتن در تولید ویتامین ب-۱۲ است.

ایده‌ی زیست‌پذیر بودن این اجرام آسمانی از دهه ۱۹۵۰ میلادی در ذهن دانشمندان شروع به روییدن کرد؛ یعنی زمانی که مشخص شد حجم وسیعی آب در زیر سطح آن‌ها جریان دارد. اما به اعتقاد «آدام فرانک» اختر فیزیکدان دانشگاه راچستر:

به اعتقاد لینگام نیز پایین بودن سطح عناصر زیستی در دنیاهای بیگانه، عاملی محدودکننده برای وجود حیات فرازمینی در آن‌ها است.

یکی از راه‌ها برای پی بردن به اینکه آیا دنیاهای خارج از منظومه شمسی دارای عناصر ضروری زیستی هستند یا خیر، این است که به ستاره میزبان آن‌ها بنگریم. زیرا وجود هر عنصری در یک ستاره، طیف رنگ مخصوص به خود را در نور ساطع شده از آن ایجاد می‌کند و با نگریستن به این نور، می‌توان اطلاعات ارزشمندی را درباره احتمال زیست‌پذیر بودن سیارات مجاور آن ستاره به دست آورد.

البته انسلادوس و اروپا آنقدرها هم دور نیستند و امکان اعزام فضاپیماهای اکتشافی و کاوشگر به آن‌ها وجود دارد. اگرچه طی ماموریت‌های آتی احتمال کشف حیات در این اقمار زیاد نیست، اما لینگام این ماموریت‌ها را فرصتی مغتنم برای پی بردن به درستی یا نادرستی مدل ارائه شده توسط خود و همکارانش می‌داند.

برخی محققان نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که احتمالا میانگین غلظت عناصر زیستی در دنیاهای بیگانه بسیار ناچیز است، اما لینگام امید دارد سطح عناصر زیستی در نقاط خاصی از این اقمار به اندازه‌ای باشد که از فرضیه وجود حیات فرازمینی پشتیبانی کند. البته نویسندگان مقاله به این موضوع هم واقف هستند که حیات در دنیاهای بیگانه می‌تواند با آنچه که ما در زمین سراغ داریم تفاوت داشته باشد و مبتنی بر واکنش‌های شیمیایی متفاوتی باشد؛ شکلی از حیات که به عقیده‌ی لوئب، کشف آن بسیار هیجان انگیزتر از کشف حیات آشنای زمینی خواهد بود.

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ شدیدتر می شود

طوفان گرد و غبار در مریخ که منجر به خاموشی موقت مریخ‌نورد آپورچونیتی در اوایل خرداد شده اکنون شدیدتر شده است. این طوفان به‌گونه‌ای است که اگر در زمین رخ داده بود امریکای شمالی و روسیه را به طور کامل دربرمی‌گرفت.

مریخ‌نورد کیوریاسیتی افزایش اثرهای طوفان را در عکسی سلفی در ۲۵ خرداد/۱۵ ژوئن ثبت کرد. این طوفان کمی برای رصدگران نابهنگام است، چون مریخ در حال نزدیک شدن به مقابله با زمین است. مقابله با زمین می‌تواند چشم‌اندازهای عالی‌ای از سطح مریخ ایجاد کند اما اگر این سیاره در ابر ضخیمی از گرد و غبار مدفون شود، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

طوفان‌های گرد و غبار منطقه‌ای در مریخ رایج است، اما دانشمندان مطمئن نیستند که چه چیزی منجر به تبدیل شدن آن‌ها به طوفان‌های سرتاسری می‌شود. این طوفان‌ها معمولاً ناشی از گرم شدن سیاره در هنگام رسیدن به نزدیک‌ترین نقطه از خورشیدند. اختلافات دمایی باد تولید می‌کند و باد دانه‌های ریز غبار را از سطح بلند کرده و گسترش می‌دهد.

مسئولان آپورچونیتی بر این باورند که این مریخ‌نورد ۱۴ساله بر اثر کاهش نور خورشید و مسدود شدن آسمان با گرد و غبار خاموش شده است زیرا صفحات خورشیدی آن نمی‌توانند انرژی کافی را برای شارژ باتری‌هایش تولید کنند. آپورچونیتی طوری طراحی شده است که ساعت آن به سنجش زمان ادامه دهد و هر از چندی مریخ‌نورد بیدار شود تا وضعیت آسمان و باتری‌ها را بررسی کند. گرچه آپورچونیتی پیش از این نیز در طوفان‌های گردوغبار گرفتار شده و نجات یافته است، شدت این طوفان و مدت پیش‌بینی شدۀ آن ممکن است سبب شود باتری‌ها کاملاً تخلیه شوند که برای این مریخ‌نورد قدیمی مشکل‌ساز خواهد بود.

وبگاه Mars Exploration Rovers اعلام کرده است، گروه هر روز در انتظار است تا آسمان صاف شود و تا زمانی که آسمان صاف نشود انتظار دریافت علائمی از آپورچونیتی وجود ندارد.

درعین‌حال، مریخ‌نورد کیوریاسیتی که باتری‌های آن به انرژی هسته‌ای متکی‌اند با وجود غلیط شدن مه گرد و غبار به کار خود ادامه می‌دهد. جدیدترین تصویر ثبت شدۀ کیوریاسیتی نشان می‌دهد مه گرد و غبار در اطراف این مریخ‌نورد شش تا هشت برابر غلیظ‌تر از شرایط عادی مریخ در این وقت سال است.

اگرچه ممکن است طوفان لذت مقابلۀ امسال مریخ را برای تماشاگران کاهش دهد، درک ما را از چگونگی شکل‌گیری، تحول و تأثیرات چنین طوفان‌هایی بهبود می‌بخشد. در حال حاضر، مریخ از طریق مریخ‌نوردها و مدارگردها تحت نظارت مستمر است و تصاویر ثبت شده از این رویداد با وضوح بالا در اختیارند.

آزگاردیا؛ نخستین کشور فضایی جهان!

آزگاردیا؛ نخستین کشور فضایی جهان!

آزگاردیا؛ نخستین کشور فضایی جهان!

شامگاه جمعه هشتم تیر ۱۳۹۷، کاخ سلطنتی هافبرگ اتریش میزبان مراسمی خاص بود؛ در این مراسم دکتر ایگور آشوربیلی، میلیاردر روسی – آذربایجانی به عنوان رهبر نخستین کشور فضایی جهان موسوم به «آزگاردیا» سوگند خورد.

او سال‌ها به عنوان یکی از فعالان اقتصادی در صنایع نفتی بوده و از سال ۱۳۹۵ ایده‌ای جاه‌طلبانه مبنی بر تشکیل یک کشور فضایی را پیگیری می‌کند. آشوربیلی در نهایت با ادای سوگند در مقابل ده‌ها مهمان از ۴۰ کشور جهان که عمده آنها را دانشمندان و علاقه‌مندان به فضا تشکیل می‌دادند، به‌طور رسمی تاسیس کشور فضایی آزگاردیا را اعلام کرد. او در نخستین انتخابات سراسری این کشور با کسب ۷۵ درصد آرا به عنوان نخستین رهبر آزگاردیا منصوب شد.

وبگاه رسمی کشور آزگاردیا اعلام کرده هدف از تاسیس این کشور، استفاده صلح‌آمیز از فضا، حفاظت از زمین در برابر خطرات فضایی و ایجاد پایگاهی علمی و رایگان در فضاست. آشوربیلی گفته به‌زودی کابینه کشور آزگاردیا را تشکیل خواهد داد و آنها در نظر دارند تا ۲۵ سال آینده ایستگاهی فضایی در مدار زمین و سپس پایگاهی در ماه را راه‌اندازی کنند.

آشوربیلی در سخنرانی خود در مراسم ادای سوگند وعده داده تا در آینده‌ای نزدیک این کشور فضایی به عضویت سازمان ملل درآید. نکته دیگر این‌که آزگاردیا دارای پرچم و سرود ملی است و واحد پول الکترونیک نیز دارد!

همه افراد به آسانی می‌توانند با ثبت‌نام در وبگاه رسمی آزگاردیا به عنوان شهروند این کشور شناخته شوند. جمعیت فعلی آزگاردیا در حال حاضر به بیش از ۲۰۰ هزار نفر می‌رسد که البته حدود ۲۰۰۰ نفر از آنها ایرانی هستند! مقامات آزگاردیا در نظر دارند که طی سال‌های آینده جمعیت این کشور را به ۱۵۰ میلیون نفر برسانند.

این کشور خودخوانده در سال گذشته یک ماهواره مکعبی کوچک را با نام «آزگاردیا ـ۱» به‌عنوان نخستین ماهواره فضایی خود به کمک فضاپیمای باری سیگنوس به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاد و فضانوردان آن را در مدار زمین قرار دادند.

انگیزه اصلی از تاسیس چنین کشوری، هنوز به درستی مشخص نیست و به نظر می‌رسد چنین اقدامی از سوی ایده‌پردازان و مجریان این طرح، بیشتر راه‌انداختن یک جنجال تبلیغاتی باشد، در سال‌های اخیر به دفعات طرح‌های بلندپروازانه فضایی ارائه شده‌اند که در نهایت پس از مدتی در سکوت کامل خبری همه چیز متوقف شد. نمونه معروف آن پروژه سفر بی‌بازگشت به مریخ (مارس وان) بود که در زمان خود جنجال بسیاری به‌پا کرد و هزاران نفر از سراسر جهان برای کوچ به مریخ در وبگاه آن ثبت‌نام کردند و حتی عده‌ای نامزد آموزش‌های ویژه شدند!

حال باید دید آیا طرح تاسیس کشور آزگاردیا به راستی یک پروژه فضایی جدی است یا تنها یک جنجال تبلیغاتی چند ماهه با اهداف و انگیزه‌هایی نامعلوم است.

بررسی هوش مصنوعی، درمان سرطان و روش باغبانی در آسمان‌ها

بررسی هوش مصنوعی، درمان سرطان و روش باغبانی در آسمان‌ها

بررسی هوش مصنوعی، درمان سرطان و روش باغبانی در آسمان‌ها

فضاپیمای دراگون برای پانزدهمین بار راهی ایستگاه فضایی بین‌المللی شد. این فضاپیما برای تجدید منابع غذایی و تحویل ابزارآلاتی برای آزمایش‌های علمی روز جمعه ۸ تیر/۲۹ ژوئن با موشک فالکن ۹ از فلوریدای امریکا به سوی ایستگاه فضایی بین‌المللی پرتاب شد. هدف از ارسال این ابزارهای علمی بررسی روش‌های آب‌رسانی به گیاهان، بهره‌برداری از هوش مصنوعی، تولید دارو و گسترش درمان‌های پزشکی و همچنین تشکیل برخی ساختارهای غیرآلی در شرایط بی‌وزنی و ریزگرانش است.

در این محموله ربات سایمون (CIMON)، از طرف سازمان فضایی اروپا، برای بررسی کاربرد هوش مصنوعی در کاهش استرس و فشار کاری فضانوردان ارسال شده است. این ربات نقش دستیار و همدم را برای ساکنان ایستگاه فضایی ایفا خواهد کرد. همچنین حسگرهایی برای سنجش و پایش دمای گیاهان طراحی و به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاده شده است. پژوهشگران با استفاده از این سامانه، میزان آب مصرفی گیاهان و پاسخگویی آن‌ها به محرک‌ها را در فضا بررسی خواهند کرد.

برای دیگر آزمایش‌های طراحی شده، از جمله درخصوص تأثیرگذاری ریزگرانش بر جانداران میکروسکوپی یا میکروب‌های معده و روده، برای پژوهش در زمینۀ درمان سرطان‌ و همین طور برای بررسی ساختارهای شیمیایی جذاب و شگفت‌انگیزی که در برهم‌کنش محلول نمک فلزات با سیلیکات، کربنات یا سایر یون‌ها رشد می‌کنند لوازم و مواد ضروری به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاده شدند.

این ابزارآلات علمی در ایستگاه فضایی بین‌المللی در کنار لوازم صدها آزمایش علمی دیگر قرار خواهند گرفت که در حال حاضر در این اقامتگاه فضایی برای پژوهش‌های گوناگون استفاده می‌شوند.

چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

 چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

در پهنه بی‌کران آسمان در مکانی به دور از آلودگی نوری و آلودگی جوی، با چشم غیرمسلح می‌توانید تعداد بی‌شماری ستاره و گاهی تعداد انگشت‌شماری سیاره را مشاهده کنید که هردو دارای روشنایی هستند. البته این درحالی است که ستاره‌ها خود منبع نورند اما سیاره‌ها از خود نوری ندارند و روشنایی آن‌ها به سبب بازتابش نور ستاره‌ای در نزدیکی‌شان است. مانند سیاره‌های منظومه شمسی که روشنایی آن‌ها به سبب بازتابش نور خورشید است. اما منبع نور و درخشندگی ستاره‌ها چیست؟

ستاره‌ها از گاز تشکیل شده‌اند، مولکول‌های گاز به سبب متراکم‌بودن یک ستاره در هر لحظه درحال برخورد با یکدیگرند. به عبارتی مسافت میانگین آزاد هر اتم خیلی کوتاه است. در هسته یک ستاره جوان با دمای ۱۰ میلیون کلوین، اتم‌های هیدروژن به هم برخورد کرده و اتم هلیم تولید می‌شود. انرژی زیادی در این برخورد آزاد می‌شود. در ستاره‌های با عمر بیشتر در دمای ۱۰۰ میلیون کلوین اتم‌های هلیم با هم برخورد کرده و کربن تولید می‌شود، همچنین اکسیژن در واکنش‌هایی در این دما ایجاد می‌شود. در ادامه این فرآیندها وقتی دمای ستاره به بیش از ۵۰۰ میلیون کلوین برسد نئون، سدیم و منیزیم تولید می‌شود. در دمای بالاتر از یک میلیارد کلوین همجوشی عناصر مختلف از قبیل نئون، اکسیژن و سیلیسیوم رخ می‌دهد. در نهایت طی این فرآیندها عناصری مانند گوگرد، آرگون، کلسیم و آهن نیز در ستاره تولید می‌شود. اینکه این فرآیندها تا تولید کدام عنصر ادامه پیدا کند به جرم ستاره بستگی دارد. این فرآیندها که طی زندگی همه ستاره‌ها رخ می‌دهد «گداخت» نام دارد. گداخت یعنی ترکیب دو هسته اتمی و تولید هسته بزرگ‌تر که انجام این فرایند با نور و گرمای بسیار زیادی همراه است. زیراوقتی دو هسته با هم ترکیب شوند مقدار کمی از جرم آنها به انرژی تبدیل می‌شودکه طبق رابطه معروف جرم- انرژی انیشتین با گداختن جرم اندکی از ماده می‌توان انرژی فراوانی به دست آورد. در واقع منبع نور و گرمای ستاره‌ها واکنش‌های گداخت است که به صورت لایه به لایه درون ستاره در طول زمان انجام می‌شود. زیرا میزان تراکم و فشار در سطح ستاره و در مرکز ستاره متفاوت است.

 در نهایت در اواخر عمر یک ستاره می‌توانیم عناصر مختلف را در ستاره ببینیم که در هر لایه فرآیندی در حال انجام است. سطحی‌ترین لایه‌های هسته هنوز در حال همجوشی هیدروژن و تولید هلیم است و در داخلی‌ترین لایه‌ها بنا به جرم ستاره می‌توانیم عناصر مختلف دیگری را مشاهده کنیم.

چرا روشنایی ظاهری ستاره‌های مختلف متفاوت است؟

ستاره‌ها منبعی از نور و گرما هستند که انرژی­شان را از واکنش‌های پیوسته گداخت که در آن‌ها رخ می‌دهد به دست می‌آورند. اما چرا برخی پرنورتر و برخی کم نوربه نظر می‌رسند؟

برای پاسخ به این سوال، نقش دو عامل تاثیرگذار را بررسی می‌کنیم؛ اولین عامل جرم است. هرچه ستاره‌ای پرجرم‌تر باشد فرآیند گداخت در هسته آن سریع‌تر رخ می‌دهد و نتیجه آن آزاد شدن انرژی و درخشندگی بیشتر است. در حقیقت درخشندگی معیاری برای سنجش شدت نور است، یا به عبارتی بیانگر میزان انرژی‌ای که جسم به صورت تابش در طی یک ثانیه ساطع می‌کند. واحد درخشندگی وات (ژول بر ثانیه) است. درخشندگی یک ستاره به دو عامل بستگی دارد: ۱) اندازه ستاره (مساحت سطح) ۲) مقدار نور مرئی که از هر مترمربع سطح آن گسیل می‌شود (که این مورد به نوبه خود تابع دمای سطح ستاره است). اما این میزان درخشندگی برای رسیدن به چشم ما مسافت طولانی‌ای را طی می‌کند. هرچه این مسافت طولانی‌تر باشد میزان درخشندگی رسیده از ستاره به سطح زمین کمتر می‌شود. درواقع اگر دو ستاره در فاصله یکسان تا زمین قرار گرفته باشند آنکه دما و ابعاد بیشتری دارد، پرنورتر دیده می‌شود. و اگر دو ستاره با دما و ابعاد یکسان داشته باشیم آنکه نزدیک‌تر است، پرنورتر دیده می‌شود. پس می‌توان گفت میزان روشنایی‌ای که از هر ستاره روی زمین می‌بینیم (که قدر ظاهری نام دارد) با درخشندگی واقعی آن متفاوت است؛ زیرا روشنایی در واقع میزان انرژی رسیده از منبع نوری به سطحی معین در واحد زمان است. برای مثال یک چراغ قوه می‌تواند در فاصله یک سانتی‌متری از چشم ما بسیار «روشن» جلوه کند؛ در حالی که یک پروژکتور در فاصله پنج کیلومتری برای چشم ما «روشنایی» بسیار ضعیفی دارد. کم‌شدن روشنایی با افزایش فاصله به دلیل پخش شدن انرژی تابشی است.

در ستاره‌ها امواج تابش شده در سطح کره‌ای پخش می‌شوند که مساحت کره با دو برابر شدن فاصله چهار برابر می‌شود. بنابراین روشنایی با دورشدن از جسم کاهش می‌یابد؛ زیرا نور در سطح کره بزرگ‌تری پخش شده است. در نتیجه متفاوت‌بودن روشنایی ظاهری ستاره‌ها در آسمان به دلیل  فاصله ما از آن ستاره و تفاوت دما و اندازه هر ستاره است.

آیا می‌شود به یک ستاره کاوشگر اعزام کرد؟

بشر همواره به دنبال کاوش در سراسر کیهان بوده و به این منظور دست به ساختن فضاپیماها، کاوشگرها و… زده است. کاوشگرها و فضاپیماها برای اهداف خاصی راهی مقاصد مشخصی می‌شوند. تاکنون دانشمندان موفق شده‌اند به ماه و سیاره‌هایی همچون عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون و سیاره کوتوله پلوتو کاوشگر اعزام کنند. این کاوشگرها توانسته‌اند اطلاعات بسیار ارزشمندی برای ما جمع آوری کنند. اما برخی کاوشگرها هستند که راهی ورای منظومه شمسی نیز شده‌اند؛ اولین کاوشگر  پایونیر ۱۰ بود که در سال ۱۳۵۰ پرتاب شد  و آخرین سیگنال بسیار ضعیف از آن در ۳ بهمن ماه ۱۳۸۱ دریافت شد. طبق پیش‌بینی‌های انجام شده پایونیر ۱۰ اکنون در فاصله ۱۱۴ واحد نجومی قرار دارد ‌(هر واحد نجومی (AU) برابر با فاصله زمین تا خورشید است) و از کمربند کوئیپر خارج شده است. پایونیر ۱۱ نیز در سال ۱۳۵۲ شمسی پرتاب شد و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تاکنون مسافت ۹۰ واحد نجومی  (۹۰AU) را طی کرده است آخرین تماس با پایونیر ۱۱ در سال ۱۳۷۴ برقرار شد. ویجر ۱ نیز در سال ۱۳۵۶ شمسی پرتاب شد و تاکنون ۱۳۳ واحد نجومی از ما فاصله گرفته و در فضای میان ستاره‌ای در حال حرکت است. در سال ۱۳۹۲ ناسا به طور رسمی خروج ویجر ۱ از منظومه شمسی را تایید کرد و طبق پیش‌بینی‌های انجام شده این فضاپیما حدود ۳۰۰ سال دیگر به محدوده ابر اورت می‌رسد. ویجر ۲ نیز که در سال ۱۳۵۶ پرتاب شد، در سال ۱۳۶۸ از کنار نپتون گذشت و تاکنون ۱۰۲ واحد نجومی از ما فاصله گرفته است. اما چرا تا به حال به ستاره‌ها کاوشگر نفرستاده‌ایم؟

در حقیقت نزدیک‌ترین ستاره به زمین، همان خورشید است که فضاپیمای هلیوس۱ در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸ از ۴۷ میلیون کیلومتری آن پرواز کرد. در بهترین حالت با فضاپیمایی که ناسا در سال ۲۰۱۸/۱۳۹۷ به سوی خورشید پرتاب می‌کند می‌توانیم تا شش میلیون کیلومتری خورشید به آن نزدیک شویم. اما بازهم فاصله زیادی تا ستاره مورد نظر داریم! نزدیک‌شدن به خورشید و دیگر ستاره‌ها به عواملی بستگی دارد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

مهم‌ترین عامل مسافت است. پس از خورشید نزدیک‌ترین ستاره به ما که پروکیسما قنطورس نام دارد، حدود ۴/۲ سال نوری با ما فاصله دارد که اگر بخواهیم با سرعت حدودا  km/s17 (مشابه سرعت فضاپیمای ویجر۱) به آن سفر کنیم تقریبا ۷۴ هزار سال طول خواهد کشید.

اما فرض کنیم کاوشگری ساخته‌ایم که بتواند در طول مدت سفرش با زمین در ارتباط باشد و داده‌هایش را به زمین مخابره کند و همچنین سوخت مورد نیاز برای رسیدن به مقصد را داشته باشد. چنین کاوشگری به محض رسیدن به نزدیکی ستاره مورد نظر ذوب خواهد شد زیرا دمای سطح یک ستاره معمولی مثل خورشید ۵۸۰۰ درجه سانتیگراد است (دمای سطح ستارگان بین سه هزار تا ۳۰ هزار کلوین متفاوت است) و هیچ دستگاه ساخته دست بشر در این دما مقاوم نیست. البته قسمت‌های مختلف جو خورشید دمای متفاوتی بین ۴۵۰۰ تا دو میلیون کلوین دارد.

اما اگر بازهم فرض کنیم بتوانیم کاوشگرمان را از جنسی مقاوم در برابر حرارت بسازیم. در این حالت نیزکاوشگر در نزدیکی ستاره از کار خواهد افتاد زیرا ستاره میدان مغناطیسی قوی‌ای دارد. همچنین بادهای ستاره‌ای و طوفان‌های مغناطیسی می‌تواند سامانه‌های الکترونیک فضاپیما را از کار بیندازد.

از سویی دیگر در طول سفر، ممکن است فضاپیما با ذرات میان‌ستاره‌ای یا پرتوهای مضر کیهانی برخورد کند که سبب وارد آمدن خسارت به فضاپیما می‌شود.

در نهایت با مهیا کردن تمامی امکانات بازهم یک کاوشگر نمی‌تواند بر سطح ستاره فرود بیاید و فقط می‌تواند اطراف آن پرواز کند، زیرا جنس ستاره از پلاسما است و امکان این وجود ندارد که فضاپیما روی ستاره فرود آید. پلاسما حالتی از ماده است که در دماهای بسیار بالا به وجود می‌آید و اتم‌ها یونیزه می‌شوند. در حالت پلاسما ذرات باردار مانند الکترون آزادانه در محیط حرکت می‌کنند و هیچ سطح سخت و قابل فرودی روی یک ستاره وجود ندارد.

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

کاوشگر ژاپنی، هایابوسا۲ (Hayabusa2)، موفق به ثبت تصویر سیارک رایوگو ۱۶۲۱۷۳ از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری شد. این کاوشگر در حال نزدیک شدن به این سیارک است و آن‌ها به‌زودی یکدیگر را در فاصلۀ ۲۸۰ میلیون کیلومتری سطح زمین ملاقات خواهند کرد.

طبق گفته‌های مدیر این پروژه، سیارک رایوگو در ابتدا از فاصلۀ دور گِرد به نظر می‌آمده است؛ اما با نزدیک شدن کاوشگر به آن به شکل مربع ظاهر شده و درنهایت، به شکل سنگ فلوریت مشاهده شده است. در حال حاضر، دهانه‌ها، صخره‌ها و عوارض جغرافیایی این سیارک مشاهده‌پذیر است.

محور چرخش این سیارک عمود بر مدار آن است. این موضوع درجه‌های آزادی را برای فرود بر سطح این سیارک افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، یک قله و دهانه‌هایی بزرگ در اطراف استوای سیارک رایوگو دیده شده است که انتخاب نقاط فرود را دشوار می‌کند.

سیارک رایوگو، سیارکی از گروه آپولو است. طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده، قرار است کاوشگر هایابوسا۲ از این سیارک نمونه‌برداری کند و نمونه را در آذر ۱۳۹۹/ دسامبر۲۰۲۰ به زمین ارسال کند.