ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا امریکا را برای سناریوی احتمالی برخورد شهاب سنگ با زمین آماده می‌کند

ناسا به تازگی گزارشی را منتشر کرده که حاوی دستورا‌لعمل‌هایی برای مقابله با خطر احتمالی برخورد شهاب سنگ به زمین است.

احتمال برخورد شهاب سنگ های بزرگ به کره زمین، بسیار ناچیز است؛ اما پیامدهای مخرب چنین حوادثی، ناسا را بر آن داشته است که این موضوع را جدی بگیرد. به همین منظور این سازمان، گزارشی مبسوط و ۲۰ صفحه‌ای را منتشر کرده که در آن اقدامات لازم الاجرای دولت فدرال امریکا تا یک دهه آینده، برای مواجهه با هرگونه تهدید ناشی از اجرام آسمانی نزدیک به زمین (NEO)، تشریح شده است.

در فوریه سال ۲۰۱۳، یک شهاب سنگ با قطر ۲۰ متر در چلیابینسک روسیه فرود آمد که انرژی تخلیه شده از این حادثه را، ۳۰ برابر بزرگتر از بمب اتمی منفجر شده در هیروشیما طی جنگ جهانی دوم تخمین زده‌اند. هر چند این شهاب سنگ در ارتفاع بالا و پیش از برخورد به سطح زمین، منفجر شد؛ اما موج انرژی آن به حدی بود که به ساختمان‌های زیادی خسارت وارد کرد و هزاران نفر با خرده شیشه‌های به پرواز درآمده در اثر شکستن پنجره‌ها، مجروح شدند.

این حادثه به نوبه خود مخرب بود اما در سال ۱۹۰۸، یک شهاب سنگ بزرگتر با قطر تقریبی ۴۰ تا ۶۰ متر، بر فراز دشت تانگوسکا در سیبری روسیه منفجر شد و با نیرویی معادل ۵ تا ۱۰ مگاتن تی ان تی، منطقه‌ای به وسعت ۲۰۰۰ کیلومتر مربع را عاری از پوشش گیاهی کرد.

چیزی که موجبات نگرانی کارشناسان این حوزه را پدید آورده، این است که بزرگی این دو حادثه در قیاس با آنچه که می‌تواند رخ دهد، بسیار ناچیز بوده است. بر اساس اعلام ناسا، برخورد شهاب سنگ به زمین در صورتی که قطر ۱۴۰ متری داشته باشد، نیرویی به اندازه انفجار ۶۰ مگاتن تی ان تی ایجاد خواهد کرد و پیامدهای چنین برخوردی، کمتر از آنچه که احتمالا دایناسورها شاهد بوده‌اند نیست.

در همین راستا، کنگره امریکا در سال ۲۰۰۵ ماموریتی را به ناسا محول کرد که شامل شناسایی موقعیت حداقل ۹۰ درصد از انواع NEO با قطر ۱۴۰ متر یا بیشتر می‌شد. یک NEO در واقع دنباله دار، شهاب سنگ یا سیارکی است که خط سیر آن از مجاورت مدار زمین می‌گذرد. اما متاسفانه تلاش‌ها تا سال ۲۰۱۷ آن‌طور که انتظار می‌رفت ثمر نداد و برآورد می‌شود ناسا تا سال ۲۰۳۳ تنها موفق به یافتن موقعیت نیمی از این اجرام ۱۴۰ متری در فضا شود.

حالا به منظور تقویت این پروژه، ناسا در همکاری با چند نهاد دیگر امریکایی از جمله سازمان مدیریت امور اضطراری و دفتر سیاست‌گذاری علوم و تکنولوژی، یک «برنامه عملیاتی و استراتژی مواجهه با اجرام آسمانی نزدیک به زمین» را تدوین و منتشر کرده است. این برنامه، اولویت طرح‌های قابل اجرا در طول یک دهه آینده، به منظور کسب آمادگی لازم در برابر برخورد احتمالی یک شهاب سنگ به زمین را شامل می‌شود و روی پنج مورد زیر تاکید کرده است.

  • تشدید اقدامات موثر در شناسایی و ردگیری انواع NEO، به طوری که با کار روی اجرام بزرگتر آغاز شود و به اجرام کوچکتر ختم گردد. این شامل تحلیل داده‌های طیف‌نگاری و راداری، توسعه تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های آنالیز جدید و همکاری نزدیک نهادهای ذی‌ربط با یکدیگر می‌شود.
  • بهبود فرآیند مدل‌سازی از خط سیر شهاب سنگ ها به منظور پیش‌بینی دقیق‌تر احتمال اصابت آن‌ها با کره زمین، مکان وقوع برخورد، شدت خسارت وارده و گزینه‌های موجود برای پیشگیری از حادثه یا به حداقل رساندن پیامدهای آن.
  • توسعه تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های جدید برای منحرف کردن اجرام آسمانی، پیش از نزدیک شدن به زمین یا منهدم ساختن آن‌ها در صورت لزوم.
  • تحکیم همکاری‌های بین‌المللی در مقوله مواجهه با NEO از طریق آگاه‌سازی عمومی درباره تهدیدات ناشی از این اجرام، مشارکت در ایجاد زیرساخت‌هایی برای رصد و مدل‌سازی از آن‌ها و تدارک برنامه‌های مشترک به منظور نشان دادن واکنش مناسب، پیش از هرگونه حادثه‌ی در شُرف وقوع.
  • ایجاد پروتکل‌ها و پروسه‌های اضطراری برای مواجهه با پیامدهای ناشی از برخورد شهاب سنگ به زمین. این شامل بهبود ارتباطات، فرآیند تصمیم سازی و تصمیم گیری، ارزیابی، و برنامه‌هایی به منظور کاستن از خسارات وارده می‌شود.

احتمال وجود حیات با کشف نخستین مولکول‌های پیچیده در انسلادوس

افزایش احتمال وجود حیات بیگانه با کشف نخستین مولکول‌های پیچیده در انسلادوس

افزایش احتمال وجود حیات بیگانه با کشف نخستین مولکول‌های پیچیده در انسلادوس

فوران آب‌های شور از اقیانوس‌های موجود بر قمر زحل، انسلادوس ، حاوی یکی از مهم‌ترین عناصر حیات هستند. مولکول‌های ارگانیک بزرگ که شامل تعداد زیادی کربن هستند. در واقع تمامی ترکیبات لازم برای شکل‌گیری حیات بیگانه بر سطح این قمر وجود دارد.

این کشف نشان می‌دهد که لایه‌ای غتی از مولکول‌های ارگانیک، بر فراز اقیانوس‌های انسلادوس قرار گرفته است. این لایه، درست مشابه لایه‌ای است که در روی اقیانوس‌های زمین آن را داریم. لایه‌ای که به طرز فوق‌العاده‌ای غنی از ترکیبات ارگانیک است.

اگر کمی با قمر انسلادوس زحل آشنا باشید، به درستی حدس خواهید زد که این کشف، فرضیه وجود حیات ساده آبی در اقیانوس‌های انسلادوس را تقویت خواهد کرد. اقیانوس‌هایی که بوسیله دریچه‌های هیدروترمال به قدر کافی گرم شده‌اند.

پیش از این، تنها مولکول‌های ارگانیک ساده در حدود ۵۰ جرم اتمی کشف شده بودند. این مولکول‌ها، حاوی تعداد اندکی مولکول کربن بودند.

حیات در انسلادوس ، چرا و چگونه؟

ممکن است فکر کنید که قمری در منظومه خورشیدی که بسیار دور از خورشید قرار گرفته و لایه عظیمی از یخ سطح آن را فرا گرفته است، مکان مناسبی برای داشتن حیات نیست. اما شواهد موجود، چیزی دیگری را نشان می‌دهد.

سال گذشته، داده‌های رسیده از کاسینی نشان داد که در فوران‌های جت‌مانند از سطح این قمر، مولکول‌های هیدروژن وجود دارد. این فوران‌ها نتیجه احتمالی واکنش آب اقیانوس‌های زیرسطحی با صخره‌های این قمر است که توسط فرآیندهای هیدروگرمایی به سطح انسلادوس پرتاب می‌شوند. این فرآیند در سطخ زمین نیز از مدت‌ها قبل مشاهده شده است.

نمونه‌ای از فوران آب گرم در کف اقیانوس‌های زمین

منافذ هیدروگرمایی که در کف اقیانوس‌ها، باعث فوران‌های جت‌مانندی از آب‌های گرم می‌شوند. به دلیل قرارگیری در کف اقیانوس‌ها، در محل این جت‌ها نور کافی وجود ندارد تا عمل فتوسنتز بتواند انجام شود. اما گرمای موجود، باعث شکل‌گیری فرآیند متفاوتی به نام شیمی‌سنتز (chemosynthesis) می‌شود. باکتری‌های اطراف چنین منافذی، از گرمای حاصل از واکنش بین هیدروژن سولفید واکسیژن، برای تولید مولکول‌های قندی استفاده می‌کنند.

زمانی که منبع غذایی برای میکروب‌های موجود در اقیانوس فراهم شد، سوال بعدی این است که طبیعت حیات پیچیده در اقیانوس چیست؟ در واقع این کشف، گام اول در شکل‌گیری حیاتی پیچیده است که گاهی تصورش را نیز نمی‌توانیم بکنیم.

ممکن است در سال‌های آینده، ماموریتی فضایی طراحی شود تا به درون چنین فوران‌هایی شیرجه برود. به این وسیله می‌توان این مولکول‌ها را با جزئیاتی بیشتر تجزیه و تحلیل کرد. تا آن زمان، محققان مشغول کاوش روی داده‌های موجود خواهند بود تا شاید بتوانند دانش ما از شکل و نوع حیات در انسلادوس را بهبود ببخشند.

در حال حاضر، کاسینی تنها فضاپیمایی است که به ما در درک آنچه بر قمر انسلادوس می‌گذرد، کمک می‌کند. دانشمندان حوزه اخترزیست، خود را مدیون فعالیت‌های این فضاپیمای باارزش می‌دانند. متاسفانه هنوز برنامه مشخصی برای ارسال ماموریت‌های بعدی به انسلادوس، این قمر شگفت‌انگیز وجود ندارد. اما کاسینی و انسلادوس، همچنان با همکاری یکدیگر، ماموریت خود برای افزایش امید ما به کشف حیات فرازمینی را به خوبی انجام می‌دهند.

آشنایی با آزمایش طلایی مایکسون مورلی

آشنایی با آزمایش طلایی مایکسون مورلی

آشنایی با  آزمایش طلایی مایکسون مورلی

چنانچه دو موجی که با هم تداخل می­‌کنند اختلاف فاز داشته باشند، طرح تداخلی به صورت نوارهای تاریک و روشن تشکیل می‌­شود. مکان­‌هایی که دو موج با اختلاف فاز مناسب به هم می­‌رسند و تداخل سازنده است، نوار روشن، و مکان­‌هایی که تداخل دو موج ویرانگر است نوار تاریک تشکیل می‌­شود. همچنین عنوان کردیم که یکی از راه‌­هایی که می­توان بین دو موج در یک نقطه اختلاف فاز ایجاد کرد، آن است که دو موج مسیر­های متفاوتی را برای رسیدن به نقطه­ مورد نظر بپیمایند یا به عبارتی: دو موج با هم اختلاف راه داشته باشند.

این ایده­ اصلی ساخت تداخل‌­سنج‌­ها در فیزیک است.

هدف اصلی همان‌گونه که در مطلبی با عنوان اندازه­‌گیری سرعت نور عنوان کردیم، این بود که تبدیلات گالیله‌­ای ادعا می‌­کنند که سرعت نور در یک چارچوب یکتا برابر c است و چنانچه ناظری نسبت به آن چارچوب حرکت کند سرعت متفاوتی را اندازه­‌گیری خواهد کرد.

پس قاعدتا باید بتوانیم این چارچوب یکتا را که پیشتر معرفی کردیم (چارچوب اتر) مشخص کنیم.

در واقع می­‌خواهیم سرعت نور را در چند چارچوب مختصاتی مختلف اندازه­‌گیری کنیم و ببینیم آیا سرعت در چارچوب‌های (دستگاه های) مختلف، متفاوت است یا خیر؟ به ویژه آیا چارچوب یکتایی وجود دارد که سرعت نور در آن مقدار پیش‌­بینی شده در نظریه الکترومغناطیس باشد؟

یکی از آزمایش­‌های هوشمندانه‌­ای که برای رسیدن به این مقصود انجام شد، آزمایش مایکلسون- مورلی در سال ۱۸۸۷ بود. این آزمایش نگاه ما را به بسیاری از مفاهیم بنیادی دگرگون کرد.

آلبرت مایکلسون پنجاه سال از عمر خود را صرف طراحی و انجام آزمایش­‌هایی با دقت بالا درباره­ نور کرد. به خاطر همین آزمایش­‌ها، او اولین شهروند آمریکا بود که توانست جایزه­ نوبل را از آن خود کند.

در مطلب آشنایی با فرضیه­ اتر گفتیم که چگونه فیزیکدانان که تا آن زمان نمی‌توانستند بپذیرند که امواج الکترومغناطیس در خلأ منتشر می‌­شوند، فرضیه­ اتر را مطرح کردند. همچنین با ویژگی­های کلی‌­ای که برای اتر ارائه کردند نیز آشنا شدیم.

اگر اتری وجود داشته باشد، ناظری که نسبت به این اتر ساکن است، یا به عبارت دیگر در چارچوب اتر قرار دارد، سرعت نور را برابر c اندازه­‌گیری می‌­کند. در­صورتی که ناظری که روی کره زمین چرخان و متحرک قرار دارد یک باد اتری را احساس می­‌کند و قاعدتا باید سرعت نور را متفاوت با آنچه که نظریه­ الکترومغناطیس پیش‌بینی می­‌کند اندازه بگیرد.

سرعت حرکت زمین به دور خورشید در حدود ۳۰ km/s است. یعنی نسبت v/c از مرتبه ۴-۱۰ است. آزمایش­‌های نوری که دقت اندازه­‌گیری آن­ها تا مرتبه­ v/c بود هرگز قادر نبودند حرکت زمین در اتر را آشکار کنند.

فیزیکدانی به نام فرنل و کمی پس از آن لورنتس نشان دادند که این نتیجه با فرضیه اتر قابل توجیه است، و برای اثبات فرضیه اتر باید آزمایشی ترتیب داد که دقت آن از مرتبه­ v2/c2 یعنی  ۸-۱۰ باشد.

مایکلسون در سال ۱۸۸۱ تداخل­‌سنجی اختراع کرد که چنین حساسیت بالایی داشت. سپس در همان سال به تنهایی و بعدها با همکاری مورلی در سال ۱۸۸۷ آزمایشی را انجام دادند که پایه تجربی نظریه نسبیت قرار گرفت.

                                   تداخل سنج روی زمین ساکن است. اگر در نظر بگیریم که اتر نسبت به خورشید ساکن است، بنابراین زمین و تداخل سنج با سرعت ۳۰ km/s در اتر حرکت می­‌کنند (در ابتدا از حرکت چرخشی زمین صرف نظر می‌کنیم). باریکه­ نوری که به وسیله­ لیزر ایجاد می­‌شود، پس از عبور از یک آینه­ نیمه­ جیوه‌­اندود (Beam Spliter) به دو باریکه تقسیم می‌­شود. قسمتی از باریکه که BSبازتاب می­‌کند وارد آینه M1 شده و قسمت دیگر به سمت آینه M2 حرکت می­‌کند. دو پرتو پس از بازتاب از هر دو آینه مجددا به سمت BS باز می­‌گردند. حال بخشی از پرتو دو به وسیله­ BS بازتاب و بخشی از پرتوی یک هم از آن عبور می­‌کند. این دو پرتو روی پرده با هم تداخل می‌کنند و بنابر اختلاف­ فازشان، تداخل­شان سازنده یا ویرانگر خواهد بود.

اختلاف فاز دو پرتویی که به پرده می­‌رسند، می‌تواند دو علت داشته باشد.

اول نتیجه اختلاف راه پیموده شده به وسیله دو پرتو، و دوم، اختلاف در زمانی که دو پرتو این مسیر را طی کرده‎­اند.

اینجا طول دو بازوی تداخل‌­سنج برابر است. پس علت اصلی، علت دوم است.

در واقع دو پرتو با سرعت­‌های مختلفی دو مسیر یکسان را طی می­‌کنند. این سرعت­‌های مختلف ناشی از حرکت تداخل­‌سنج نسبت به اتر است. برای مثال اگر فرض کنیم تداخل­‌سنج به گونه­‌ای نسبت به اتر حرکت می‌کند که سرعت اتر نسبت به آن برابر v  و از چپ به راست است، آن گاه هنگامی که پرتو ۲ به سمت راست می‌­رود، سرعت حرکتش نسبت به اتر c-v و هنگامی که پس از بازتاب باز­می­‌گردد، سرعت حرکتش c+v است. برای پرتو یک هم این اختلاف زمانی وجود دارد. چرا که هنگامی که پس از BS پرتو یک به سمت آینه­ M1  می‌­رود، تداخل‌­سنج در اتر حرکت کرده و آینه M1 جابه­‌جا می‌شود.

در واقع این تبدیلات سرعت برای حرکت زمین و تداخل سنج در اتر مانند حرکت شناگری در رودخانه است، هنگامی که درجهت آب، خلاف و یا عمود بر جهت آن شنا می­‌کند.

به همین دلیل دو پرتو با اختلاف فاز به پرده می‌­رسند و یک طرح تداخلی به صورت زیر تشکیل می­‌دهند.

 اگر محاسبات ریاضی را کامل انجام دهید به سادگی متوجه خواهید شد که دقت این آزمایش از همان مرتبه­ v2/c2 است.

اگر به مطالعه­ جزئیات و محاسبات دقیق ریاضی این آزمایش علاقه دارید، پیشنهاد می­‌کنم به کتاب­‌های :

۱-    آشنایی با نسبیت خاص از رابرت رزنیک

۲-    فیزیک مدرن از کنت اس. کرین

۳-    فیزیک پایه از فرانک ج. بلت جلد چهارم

مراجعه کنید.

حال اگر دستگاه را به اندازه ۹۰ درجه بچرخانیم، به طوری که جای مسیرهای یک و دو عوض شود و مجددا اختلاف فاز را اندازه­‌گیری کنیم، می‌­بینیم که این اختلاف فاز با حالت قبل تفاوت دارد.

بنابراین انتظار می‌رود شکل نوار­های تداخلی اندکی جابه­‌جا شود. اگر این جابه­‌جایی را محاسبه کنیم، می‌­بینیم به اندازه ۰/۴ پهنای یک نوار، شکل تداخلی باید جابه‌­جا شود.

مایکلسون و مورلی دستگاه تداخل­‌سنج را روی یک صفحه­ سنگی بسیار محکم و بزرگ نصب کردند و آن را در جیوه شناور کردند. بنابراین دستگاه می­‌توانست حول یک محور مرکزی به خوبی بچرخد.

آنها آزمایش را هم در شب و هم در روز برای بررسی اثر چرخشی زمین، و همچنین در تمام فصول، به منظور بررسی اثر گردش زمین به دور خورشید انجام دادند. نتیجه همیشه یکسان بود:

 هیچ جابه‌جایی‌ای برای نوارهای تداخلی مشاهده نشد.

این نتیجه باورنکردنی بود. به گونه‌­ای که طی پنجاه سال این آزمایش را فیزیکدانان زیادی تکرار کردند. همچنین آزمایش­‌های دقیق­‌تری نیز طراحی و اجرا شدند؛ آزمایش‌­هایی که دقت آن­ها از آزمایش مایکلسون و مورلی ۵۰ برابر بهتر بود. اما نتیجه­ صفر همواره تایید می‌­شد.

در حالی که تئوری روی کاغذ به ما می­‌گوید که در صورت تغییر موقعیت دستگاه، حتما نوارهای تداخلی جابه‌­جا می‌­شوند.

یک تعبیر ساده برای این آزمایش آن است که نتیجه بگیریم تبدیلات به کار برده شده برای سرعت درست نیست و سرعت نور در تمام چارچوب­‌های لخت و در تمامی جهات همواره برابر c است. در واقع چارچوب یکتایی که تنها در آن سرعت نور برابر c باشد وجود ندارد و تبدیلات گالیله برای سرعت درست عمل نمی­‌کنند.

اینکه سرعت نور از دید تمام ناظر­ها با هر سرعتی یکسان باشد بسیار عجیب به نظر می­‌رسد، اما آزمایش‌ها قویا این مطلب را تایید می­‌کنند.

به علاوه هنگامی که دو ماشین در جهت هم حرکت می­‌کنند و ما با استفاده از تبدیلات گالیله‌­ای سرعت، زمان به هم رسیدن­‌شان را اندازه می‌­گیریم، این تبدیلات زمان را دقیق به‌دست می‌­دهند.

پس کدام تعبیر درست است؟

آیا تبدیلات گالیله و قوانین نیوتون باید به طور کامل کنار گذاشته شوند؟

آیا واقعا سرعت نور از دید تمام ناظر­ها با هر سرعتی یکسان است؟

پیامدهای چنین نتیجه­‌ای چه خواهد بود؟

این آزمایش ما را به درک درست­‌تری از زمان و طول راهنمایی کرد؛ مقدمات تجربی نسبیت خاص اینیشتین را فراهم آورد و مفهوم بسیار عمیق‌­تری از زمان و مکان را وارد دنیای فیزیک کرد.

برای تفسیر نتایج استثنایی این آزمایش، هر هفته با ما در بخش آموزشی مجله نجوم همراه باشید.

 

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

ژاپنی‌ها تصویر سیارک رایوگو را از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری ثبت کردند

کاوشگر ژاپنی، هایابوسا۲ (Hayabusa2)، موفق به ثبت تصویر سیارک رایوگو ۱۶۲۱۷۳ از فاصلۀ ۴۰ کیلومتری شد. این کاوشگر در حال نزدیک شدن به این سیارک است و آن‌ها به‌زودی یکدیگر را در فاصلۀ ۲۸۰ میلیون کیلومتری سطح زمین ملاقات خواهند کرد.

طبق گفته‌های مدیر این پروژه، سیارک رایوگو در ابتدا از فاصلۀ دور گِرد به نظر می‌آمده است؛ اما با نزدیک شدن کاوشگر به آن به شکل مربع ظاهر شده و درنهایت، به شکل سنگ فلوریت مشاهده شده است. در حال حاضر، دهانه‌ها، صخره‌ها و عوارض جغرافیایی این سیارک مشاهده‌پذیر است.

محور چرخش این سیارک عمود بر مدار آن است. این موضوع درجه‌های آزادی را برای فرود بر سطح این سیارک افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، یک قله و دهانه‌هایی بزرگ در اطراف استوای سیارک رایوگو دیده شده است که انتخاب نقاط فرود را دشوار می‌کند.

سیارک رایوگو، سیارکی از گروه آپولو است. طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده، قرار است کاوشگر هایابوسا۲ از این سیارک نمونه‌برداری کند و نمونه را در آذر ۱۳۹۹/ دسامبر۲۰۲۰ به زمین ارسال کند.

ثبت مستقیم تصویر فوران ماده از سیاهچاله ستاره‌خوار

10 نکته مهم در خرید تلسکوپ

10 نکته مهم در خرید تلسکوپ

بدون شك براي هر كدام از شما علاقه‌مندان و پی‌جویانِ دنیای نجوم پيش آمده كه براي رصد آسمان و ديدن اجرام زيباي آسمان، تصميم گرفته‌ايد تلسكوپي براي خودتان بخريد. يا شايد هم از قبل ابزار رصدي كوچكي، مثل دوربين‌ دوچشمي يا تلسكوپ كوچك، داشته‌ايد و در فكرِ اين هستيد كه آن را عوض كنيد و مدل بزرگ‌تر و بهتري بخريد. براي شروع كار هم به‌سراغ آگهي‌ها يا وبگاه‌هاي مرتبط با فروش تلسكوپ و تجهيزات رصدي رفته‌ايد و شايد هم سري به فروشگاه‌هاي‌ نجومي محل سكونت خودتان زده‌ايد تا از نزديك ابزارهاي رصدي را ببينيد. بر خلاف انتظار،  هرچه بيشتر مدل‌هاي مختلفِ تلسكوپ‌ها را مي‌بينيد و بررسي مي‌كنيد، كار انتخاب تلكسوپ مناسب سخت‌تر مي‌شود. در اين وضعيت سؤال هميشگي كه مطرح مي‌شود اين است كه كدام تلسكوپ را بخرم؟ اين سؤال را به‌خصوص كساني زیاد مي‌پرسند كه تازه‌ واردِ دنياي نجوم شده‌اند و مي‌خواهند اولين ابزار رصدي‌شان را بخرند. اگر تاكنون تلسكوپي نخريده‌ايد و هنوز هم در جست‌وجوي مناسب‌ترين تلسكوپ و يافتن پاسخ سؤال‌تان هستيد يا اين‌كه قصد داريد تلسكوپ‌تان را عوض كنيد  و به‌سراغ تلسكوپ‌هاي حرفه‌اي‌تري  برويد، این راهنما  را حتماً دنبال كنيد. نكته‌هاي بسياري را با شما در ميان خواهم گذاشت تا هرچه سريع‌تر به پاسخ سؤال‌هايتان برسيد.

نخستين گام براي انتخاب تلسكوپ خوب و مناسب، داشتن نگاه واقع‌بينانه به موضوع است. اگر دقيقاً بدانيد براي چه به تلسكوپ نياز داريد و  قرار است چه كار‌هايي با اين تلسكوپ انجام دهيد، كار انتخاب تلسكوپ راحت‌تر مي‌شود. بارها اتفاق افتاده كه بسياري در زمان خريد تلسكوپ‌شان، اين سؤال را از من ‌مي‌پرسند كه «چه تلسكوپي بخرم؟». قبل از آن‌كه پاسخ كاملي به سؤال آن‌ها بدهم، سه سؤال مهم از آن‌ها مي‌پرسم:

 ۱- چرا مي‌خواهيد تلسكوپ بخريد؟ (انگيزه)

 ۲- با اين تلسكوپ قرار است در چه زمينه‌اي از نجوم فعاليت كنيد؟ (نوع فعاليت

 ۳- در مجموع چقدر مي‌خواهيد براي خريد تلسكوپ هزينه كنيد؟ (وُسع مالي)

 با پاسخ‌دادن به اين سؤال‌ها بسياري از مسایل و ابهام‌ها برطرف مي‌شد و به آساني مي‌توانستم مناسب‌ترين مدل تلسكوپ را به دوستانم پيشنهاد دهم. پيشنهاد مي‌كنم شما هم قبل از خريد، به اين سه سؤال خوب فكر كنيد و پاسخ كاملي بدهيد. در كنار پاسخ به اين سؤال‌ها،‌ دانستن نكته‌‌ها و اصطلاحات مهم و فني درباره‌ تلسكوپ‌ها و ساختارشان هم به شما كمك مي‌كند تا بهترين و مناسب‌ترين تلسكوپ را انتخاب كنيد. به همين دلیل در ادامه‌ مطلب، قرار است تمامي نكته‌ها و اصطلاحاتي كه به نظرم رسيد ممکن است براي شما مفيد باشد در قالب ده عنوان و نكته‌ مهم به شما بگويم.

   بودجه‌ خريد تلسكوپ را مديريت كنيد

وقتي صحبت از خريد تلسكوپ مي‌شود،‌ اكثر افراد فقط به اپتيك و پايه‌ تلسكوپ توجه مي‌كنند؛ در صورتي كه هزينه‌اي كه براي خريد تلسكوپ پرداخت مي‌كنيد فقط براي  اپتيك و پايه‌ تلسكوپ نيست. در واقع كل مبلغي كه براي خريد تلسكوپ مي‌پردازيد بايد بين سه مقوله‌ اپتيك و پايه و تجهيزات جانبي تقسيم كنيد. اگر تمايل داريد با استفاده از تلكسوپي كه مي‌خريد عكاسي از آسمان هم انجام دهيد، بايد پول بيشتري براي خريد تلسكوپ بپردازيد و بخشي از كل بودجه را هم براي خريد دوربين عكاسي و تجهيزات مربوط كنار بگذاريد. هم‌چنين سعي كنيد به لحاظ كيفيت و كارايي در بين اجزاي مختلف تلسكوپ، تعادل برقرار باشد. اگر بهترين و گران‌ترين اپتيك تلسكوپ را مي‌خريد،  در كنار آن از پايه‌ موتوردار باكيفيت و تجهيزات جانبي خوب و حرفه‌اي هم استفاده كنيد. همين طور به خريد تجهيزات جانبي تلسكوپ هم اهميت زيادي بدهيد. بهتر است حداقل ۲۰ درصد كل بودجه را به خريد تجهيزات جانبي اختصاص بدهيد؛ چرا كه اپتيك و پايه‌ خوب، بدون داشتن تجهيزات جانبي و كافي، مانند درختی تنومندي اما بدون برگ مي‌مانَد. هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در يك شب رصدي به‌خاطر نداشتن تجهيزات جانبي، مانند آداپتور برقAC  يا فيلتر خورشيدي و حتي آداپتور اتصال دوربين عكاسي به تلسكوپ و… كار رصدي شما معطل بماند يا شكست بخورد!

  گشودگي بيشتر، قدرت و توان بيشتر

غالب موجودات زنده هر آن‌چه با چشم‌هاي خود از ميزان درخشندگي‌ اجسام و محيط اطراف‌شان مي‌بينند، در نتيجه‌ مقدار پرتورهاي نوري است كه از راه مردمك چشم، وارد چشم‌مان مي‌شود. در مورد تلسكوپ‌ها هم همين وضعيت صدق مي‌كند. طبيعي است هر چه مقدار گشودگي تلسكوپ بيشتر باشد، نور بيشتري وارد تلسكوپ خواهد شد و درنتيجه اجرام غيرستاره‌اي و كم‌فروغِ آسمان بهتر و واضح‌تر ديده مي‌شوند. اين اساس كار تلسكوپ است. شايد شنيده باشيد كه حداكثر گشودگي مردمك چشم انسان در مكان‌هاي تاريك به ۶ و حتي ۷ ميلي‌متر مي‌رسد. اين مقدار را اگر با تلسكوپي مثلاً با گشودگي ۶ اينچ يا ۱۵۰ ميلي‌متر مقايسه كنيم، مي‌بينيم دهانه‌ تلسكوپ ۲۵ مرتبه بزرگ‌تر از مردمك چشم انسان است (۲۵=۶/۱۵۰)؛ در نتيجه توان جمع‌آوري اين تلسكوپ ۶۲۵ مرتبه بيشتر از چشم انسان است (۶۲۵=۲^۲۵). با افزايش گشودگي، توان تفكيك تلسكوپ نيز افزايش مي‌يابد؛ یعنی مي‌توانيد مثلاً جزیيات بيشتري از ماه و سياره‌ها و ساير اجرام آسمان ببينيد.

بين دو تلسكوپ با گشودگي ۵ و ۱۰ اينچ، گشودگيِ تلسكوپِ ۱۰ اينچي دو برابر تلسكوپ ۵ اينچي و توان‌ تفكيك آن هم هم دوبرابر می‌شود، اما توان گردآوري نور آن ۴ برابر بيشتر از تلسكوپ ۵ اينچ است؛ يعني با افزايش دوبرابري گشودگي، توان گردآوري نور تلسكوپ ۴ برابر خواهد شد. و همين طور با افزايش ۴ برابري گشودگي‌، توان گرد‌آوري نور تلسكوپ به‌صورت تصاعدي، ۱۶ برابر مي‌شود. از طرفي با تلسكوپ ۱۰ اينچي، مي‌توانيد بازو‌هاي كهكشان‌هاي بزرگ و پرفروغ يا ستاره‌هاي خوشه‌هاي كروي بزرگ را كه به‌خوبي تفكيك شده‌اند،‌به آساني ببينيد؛ درحالي‌كه ديدن جزیيات اجرام، با تلسكوپي در اندازه‌هاي ۵ اينچ به‌سختي امكان‌پذير است. در سوي ديگر ماجرا، هر چه گشودگي تلسكوپ بيشتر شود، ابعاد و وزن تلسكوپ بيشتر مي‌شود و كار جابه‌جايي تلسكوپ سخت‌تر. اين وضعيت سخت و دشوار به‌ویژه در زمان‌هايي كه بخواهيم به خارج از شهر برويم و مجبور به جابه‌جايي تلسكوپ‌ شويم، بيشتر خودش را نشان مي‌دهد. تلسكوپ‌هاي با گشودگي بيش از ۱۰ اينچ، مناسب براي مكان‌هايي است كه قرار است تلسكوپ در آن‌جا به‌طور ثابت قرار بگيرد. به همين خاطر است كه تلسكوپ‌هايي كه گشودگي بيش از ۱۰ اينچ دارند، بيشتر در رصدخانه‌ها و مراكز نجومي كاربرد دارند.

  فاصله‌ كانوني و نسبت كانوني را دست‌كم نگيريد

بين فاصله‌ كانوني عدسي يا آينه‌ي اصلي تلسكوپ(F) و قطر دهانه‌ تلسكوپ(D)، رابطه‌اي وجود دارد كه به آن نسبت كانوني مي‌گويند و آن را با f  نشان مي‌دهند. نسبت كانوني يعني فاصله‌‌ كانوني تقسيم بر قطر دهانه‌ تلسكوپ (هر دو پارامتر را برحسب واحد اندازه‌گيري يكسان در نظر بگيريد). دو تلسكوپ با گشودگي يكسان (مثلاً ۸ اينچ يا ۲۰ سانتي‌متر) ولي با فاصله‌ كانوني متفاوت از هم را در نظر بگيريد. آن تلسكوپي كه فاصله كانوني بيشتري دارد، نسبت كانوني بيشتري هم دارد. به بيان ديگر، نسبت كانوني به ما مي‌گويد كه فاصله‌‌ كانوني تلسكوپ، چندبرابر گشودگي تلسكوپ است.  نسبت كانوني دو اثر مهم در تصوير خروجي تلسكوپ دارد: اول در مورد مقدار بزرگ‌نمايي و ميدان ديد تصوير، و ديگري در مورد درخشندگي اجرام به‌خصوص اجرام غيرستاره‌اي.

در تلسكوپ‌هايي كه نسبت كانوني كمتري دارند، در مجموع به بزرگ‌نمايي‌هاي كمتري دسترسي داريم؛ اما در مقابل ميدانِ ديدِ تصويري كه از آسمان مي‌بينيم، بيشتر است. همين طور در اين نوع تلسكوپ‌ها اجرام غيرستاره‌اي، درخشندگي بيشتري دارند و مي‌توانيم اجرام كم‌‌فروغ آسمان را بهتر مي‌بينيم. پس اگر در پي اين هستيد كه اجرام غيرستاره‌اي را از پشت چشمي تلكسوپ تا حد ممكن درخشان و پُرفروغ ببينيد، به‌سراغ تلسكوپي برويد كه علاوه بر گشودگي و توان گرد‌آوري نور بالايي كه دارد، نسبت كانوني آن هم كمتر باشد. اين نوع تلسكوپ‌ها را اصطلاحاً تلسكوپ «سريع» هم می‌خوانند؛ يعني از آن‌جايي كه درخشندگي ظاهري تصوير بيشتر است، در عكس‌برداري از اجرام آسماني، مدت كم‌تري طول مي‌كشد تا بتوانيد از اجرام كم‌‌فروغ عكس‌برداري كنيد و تصوير دلخواه و با درخشندگي مناسب از آن جرم بگيريد.

در حالت كلي، نسبت كانوني‌ تلسكوپ‌ها را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد: نسبت كانوني كوتاه يا كم،  و متوسط، و بلند. تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (۵/f و كمتر) براي كار عكس‌برداري از اجرام غيرستاره‌‌اي گسترده و كم‌فروغ، مانند سحابي‌ها و كهكشان‌ها، بسيار مناسب هستند. در مقابل تلسكوپ‌هاي با نسبت‌ كانوني بالا (۱۰/f يا بيشتر) به‌سبب بزرگ‌نمايي بالا و تصوير واضحي (شارپ) كه ايجاد مي‌كنند، براي رصد و عكس‌برداري از خوشه‌هاي ستاره‌اي و ماه و سيار‌ه‌ها و البته رصد ستاره‌هاي دوتايي مناسب‌تر هستند.  دقت كنيد در تلسكوپ‌هاي شكستي و نيوتني طول لوله کمابیش برابر با مقدار فاصله‌ كانوني عدسي يا آينه‌ اصلي تلسكوپ است. در نتيجه تلسكوپي با نسبت كانوني بالا، طول لوله‌‌ بلند‌تري خواهد داشت و باعث افزايش حجم و وزن تلسكوپ مي‌شود. اگر اهل سفر هستيد و مدام براي رصد‌ به خارج شهر مي‌رويد،‌ بهتر است از تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (فاصله‌ كانوني كم) استفاده كنيد.  حال تصور كنيد دو تلسكوپ با گشودگي ۱۰ اينچ ولي با فاصله‌ كانوني متفاوت داريم. يكي نسبت كانوني پنج (۵/f) و ديگري با نسبت كانوني ۱۰ (۱۰/f). به نظر شما كدام يك براي شما مناسب‌تر است؟

   بزرگنمايي، ملاك انتخاب نيست

اگر خیال مي‌كنيد تلسكوپي خوب است كه بزرگنمايي بيشتري داشته باشد، سخت در اشتباهيد. بزرگنمايي تلسكوپ، معيار مناسبي براي خوبی يا بدی تلسكوپ نيست. هر تلسكوپي با توجه به مقدار قطر دهانه‌ و نسبت كانوني آن و نیز كيفيت ساخت عدسي يا آينه‌ آن، حداقل و حداكثر بزرگنمايي خاص خود را دارد. در حالت كلي مي‌توانيد به ازاي هر اينچ از قطر دهانه‌ي تلسكوپ، حداقل بزرگنمايي تلسكوپ را ۴ برابر و حداكثر بزرگنمايي را حدود ۵۰ برابر در نظر بگيريد. اگر بزرگ‌نمايي تلسكوپ بيش از حد توان تلسكوپ باشد، كيفيت تصوير به‌شدت كاهش مي‌يابد و تصوير دچار لرزش شديدي مي‌شود.

براي به‌دست‌آوردن مقدار بزرگ‌نمايي تلسكوپ، فاصله‌‌ كانوني  تلسكوپ را بر فاصله‌ كانوني چشمي تلسكوپ تقسیم كنيد (هر دو پارامتر را بر حسب واحد اندازه‌گيري يكسان در نظر بگيريد.) از طرفي توجه كنيد هر چه بزرگ‌نمايي تلسكوپ بيشتر شود، ميدان ديد منظره‌اي از آسمان كه از پشت چشمي تلسكوپ خواهيد ديد، كمتر (بسته‌تر) خواهد بود و برعكس، بزرگنمايي هر چقدر كم‌تر باشد، ميدان ديد بازتري خواهيد داشت. با تعويض چشمي، بزرگ‌نمايي و ميدان ديد تصوير هم تغيير مي‌كند. براي به‌دست‌آوردن ميدان ديد چشمي تلسكوپ از رابطه‌ ميدان ديد ظاهري چشمي(FOV) تقسيم بر بزرگ‌نمايي استفاده كنيد. مقدارFOV چشمي معمولاً روي بدنه‌ آن حك مي‌شود. اگر بار ديگر به آن‌چه درباره‌ فاصله‌ كانوني و نسبت كانوني گفتم و رابطه‌ بين اين دو دقت كنيد، متوجه مي‌شويد كه در تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني كوتاه (فاصله‌ كانوني كم)، بزرگ‌نمايي به مراتب كمتر و ميدان ديد بيشتر و بازتر مي‌شود و برعكس، براي تلسكوپ‌هاي با نسبت كانوني بلند،‌ بزرگ‌نمايي به مراتب بيشتر و ميدان ديد كم‌تر و بسته‌تر است.

    اپتيك، ركن اول انتخاب تلسكوپ

در حالت كلي ساختار تلسكوپ‌ها به سه نوع اصلي هستند: شكستي، بازتابي، كاتاديوپتريك (تركيبي) که هر كدام از آن‌ها به نوبه‌ خود به مدل‌هاي مختلفي دسته‌بندي مي‌شوند. يكي از تصميم‌هاي مهمي كه در انتخاب تلسكوپ بايد بگيريد، انتخاب نوع ساختار اپتيك تلسكوپ است. هر كدام از اين سه نوع مزايا و معايب خاص خودشان را دارند و بسيار مهم است كه بدانيد قرار است در چه حيطه‌اي از نجومِ رصدي فعاليت كنيد تا بتوانيد در انتخاب يكي از اين سه نوع، تصميم درستي بگيريد.

تلسکوپی شکستی با قطر دهانه ۱۲ سانتی‌متر

تلسكوپ‌ شكستي:

تلسكوپ‌هاي شكستي معمولاً از يك عدسي در سر لوله و يك چُپُقي كه در انتهاي لوله قرار مي‌گيرد، تشكيل شده‌اند و چشمي بر روي چپقي سوار مي‌شود. اين نوع تلسكوپ‌ها نسبت به مدل‌هاي ديگر، تصوير شفاف‌تر و واضح‌تري ايجاد مي‌كنند. در انتخاب تلسكوپ‌هاي شكستي، دو ويژگي مهم را بايد خوب بررسي كنيد: اول نسبت كانوني تلسكوپ، دوم انتخاب نوع عدسي و اين‌كه عدسي‌ها از نوع آپوكروماتيك باشند يا از نوع آكروماتيك. دليل اين انتخاب برمي‌گردد به اين‌كه در تلسكوپ‌هاي شكستي، معمولاً دو خطا یا اَبیراهیِ اپتيكي مهم وجود دارد: خطاي كروي و خطاي رنگي. خطاي كروي ناشي از كروي‌بودن انحناي سطح عدسي است. براي رفعِ اين نوع خطاي اپتيكي از عدسي‌هايي استفاده مي‌كنند كه انحناي سطح بيروني عدسي، سهمي‌شكل است. اما خطاي رنگي از ديگر معايب تلسكوپ‌هاي شكستي است كه در همه‌ي عدسي‌ها وجود دارد. دليل بروز اين خطا، پديده‌ شكست نور و كانوني‌نشدن همه‌ي پرتوهاي خروجي در يك نقطه است. پرتوهاي آبي بيشتر دچار شكست نور مي‌شوند و پرتوهاي قرمز كم‌تر؛ در نتيجه پرتو نور سفيد پس از گذر از عدسي تجزيه می‌شود و چند نقطه‌ي كانوني رنگي ايجاد می‌کند.

براي برطرف‌كردن خطاي رنگي معمولاً از تركيب دو يا سه عدسي واگرا و هم‌گرا استفاده مي‌كنند. از آن‌جايي كه تركيب عدسي‌ها و از بين بردن خطاي رنگي بسيار هزينه‌بر است، معمولاً براي تلسكوپ‌هاي آماتوري كه براي رصد آسمان استفاده مي‌شود، عدسي‌هاي دوجزیي و جنسِ شيشه‌ي معمولي را به کار می‌برند كه فقط بخشي از خطاي رنگي‌ را مي‌پوشاند. به اين نوع تلسكوپ‌ها كه خطاي كروي ندارند و خطاي رنگي آن از تركيب دو عدسي تاحدي برطرف شده است، تلسكوپ‌هاي آكروماتيك مي‌گويند. به همين خاطر است كه اگر با تلسكوپ‌هايي كه عدسي‌ آن‌ها «آكروماتيك» است، ستاره‌ي پرنور و درخشاني را ‌بينيد يا از آن ستاره عكس بگيريد، هاله‌اي آبي‌ـ‌بنفش يا زرد‌ـ‌قرمز دور آن ستاره مشاهده مي‌كنيد. براي برطرف‌كردن كامل اين نقص، عدسي شيئي را از تركيب سه عدسي واگرا و هم‌گرا مي‌سازند تا همه‌ پرتوهاي خروجي در يك نقطه كانون شوند. با اين روش علاوه بر خطاي كروي، خطاي رنگي و ساير خطاهاي اپتيكي نيز به طور كامل رفع مي‌شود. به اين نوع تلسكوپ‌ها، «آپوكروماتيك» يا به اختصار «آپو» مي‌گويند. اما اضافه‌كردن همين چند عدسي و استفاده از عدسي‌هايي كه جنس شيشه‌ آن‌ها كيفيت بالايي دارد،‌ قيمت محصول را چند برابر و بسيار گران مي‌كند. به‌طور مثال، درحالي‌كه با صرف هزينه‌‌اي حدود ۵۰۰ هزار تومان مي‌توانيد تلسكوپ آكروماتيك با قطر دهانه‌ي ۱۰ سانتي‌متر بخرید، تلسكوپ آپوكروماتيك در همين اندازه، براي شما بيش از ۹ ميليون تومان هزينه خواهد داشت! از ديگر مشكلات تلسكوپ‌هاي شكستي، هزينه‌ ساخت عدسي‌هاي با اندازه قطر‌هاي بيشتر است. به همين سبب معمولاً قطر دهانه‌ تلسكوپ‌هاي شكستي كه در حيطه‌ نجوم آماتوري ساخته مي‌شوند، از ۱۵ سانتي‌متر (۶ اينچ) تجاوز نمي‌كند.

اگر قصد داريد فقط به رصد آسمان و ديدن اجرام آسماني بپردازيد، تلسكوپ‌هاي گران‌قيمت آپوكروماتيك براي شما مناسب نيستند. چندان هم نگران خطاي رنگي موجود در تلسكوپ‌هاي آكروماتيك نباشيد؛ چراكه خطا رنگي بيشتر در رصد ماه، سياره‌هاي پرنور و ستاره‌هاي درخشان آسمان ديده مي‌شود. در رصد اجرام غير ستاره‌اي، سياره‌ها و ستاره‌هايي كه كم‌فروغ هستند، خطاي رنگيِ چندانی در کار نیست. از همه مهم‌تر نسبت به قيمتي كه دارند، به‌صرفه هستند. اما اگر دوربين عكاسي داريد و واقعاً قصد عكاسي حرفه‌اي از اجرام اعماق آسمان را آن هم با استفاده از تلسكوپ شكستي داريد، به طور حتم بايد از تلسكوپ‌هاي آپوكروماتيك استفاده كنيد و هزينه‌ي بالاي آن را پرداخت كنيد! در غير اين صورت براي عكاسي مي‌توانيد از برخي مدل‌هاي تلسكوپ‌هاي بازتابي يا تركيبي نيز استفاده كنيد.

تلسکوپ بازتابی نیوتنی

تلسكوپ بازتابي:

تلسكوپ‌هاي بازتابي دسته‌ ديگري از ساختار اپتيك تلسكوپ‌ها هستند كه در ساده‌ترين مدل آن يعني «نيوتني»، از يك آينه‌ اصلي در انتهاي لوله و يك آينه‌ ثانويه در سر لوله تشكيل شده‌اند و چشمي نيز در سر لوله قرار دارد. از آن‌جايي كه ساخت آينه‌ تلسكوپ هزينه‌ بسيار كمي دارد، به آساني مي‌توان آينه‌ را بزرگ‌تر ساخت. از مزاياي تلسكوپ‌هاي بازتابي در مقایسه با تلسكوپ‌هاي شكستي، نداشتن خطاي رنگي و قطر دهانه‌ بيشتر است. البته قيمت كم آن هم باعث شده تا بيشتر تلسكوپ‌هاي آماتوري كه در بازار موجود هستند، از نوع بازتابي با نسبت‌ كانوني كم و قطر دهانه‌ بين ۸ تا ۱۲ اينچ باشند.

از جمله مشكلات و دردسرهايي كه معمولاً هر چند وقت يك بار در حين كار با تلسكوپ‌هاي بازتابي مواجه مي‌شويد، خارج‌شدنِ هم‌‌خطي يا تراز بين آينه‌ اصلي و آينه‌ ثانويه‌ي تلسكوپ است. در صورت بروز اين مشكل، وقتي ستاره‌ها را از پشت چشمي تلسكوپ تماشا مي‌كنيد، آن‌ها را در سرتاسر ميدان ديد چشمي به‌صورت كشيده و به‌شكل مخروط مي‌بينيد. اگر با نحوه‌ تشخيص و اصلاحِ هم‌‌خطی بين دو آينه آشنا نيستيد، نگران نباشيد. خوش‌بختانه امروزه دستگاه هم‌خط‌كننده‌ي تلسكوپ در بازار موجود است كه با استفاده از آن مي‌توانيد در عرض چند دقيقه و با شل و سفت كردن پيچ‌هاي آينه‌ي اصلي و ثانويه، آن دو را نسبت به يك‌ديگر، هم‌خط كنيد. البته تلسكوپ‌هاي بازتابي هم بدون خطاي اپتيكي نيستند. در ميان انواع خطاهاي اپتيكي رايج، خطاي «گيسو» مهم‌ترين خطاي اپتيكي در تلسكوپ‌هاي بازتابي است. اثري كه اين نوع خطاي اپتيكي در تصوير خروجي تلسكوپ ايجاد مي‌كند این است كه هر چه از مركز ميدان ديد تصوير به‌سوي لبه‌‌ تصوير مي‌رويم، ستاره‌ از حالت نقطه‌اي درمی‌آید و به شكل نامتقارني شبيه به دنباله‌دار يا مخروطي تبدیل مي‌شود و تصوير آزاردهنده‌اي براي رصدگر ايجاد مي‌كند. براي برطرف‌كردن اين نقص اپتيكي در حين رصد، بهترين كار، قراردادن جرم مورد نظر در مركز تصوير است. اما اگر قصد عكاسي از آسمان را داريد، بايد به سراغ تلسكوپ‌هاي بازتابيِ بسيار باكيفيت برويد و البته مي‌توانيد از فيلتر كاهنده‌ خطاي گیسو(Coma Corrector) نيز استفاده كنيد. اين نوع فيلتر‌ها تا حد زيادي خطاي كما را برطرف می‌كنند.

در مجموع در بين انواع تلسكوپ‌هاي بازتابي، نوع «نيوتني» با توجه به قيمت كمي كه دارند، براي رصد بسيار مناسب هستند؛ البته براي عكاسي از آسمان، به‌ويژه عكاسي از اجرام غيرستاره‌اي، چندان مناسب نيستند و وضوح تصوير تلسكوپ‌هاي نيوتني به اندازه‌ تلسكوپ‌هاي شكستي آپوكروماتيك نيست. در مقابل، نوع ديگري از تلسكوپ‌هاي بازتابي به نام «ريچي‌ـ‌كرتين» وجود دارد كه مخصوص عكاسي از آسمان طراحي و ساخته شده‌اند. اين نوع خاص از تلسكوپ‌هاي بازتابي، به دليل آن‌كه آينه‌ اصلي و ثانويه را به  صورت هذلولي (و نه كروي و سهموي) تراش مي‌دهند، عاري از خطاي گیسو هستند و ساير خطاهاي اپتيكي در آن كم‌تر ديده مي‌شود. علاوه‌ بر اين، از آن‌جايي كه تلسكوپ‌هاي ريچي‌ـ‌كرتين همانند تلسكوپ‌هاي نيوتني، با گشودگي‌هاي بيشتر (مثلاً ۱۰ اينچ) و با نسبت كانوني كوتاه هم توليد مي‌شوند، براي عكاسي از آسمان ايده‌آل هستند و به کمک آن‌ها جزیيات بيشتري از اجرام آسماني مي‌توانيد ثبت كنيد.

تلسکوپ اشمیت- کاسگرین؛ نمونه‌ای از یک تلسکوپ ترکیبی

 تلسكوپ‌هاي تركيبي (عدسي‌ـ‌آينه‌اي)

دسته‌ بعدي ساختار تلسكوپ‌ها، تلسكوپ‌هاي تركيبيِ عدسي‌‌ـ‌آينه‌اي هستند كه به آن‌ها كاتاديوپتريك نيز می‌گویند. این تلسکوپ‌ها خود نیز به چند دسته‌ ديگر مثل اشميت‌ـ‌كاسگرين يا ماكسوف‌ـ‌كاسگرين و… تقسيم مي‌شود. در اين نوع تلسكوپ‌ها، آينه‌ معقر كماكان نقشِ اصليِ جمع‌آوريِ نور را ايفا مي‌كند و در انتهاي لوله قرار مي‌گيرد، اما در سر لوله‌ تلسكوپ، عدسي مسطح يا معقر نيز قرار مي‌گيرد كه به آن تيغه‌ اصلاح‌كننده می‌گویند و نقش خطاهاي اپتيكي آينه را برطرف مي‌كند. از مزيت‌هاي مهم اين نوع تلسكوپ‌ها كوتاه‌شدن لوله‌ تلسكوپ، به دليل حركت رفت‌‌وبرگشتيِ پرتوِ نور در درون لوله است. نور پس از گذشتن از تيغه به انتهاي لوله می‌رسد و سپس با بازتابيدن از آينه‌ تلسكوپ، به آينه‌ ثانويه می‌رود كه در سر لوله قرار دارد و از آن‌جا بار ديگر به سوي انتهاي لوله بازتابيده مي‌شود. از همين رو، در تلسكوپ‌هاي اشميت‌ـ‌كاسگرين و ماكستوف‌ـ‌كاسگرين، محل خروجِ پرتو در انتهاي لوله و پشت آينه‌ اصلي قرار دارد و استفاده از چُپُقي الزامي است. البته مدل ديگري از تلسكوپ‌هاي تركيبي به نام اشميت‌ـ‌نيوتني هم هست كه حركت رفت‌وبرگشتيِ نور فقط دو بار در سرتاسر لوله انجام مي‌شود و چشمي در سر لوله قرار مي‌گيرد. در بين انواع تلسكوپ‌هاي تركيبي، تلسكوپ‌هاي ماكستوف‌ـ‌كاسگرين كيفيتِ تصويرِ بهتري از بقيه دارند و فوكوس تصوير در آن بسيار خوب انجام مي‌شود. هرچند فاصله‌‌ كانوني و نسبت كانوني اين نوع تلسكوپ‌ها بسيار بالا است و كاربردِ مطلوبِ آن رصد ماه و سياره‌ها است و چندان براي عكس‌برداري از اعماق آسمان و رصد اجرامِ غيرستاره‌ايِ گسترده مناسب نيستند.

در مجموع مي‌توان گفت در اين نوع تلسكوپ‌ها، مزاياي تلسكوپ‌هاي شكستي و بازتابي يك‌جا ديده مي‌شود. گشودگي و نسبت كانوني بالاي تلسكوپ در كنار  كاهش زياد خطاي رنگي و كروي و ساير خطاهاي اپتيكي و هم‌چنين طول لوله‌ كوتاه تلسكوپ، از ويژگي‌هاي مهم اين نوع تلسكوپ‌ها هستند. اين نوع تلسكوپ‌ها براي رصد و عكاسي از همه‌ نوع اجرام آسماني مناسب هستند؛ هرچند كه از لحاظ كيفيت و وضوح تصوير به پاي تلسكوپ‌هاي شكستي آپوكروماتيك يا بازتابي ريچي‌ـ‌كرتين نمي‌رسند. به لحاظ قيمت نیز معمولاً از تلسكوپ‌هاي آپوكروماتيك يا ريچي‌ـ‌كرتين ارزان‌تر باشند، اما قيمت کمابیش بالاي آن‌ها در مقايسه با قيمت تلسكوپ‌هاي بازتابي نيوتني و شكستي آكروماتيك باعث مي‌شود برخي از انتخاب اين نوع تلسكوپ‌ صرف‌نظر كنند.

    پايه و مقر، ركن دوم انتخاب تلسكوپ

بعد از انتخاب نوع اپتيك تلسكوپ، انتخاب دوم سرنوشت‌ساز، پايه‌ تلسكوپ است. با داشتن پايه‌ خوب مي توانيد از رصد خود بيشترين لذت را ببريد. رصد با تلسكوپي كه اپتيك خوب و گران دارد، ولي بدون پايه‌ محكم و مناسب است، واقعاً بي‌فايده‌ است. حتي شايد بتوان گفت انتخاب پايه‌ و مقر تلسكوپ اگر از انتخاب اپتيك هم مهم‌تر نباشد، به همان میزان اهمیت دارد. براي انتخاب پايه و مقر علاوه بر ميزان بودجه‌اي كه در نظر گرفته‌ايد، به مسایل ديگري مانند نوع فعاليت رصدي و وضعيت جابه‌جايي و امكان حمل‌ونقل تلسكوپ و اين‌كه با كدام نوع از استقرار پايه‌ها راحت‌تر هستيد،‌ حتماً توجه كنيد.

در حالت كلي، آن‌چه مجموعه‌ي پايه‌ تلسكوپ می‌گویند شامل دو قطعه‌ی مجزا مي‌شود؛ يكي مَقر تلسكوپ و ديگري پايه‌ تلسكوپ است كه هر كدام از آن‌ها هم انواع و اقسام گوناگوني دارند. مدل‌هاي سه‌‌پايه و ستوني و دابسوني سه نوع پرطرفدار پايه‌هاي تلسكوپ هستند. نکته‌ آخر هم این‌که مقر و لوله‌ي تلسكوپ، به‌همراه ساير تجهيزات، روي پايه سوار مي‌شوند.

مقر تلسكوپ چه به لحاظ نوع حركت محور‌ها و چه به لحاظ نوع كاركردشان، انواع مختلفي دارند. برای نمونه، مقرها از نظر نوع استقرار و حركت محورهاي آن، به دو دسته‌ سمتي‌ـ‌ارتفاعي و استوايي تقسیم می‌شوند. در نوع سمت‌ـ‌ارتفاعي، حركت محورهاي مقر به دو صورت حركت بالا و پايين (حركت عمودي) و حركت چپ و راست (حركت افقي) است. اين نوع مقرها به دليل سبك‌بودن و كاربري آسان و سرعت عمل بالايي كه دارند، براي رصدگران تازه‌كار و كساني كه مي‌خواهند اجرام زيادي در يك شب رصد كنند، بسيار مناسب است. از ديگر مزاياي اين نوع پايه‌ها سبكی و كم‌حجم‌بودنِ آن است و نصب و راه‌اندازي آن در كمتر از پنج دقيقه انجام مي‌شود. البته نوع ديگري از مقرهاي سمت‌ـ‌ارتفاعي وجود دارد كه در ميان منجمان آماتور به پايه‌ دابسوني شهرت دارد. اين نوع مقرها ساختاري شبيه به چارپايه دارند و به‌طور اختصاصي براي تلسكوپ‌هاي بازتابي طراحي شده‌اند. از مزاياي آن ارزان‌بودن و كاربريِ آسان‌شان است و براي افرادي كه مي‌خواهند تلسكوپ بازتابي با گشودگي بالا را به‌همراه پايه‌ ساده و ارزان داشته باشند و فقط به كار رصد مشغول شوند، گزينه‌ مناسبي است. اما اين نوع پايه و مقر براي عكاسيِ نجومي به هيچ وجه گزينه‌ مناسبي نيست، چراكه براي عكاسي نجومي با استفاده از تلسكوپ، حتماً به مقرِ استواييِ موتوردار نیاز داريم. مقرهاي استوايي كاركردشان بر اساس مختصات بُعد و ميلي آسمان است و حركت محورهاي آن به‌صورت مورب است. مورب‌بودن حركت محورهاي اين نوع مقر و اين‌كه هر دو محورهاي بُعد و ميل را بايد هم‌ زمان به حركت درآوريد، ممكن است در ابتدا براي رصدگران تازه‌كار سخت و مشكل باشد و حتي باعث دل‌زدگيِ آن‌ها از تلسكوپ و كار رصد شود. از سوی دیگر، سنگينی برخي مقرهاي استواييِ مجهز به موتور، كارِ جابه‌جايي اين نوع مقرها و پايه‌ها را دشوار مي‌كند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي‌ مهم در استفاده از اين نوع مقرها، انجام مرحله‌ قطبي‌كردن مقر، قبل از شروع به كار رصد و استفاده از تلسكوپ، است. از آن‌جايي كه اين نوع مقرها در مختصات بُعد و ميلي كاربرد دارند و به طول و عرض جغرافيايي مكان رصدي شما وابسته است، بايد پايه را بر اساس مختصات جغرافيايي محل رصد، تنظيم كنيد كه به اين كار اصطلاحاً قطبي‌كردن مقر و پايه‌ تلسكوپ می‌گویند (درباره‌ قطبي‌كردن تلسكوپ، مي‌توانيد مقاله‌ راهنما در نجوم شماره‌ي ۱۵۲ را بخوانيد). فرايند قطبي‌كردن تلسكوپ بسته به اين‌كه به چه دقتي بايد انجام شود و تجربه‌ رصدگر چه ميزان است، ممكن است بين ۱۰ دقيقه تا يك ساعت (براي دقت بسيار بالا) طول بكشد. نكته‌ ديگري كه لازم است اشاره كنم این است که معمولاً مقرهاي استوايي، به‌خصوص نوع الكترونيكي آن، کمابیش سنگين هستند و چندقطعه‌‌بودنِ آن باعث مي‌شود دو يا سه كارتن از مجموعه ادوات تلسكوپ فقط مختص به پايه و مقر باشد و در زمان جابه‌جايي به زحمت بيفتيد.

به‌لحاظ نوع كاركرد نيز، مقرها به دو نوع الكترونيكي و غيرالكترونيكي (دستي) هستند. مقرهاي الكترونيكي كه خود دو دسته‌‌ مهم هستند. برخي مقرها فقط ردياب هستند، يعني رصدگر پس از آن كه جرم مورد نظر را به‌طور دستي در مركز ميدان ديد قرار داد،‌ آن جرم را رديابي مي‌كند. اين نوع مقرها به اصطلاح تك‌موتوره‌ هستند و فقط در محور مِيل جابه‌جا مي‌شوند. اما برخي ديگر از مقرها علاوه بر رديابي، به سامانه‌ جست‌وجوي خودكار(GoTo)‌ هم مجهز هستند. اين نوع مقرها پس از قطبي‌شدن مقر و تنظيم آن، به‌طور خودكار جرم مطلوب را در آسمان پيدا و رديابي مي‌كند. اصطلاحاً به اين نوع مقرها دو موتوره هم می‌گویند، چراكه موتور مجزا برای هر دو محور بُعد و ميل تعبيه شده؛ وانگهی در اين نوع مقرها حافظه‌ داخلي به‌همراه صفحه‌کلید و پورت اتصال به رایانه هم به كار رفته است.

ساده‌ترين نوع مقرها هم بدون موتور هستند و به حركت درآوردنِ لوله‌ تلسكوپ و نشانه‌رَوي آن به‌سوي جرم مورد نظر و قراردادن آن در مركز ميدان ديد، همه با دست انجام مي‌شود. يكي از مشكلات اصلي كار با اين نوع مقرها اين است كه چون چرخش زمين باعث جابه‌جايي اجرام در آسمان مي‌شود، وقتی جرم مورد نظر را در مركز ميدان ديد چشمي قرار مي‌دهيد، پس از چند دقيقه جرم مورد نظر از ميدان ديد خارج مي‌شود و بايد بار ديگر با نشانه‌روي لوله‌ تلسكوپ به‌سوي آن جرم، در مركز ميدان ديد قرارش بدهيد.

چشمی‌های دارای فاصله‌های کانونی مختلف، از تجهیزات جانبی مهم برای مقاصد مختلف رصدی هستند

    چشمي‌ خوب، لذت رصد را دوچندان مي‌كند

بعد از انتخاب اپتيك و نوع مقر تلسكوپ، ‌انتخاب چشمي و چُپُقي مناسب، كيفيت و كارايي تلسكوپ شما را تكميل مي‌كند. اگر براي تلسكوپ خود چشمي مناسب و باكيفيتي تهيه نكنيد،‌ حتي اگر بهترين اپتيك تلسكوپ را هم داشته باشيد، تصويري كه از اجرام آسماني مي‌بينيد، چندان مطلوب نيست. به همين دليل براي چشمي خوب تا جايي كه توانش را داريد، خوب خرج كنيد و چشمي‌هاي چندجزیي را بخرید كه در ساخت آن‌ها از بيش از دو عدسي استفاده شده است (مثل چشمي هاي كِلنِر يا پلوسل كه كيفيت خوبي دارند).

در زمان خريد چشمي تلسكوپ، سه پارامتر مربوط به چشمي‌ها را بايد در نظر بگيريد. اول اندازه‌ قطر عدسي چشمي است. اكثر چشمي‌ها در دو اندازه موجود هستند: چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ و چشمي‌هاي ۲ اينچ. دومين پارامتر، فاصله‌ كانوني چشمي‌ (برحسب ميلي‌متر) است كه مقدار آن براي تعيين بزرگنمايي تلسكوپ مهم است. فاصله‌ كانونيِ بیشتر چشمي‌ها بين ۱۰ تا ۴۰ ميلي‌متر است. هر چه فاصله‌ كانوني كمتر باشد، ‌بزرگنمايي بيشتری خواهيد داشت. ولي فراموش نكنيد كه كيفيت تصوير در بزرگنمايي بالا كم‌تر مي‌شود. بهتر است سه چشمي، هر كدام بين ۱۰ تا ۲۰، ۲۰ تا ۳۰ و ۳۰ تا ۴۰ ميلي متر داشته باشيد تا در زمان رصد، گزینه‌های بيشتري در تعيين بزرگنمايي و ميدان ديد واقعي تلسكوپ پیش روی‌تان باشد. سومين پارامتر، مقدار ميدان ديد ظاهري(FOV)‌ چشمي، برحسب درجه است. مقدارFOV در تعيين ميدان واقعي تلسكوپ نقش مهمي دارد. چشمي‌ها از لحاظ ميدان ديد ظاهري، همانند لنز‌هاي دوربين عكاسي، سه نوع هستند. چشمي نرمال حدود ۴۰ تا ۵۵ درجه، چشمي وايد حدود ۷۲ درجه و چشمي سوپر وايد از ۸۰ درجه با بالا است. چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ، عموماً چشمي‌هاي نرمال هستند و عمدتاً فاصله‌ كانوني كمتر از ۲۵ ميلي‌متر دارند. چشمي‌هاي دو اينچ، وايد يا سوپروايد هستند و عموماً فاصله‌ كانوني آن‌ها بيش از ۲۵  ميلي‌متر است. پيش از اين به نحوه‌ محاسبه‌ بزرگ‌نمايي و تعيين مقدار ميدان ديد واقعي چشمي تلسكوپ اشاره كرده‌ام. براي درك اهميت استفاده از چشمي دو اينچ، تصور كنيد چشمي ۱/۲۵ اينچ نرمال (°۵۰= FOV) و چشمي دو اينچ وايد (°۷۲= FOV)، كه فاصله‌ كانوني هر دو آنها ۲۰ ميلي‌متر است، در اختيار داريم و بر روي اپتيك تلسكوپي با فاصله‌ كانوني هزار ميلي‌متر از آن‌ها استفاده مي‌كنيم. بزرگ‌نمايي تلسكوپ براي هر دو چشمي يكسان و برابر ۵۰ مي‌شود. اما ميدان ديد واقعي تلسكوپ از پشت چشمي ۱/۲۵ نرمال، يك درجه و از پشت چشمي دو اينچ وايد، حدود ۱/۵ درجه مي‌شود. طبيعي است در اين حالت رصد آسمان و ديدن اجرام غيرستاره‌اي از پشت چشمي دو اينچ وايد،‌ بسيار مطلوب و لذت‌بخش است. اين نوع چشمي‌ها به‌ويژه براي برنامه‌ها‌ي رصد عمومي يا رقابت‌هاي رصدي به کار می‌آید.

يكي ديگر از نكاتي كه در زمان انتخاب و خريد چشمي بايد توجه كنيد، اندازه‌ قطر مردمك خروجي چشمي است. مردمك خروجي، قطر پرتو نوري است كه از چشمي خارج مي‌شود. هرچه ميزان آن بيشتر باشد، حداقل فاصله‌ چشم از عدسي چشمي بيشتر و تماشاي منظره‌ي چشمي تلسكوپ، راحت‌تر مي‌شود. به بيان ديگر براي ديدن آسمان از پشت چشمي تلسكوپ، نيازي نيست چشم را به سر چشمي بچسباند تا ميدان ديد را كامل ببيند. اين ويژگي، به‌خصوص براي افرادي كه از عينك استفاده مي‌كنند، بسيار مهم است و بايد براي بهتر ديدن از پشت چشمي تلسكوپ،‌ از چشمي‌هاي دو اينچ با قطر مردمك خروجي بالا استفاده كنند. بعضي از چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ و همه‌ي چشمي‌هاي ۲ اينچ قطر مردمك بيشتر و در نتيجه فاصله‌ي چشم مناسبي دارند. نكته‌اي كه در اين جا بد نيست اشاره كنم، اين است كه وقتی تلسکوپی می‌خرید، معمولاً دو چشمي ۱/۲۵ اينچ با فاصله‌ی كانوني متفاوت همراه با تلسكوپ است. در بسياري از تلسكوپ‌هاي ارزان‌قيمت اغلب ديده مي‌شود كه چشمي‌ها آن طور كه بايد از كيفيت بالايي برخوردار نيستند. اگر توان مالي شما اجازه مي‌دهد، توصيه مي‌كنم آن چشمي‌ها را همان‌جا به فروشنده بفروشید و با اضافه‌كردن مبلغي، چشمي‌هاي بهتري بخرید. توصيه‌ي اكيد هم می‌کنم که حداقل يك چشمي دو اينچ (ترجيحاً وايد) خريداري كنيد؛ چراكه لذت رصد از پشت چشمي دو اينچ به هيچ وجه قابل‌مقايسه با چشمي ۱/۲۵ اينچ نيست. و كيفيت بالاي ساخت اين نوع چشمي‌ها و ميدان ديد بيشتري كه ايجاد مي‌كنند،‌ باعث مي‌شوند از رصد خود بسيار لذت ببريد.

    از چپقي‌هاي ۲ اينچ استفاده كنيد

به غير از تلسكوپ‌هاي بازتابي، تلسكوپ‌هاي شكستي و تركيبي نياز به چپقي(Diagonal) دارند. جنس و ساختار چپقي‌ها دو نوع است: آينه‌اي و منشوري كه نوع منشوري خود به دو نوع منشور مثلثي و منشور پنج‌وجهي است. مدل‌هاي منشوري از كيفيت بهتري برخوردارند. همانند چشمي‌ها، اندازه‌ي چپقي‌ها در دو نوع ۱/۲۵ اينچ و دو اينچ هستند. اما مزيتي كه چپقي‌هاي دو اينچ دارند اين است كه با اين چپقي‌ها علاوه ‌بر چشمي‌هاي دو اينچ، مي‌توانيد با استفاده از آداپتوري كه همراه چپقي نيز هست، از چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ نيز استفاده كنيد. در صورتي كه چپقي هاي ۱/۲۵ اينچ فقط مختص به چشمي‌هاي ۱/۲۵ اينچ هستند. چپقي‌ها از نظر زاويه‌ی بازتاب و هدايت پرتو نور، به دو نوع ۴۵ درجه‌ و ۹۰ درجه‌ هستند. چپقي‌هاي ۴۵ درجه‌اي تصوير مستقيم ايجاد مي‌كنند. اما در زمان استفاده از چپقي ۹۰ درجه‌، تصوير به‌صورت برگردان جانبي (چپ و راست معكوس) است. البته اين موضوع در رصد آسمان و ديدن اجرام  تأثيري نخواهد داشت و بيشتر در ديدن مناظر زميني كاربرد دارد. سعي كنيد حتماً از چپقي هاي دو اينچ و باكيفيت (ترجيحاً منشوري) استفاده كنيد. اگر از نوع آينه‌اي استفاده مي‌كنيد، آينه‌ي آن ضريب بازتاب بسيار بالا (بيش از نود و پنج درصد) داشته باشد؛ چراكه چپقي نامرغوب، به‌شدت از كيفيت تصوير خواهد كاست، حتي اگر از اپتيك يا چشمي‌هاي باكيفيت و گران استفاده كنيد.

نكته‌ي مهمي كه بد نيست تکرار كنم اين است كه اگر مي‌خواهيد تصوير خروجي و نهايي اپتيك تلسكوپ كيفيت خوبي داشته باشد، تمام اجزاي اپتيك تلكسوپ از جمله عدسي يا آينه اصلي، چپقي و چشمي، همه بايد كيفيت بالايي را داشته باشند تا پرتو نور از وقتی وارد تلسكوپ مي‌شود تا وقتی از چشمي خارج مي‌شود، كيفيت خود را حفظ كند و كمتر دچار افت شود. افت كيفيت شديد در هر كدام از اين اجزا، كيفيت تصوير خروجي را به‌شدت كاهش مي‌دهد.

    تجهيزات جانبي را فراموش نكنيد

معمولاً از بخش‌هاي مهمي كه در زمان خريد تلسكوپ فراموش مي‌شود و به آن اهميت داده نمي‌شود،‌ تجهيزات جانبي تلسكوپ است. اكثر آدم‌ها در زمان خريد تلسكوپ، تمام بودجه‌ی خريد تلسكوپ را صرف خريد اپتيك و پايه‌ي تلسكوپ مي‌كنند و ديگر پولي براي خريد تجهيزات جانبي و ضروري باقي نمي‌ماند. توصيه‌ مي‌كنم حتماً بخشي از بودجه‌ خود را براي خريد تجهيزات جانبي كنار بگذاريد. تجهيزات جانبي تلسكوپ‌ها هرچند زياد هستند و خريد آن‌ها بستگي به نوع فعاليت شما دارد، در اين‌جا به بعضي از آنها اشاره می‌کنم كه به‌طور معمول مورد نياز هستند و بهتر است همراه با تلسكوپ خريداري شوند.

كيف مخصوص حمل تلسكوپ: وقتی تلسكوپ خريداري‌شده‌ را به شما تحويل مي‌دهند، هر كدام از اجزاي اصلي تلسكوپ يعني لوله‌ تلسكوپ (اپتيك) و مقر و پايه‌ جداگانه در كارتن مقوايي قرار دارند. در گذشته، برخي از تلسكوپ‌هايي كه وارد كشور مي‌شدند، درون جعبه‌ چوبي قرار داشتند. جعبه‌هاي چوبي محافظ خوبي براي تلسكوپ شما نيستند و سنگيني خود جعبه، كار جابه‌جايي تلسكوپ‌ را هم دشوارتر مي‌كند. امروزه جعبه‌هاي مقوايي به‌همراه يونوليت درون آن جايگزين شده‌اند. اين نوع جعبه‌ها هم با وجود آن‌كه سبك هستند، مقاومت بسيار كمي دارند و براي مواقعي كه كمتر تلسكوپ‌ را باز و بسته و جابه‌جا مي‌كنيد، مناسب هستند. امروزه شركت‌هاي معتبر سازنده‌ي تلسكوپ نوع جديدي از كيف‌ و جعبه‌ مخصوص حمل تلسكوپ را به باز عرضه كرده‌اند كه در عين سبکی، مقاومت نسبتاً خوبي دارند. نوع جديدي از جعبه‌ مخصوص حمل تلسكوپ، جعبه‌هاي با جداره فلزي هستند كه درون آن را از اَبر و الياف مصنوعي مانند اسفنج پوشانده‌اند. اين نوع كيف‌ها اكثراً براي اجزاي حساس تلسكوپ مانند لوله‌ي اپتيك تلسكوپ‌هاي شكستي و هم‌چنين مقرها ساخته مي‌شوند. كيف‌هاي جديدي هم در بازار موجود است كه اصطلاحاً كيف‌هاي نرم خوانده مي‌شوند و آن را با روكش مقاوم و اَبر مخصوص ساخته‌اند. اين نوع كيف‌ها براي تلسكوپ‌هاي بازتابي و حجيم و هم‌چنين پايه‌ (سه‌‌پايه‌) تلسكوپ مناسب هستند. اگر از تلسكوپ‌تان در خارج‌ از شهر‌ها زياد استفاده مي‌كنيد يا قرار است تلسكوپ خريداري‌شده در برنامه‌هاي رصد عمومي يا برنامه‌ رصد مدارس و مراكز نجومي، آن هم در خارج از شهرها استفاده شود، پيشنهاد مي‌كنم حتماً كيف مخصوص حمل تلسكوپ هم بخريد. در غير اين صورت اگر ابزار رصد شما گران‌‌قيمت‌ نيست يا كمتر از آن استفاده مي‌كنيد، تا دو سه سال بعد از خريد نياز چنداني به آن نداريد.

صافي (فيلتر): فيلتر‌ها را از لحاظ كاربرد نجومي مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: فيلترهايي كه مخصوص رصد هستند مانند فيلتر كاهنده‌ی نور ماه و ديگري فيلترهايي كه مخصوص عكاسي نجومي هستند، مانند فيلتر‌هاي رنگي براي عكاسي در پرتو نور خاص. برخي هم كاربرد دوگانه‌اي دارند، مانند فيلتر كاهش آلودگي نوري شهرها؛ شايد در ابتداي كار با تلسكوپ به همه‌ي آن‌ها نيازي نداشته باشيد و بعد‌ها بر اساس نيازتان و بودجه‌اي كه در اختيار داريد،‌ بتوانید آن‌ها را تهيه كنيد. اما توصيه‌ام اين است كه فيلتر خورشيدي را حتماً از همان ابتدا تهيه كنيد. بدون شك در آينده‌ي نزديك و به‌خصوص در زمان رصد كسوف‌ها يا رصد هلال ماه و سياره‌ها در روشنايي روز، به فيلتر خورشيدي نياز داريد. ممكن است بگوييد هر زمان كه لازم شد يا كسوفي رخ داد،‌ آن را خواهم خريد. ولي تجربه نشان داده رصد خورشيد و نياز به فيلتر خورشيد صرفاً در زمان كسوف اتفاق نمي‌افتد و اغلب به‌طور ناگهاني به آن محتاج مي‌شويد. برای مثال ممكن است وضعی پيش آيد كه ناچار شويد در روشنايي روز، تلسكوپ را نصب و آن را قطبي كنيد يا براي پيداكردن ماه و سياره‌ها، از خورشيد كمك بگيريد. فيلتر‌هاي خورشيدي موجود در بازار از دو جنس شيشه‌اي و ورق نازك بادِر (معروف به ورق مايلار) هستند. فيلتر‌هاي ارزان‌‌قيمت مايلار در صورتي كه سالم باشند و پاره يا سوراخ نشده باشند، براي رصد كوتاه‌مدت خورشيد مناسب هستند. براي اطمينان بيشتر بهتر است از فيلتر‌هاي شيشه‌اي استفاده كنيد. قيمت اين نوع فيلتر‌ها هرچند چهار تا پنج برابر گران‌تر از فيلتر مايلار است، كيفيت تصوير خوبي دارند و براي عكاسي از خورشيد مناسب‌تر هستند.

منظرياب سرخ‌نشان(Red Dot Finder): همه‌ تلسكوپ‌ها داراي منظرياب یا جوينده‌ اپتيكي هستند. بزرگ‌نمايي منظرياب‌هاي اپتيكي در حدود ۵ تا ۷ برابر و ميدان ديد در حدود ۵ تا ۱۰ درجه‌ است و با نگاه به درون آن، دو خط متقاطع (شبيه به علامت بعلاوه) وجود دارد. با هم‌خط‌كردن منظرياب با لوله‌ تلسكوپ، كار جست‌وجو و پيدا‌كردن اجرام بسيار راحت‌تر خواهد شد. امروزه منظرياب‌هاي جديدي وارد بازار شدند كه بدون بزرگنمايي هستند و نقطه‌ قرمز رنگي در مركز صفحه‌ آن ديده مي‌شود. اين نوع منظرياب‌ها نسبت به نوع اپتيكي، مزايا و معايب خاص خودشان دارند. از مزاياي آن مي‌توان به استفاده‌ راحت و سريع از آن به‌خصوص براي افرادي كه در يك شب رصدي اجرام زيادي را در آسمان جست‌وجو مي‌كنند، اشاره كرد. يكي از معايب آن اين است كه بدون بزرگ‌نمايي است و ستاره‌هاي كم‌نور آسمان را نمي‌توان از پشت اين نوع منظرياب‌ها ديد. به همين خاطر براي رصد‌هاي خاص و پيداكردن اجرام بسيار كم‌نور آسمان چندان كارامد نيستند. بااين‌حال توصيه مي‌كنم در صورت امكان هر دو نوع منظرياب را داشته باشيد.

آداپتور برقAC: اگر از پايه‌ موتوردار (ياGoTo) استفاده مي‌كنيد،‌ به هيچ وجه به باتري‌ها اعتماد نكنيد. بارها پيش‌ آمده كه در رصدها، باتري تلسكوپ خالي شده است. از طرفي عمر مفيد باتري‌ها چندان زياد نيست و بعد از ده بیست رصد  پياپي، كارايي خود را از دست مي‌دهند و ديگر شارژ نخواهند شد و مجبور به خريد دوباره‌ باتري نو مي‌شويد. به همين خاطر حتماً آداپتور برق را نيز در كنار باتري تهيه كنيد و در مواقعي كه به برق دسترسي داريد، از آداپتورهاي برق استفاده كنيد تا بدون دغدغه، از رصد با پايه‌ موتوردار لذت ببريد. اين نكته را اضافه كنم كه شارژر باتري و آداپتور برق را اشتباه نگيريد. از شارژر باتري نمي‌توانيد براي پايه‌ موتوردار استفاده كنيد و حتماً بايد آداپتور برقAC باشد. البته برخي از آداپتورهاي برقAC در بازار هستند كه كار شارژ باتري را هم انجام مي‌دهند و در واقع دومنظوره هستند. هم‌چنين در زمان خريد و استفاده از آداپتور‌ها به ولتاژ آن دقت كنيد و همان مقدار ولتاژي را تهیه کنید كه پايه‌‌ موتوردار شما به آن نياز دارد تا به موتور پايه آسيبي وارد نشود. اكثر پايه‌هاي تلسکوپ، ۶ ولت يا ۱۲ ولت هستند. با توجه به مدل پايه‌اي كه از آن استفاده مي‌كنيد،‌ آداپتور ۶ ولت يا ۱۲ با جريان حداقل ۲ آمپر تهيه كنيد.

عدسي بارلو: از اين ابزار براي افزايش بزرگنمايي تلسكوپ استفاده مي‌شود. وقتی چشمي‌های كمی در اختيار داريد يا چشمي‌هايی كه در دسترس شما هستند، توان ايجاد بزرگنمايي بسيار بالا را ندارند،‌ استفاده از عدسي بارلو راه‌گشا خواهد بود. بسته به اين‌كه از كدام نوع چشمي ۱/۲۵ اينچ يا ۲ اينچ استفاده مي‌كنيد، عدسي بارلو شما هم بايد هم‌اندازه‌ چشمي باشد. اكثر بارلو‌هاي موجود در بازار، ضريب بزرگنمايي ۲ يا ۳ برابر(x2 ياx3) دارند؛ به اين معني كه اگر چشمي شما بزرگنمايي ۶۰ برابر ايجاد مي‌كند، با استفاده از عدسي بارلوx2 كه چشمي بر روي آن سوار مي‌شود، بزرگنمايي تلسكوپ به ۱۲۰ برابر مي‌رسد. ترجيحاً از بارلو‌هايي تهيه كنيد كه مرغوب باشند و خطاي اپتيكي (خطاي كروي و رنگي) كمتري داشته باشند.

   سه سؤال كليدي، راهنماي انتخاب تلسكوپ!

تا به اين‌جاي مطلب با برخي از ويژگي‌هاي انواع تلسكوپ‌ها و اصطلاحات فني مربوط به تلسكوپ‌ها آشنا شده‌ايد. با دقت و بررسي روي آن‌ها مي‌توانيد با توجه به نيازتان و پاسخ‌هايتان به آن سه سؤال، تلسكوپ مناسب خود را انتخاب كنيد. در این‌جا بازگرديم به سه سؤالي كه در ابتداي مطلب مطرح شد:

سؤال اول: چرا مي‌خواهيد تلسكوپ بخريد؟

اگر فرزند نوجوان يا كم‌سن‌وسال داريد يا در ميان آشنايان و بستگان شما نوجواني هست و تمايل داريد به او جايزه‌ يا هديه‌ تولد بدهيد، دوربين دوچشمي خوب به‌همراه نقشه‌ ستاره‌هاي آسمان و صورت‌هاي فلكي انتخاب مناسب‌تري است. دوربين‌هاي دوچشمي علاوه‌ بر اين‌كه سبك‌ هستند، براي رصد آسمان كارايي خوبي دارند. مطمئن باشيد با دوربين دوچشمي خوب و باكيفيت مي‌توانيد اجرام زيادي در آسمان رصد كنيد. اگر هم اصرار بر خريد تلسكوپ داريد، تلسكوپ كوچك و سبك، با نسبت كانوني كوتاه بسيار مناسب است. چرا كه واقعاً نيازي نيست تلسكوپ بزرگ و گراني بخريد. هدف، آشناكردنِ فرزندتان با دنياي نجوم و فعاليت‌هاي علمي است. براي علاقه‌منداني هم كه به تازگي وارد دنياي نجوم شده‌اند و هنوز اطلاعات زيادي در مورد آسمان و رصد ندارند،‌ همين پيشنهاد را دارم. بعد‌ها اگر اين علاقه‌مندي به نجوم را دنبال كرديد و تجربه‌هاي بيشتري كسب كرديد، آن وقت مي‌توانيد به‌سراغ تلسكوپ‌هاي بزرگ‌تر هم برويد.

سؤال دوم:‌ با اين تلسكوپ واقعاً چه كارهايي مي‌خواهيد انجام دهيد؟

شايد بتوان گفت مهم‌ترين سؤالي كه بايد پاسخ دهيد، همين باشد؛ چراكه براي هدفي كه از رصد آسمان داريد، ابزارهاي خاص خودش را بايد تهيه كنيد. برای مثال در بين علاقه‌مندان به رصد آسمان، برخي رصد ماه و سياره‌ها را دنبال مي‌كنند و برخي رصد اجرام دوردست آسمان و اجرام غيرستاره‌اي را. عده‌اي هم عمده‌ تمركزشان عكاسي از اجرام آسماني با استفاده از تلسكوپ است.

اگر قصد داريد به رصد اجرام غيرستاره‌اي بپردازيد و فعلاً عكاسي از آسمان جزو برنامه‌هاي شما نيست، پيشنهاد مي‌كنم به‌سراغ تلسكوپ با پايه‌ دابسوني در اندازه‌ متوسط (مثلاً ۸ يا ۱۰ اينچ) برويد. اين نوع تلسكوپ‌ها به دليل گشودگي بيشتر، نسبت كانوني كمتر و استقرار سمتي‌ـ‌ارتفاعي پايه‌ آن، براي رصد آسمان و شركت در رقابت‌هاي رصدي بسيار مناسب است. تنها مشكل آن اندازه‌ آن‌هاست. اگر در جابه‌جايي و حمل‌ونقل اين نوع تلسكوپ‌ها مشكل داريد، تلسكوپ ۱۰ يا ۱۲ سانتي‌متر شكستي آكروماتيك با نسبت كانوني كم و با پايه ساده‌ سمتي‌ـ‌ارتفاعي گزينه‌ مطلوب بعدي است. دقت كنيد درست است كه قطر دهانه كمتر شده است، ابزار شما هم كوچك‌ و سبك‌تر شده است. متأسفانه استفاده از اپتيك با دهانه‌ بيش از ۱۲ سانتي‌متر بر روي مقرهاي سمت‌ـ‌ارتفاعي امكان‌پذير نيست و به دليل سنگين‌شدن تلسكوپ، پايه و مقر دچار لرزش و عدم تعادل مي‌شود و به  ناچار بايد از مقرهاي استوايي استفاده كنيد.

اما اگر علاوه بر رصد آسمان واقعاً به دنبال عكاسي از آسمان هستيد،‌ مسير انتخاب تلسكوپ و مقر آن به كلي تغيير مي‌كند. اولين چيزي كه بايد به سراغش برويد، پايه و مقر موتوردار است. پايه‌ تلسكوپ حتماً بايد از نوع استوايي و موتوردار باشد تا بتوان در زمان عكس‌برداري، اجرام را رديابي كرد. براي همين سنگيني و چندقطعه‌اي‌بودن تجهيزات آن را هم بايد تحمل كنيد و با آن كنار بياييد. در گام بعدي انتخاب اپتيك مناسب براي عكاسي است. در همين ابتدا بهتر است اين نكته‌ را اشاره كنم: براي انتخاب اپتيك تلسكوپ، جدا از اين‌كه چه نوع ساختاري را انتخاب مي‌كنید، حتماً از نوعي باشند كه كارخانه‌ سازنده آن را مخصوص عكاسي از آسمان ساخته است. به‌طور مثال امروزه در ميان انواع تلسكوپ‌هاي بازتابي موجود در بازار، مدل‌هايي وجود دارند كه مخصوص عكاسي از آسمان طراحي و ساخته شده‌اند. هرچند اين نوع اپتيك‌هاي خاص قيمت‌هاي بيشتري از مدل‌هاي معمولي دارند، كارخانه‌ سازنده بسياري از خطاهاي اپتيكي آن را كمتر يا برطرف كرده‌ است. در هر حال براي رصد و عكاسي اختصاصي از ماه و سياره‌ها منظومه‌ شمسي بهتر است به‌سراغ اپتيك‌هاي با نسبت كانوني بالا مانند تلسكوپ ماكستوف برويد تا بتوانيد تصوير واضح و بزرگ‌تري از سياره‌ها به دست آوريد و جزیيات بيشتري از سطح ماه و سياره‌ها ببينيد. در واقع در اين‌جا قطر دهانه چندان تأثير زيادي ندارد و آن‌چه اهميت دارد نسبت كانوني کمابیش بالا و وضوح تصوير است. تلسكوپ‌هاي كاتاديوپتريك (تركيبي) براي اين كار بسيار مناسب هستند. اما اگر جزو آن دسته از عكاساني هستيد كه زياد سفر مي‌كنيد و به عكاسي ميدان ديد باز و اجرام غيرستاره‌اي گسترده، مانند خوشه‌هاي ستاره‌اي و سحابي‌هاي نشري علاقه داريد، اپتيك با نسبت كانوني كم را بايد انتخاب كنيد. گزينه‌ شما در اين حالت تلسكوپ شكستي از نوع آپوكروماتيك است كه بسيار گران هستند. گزينه‌ي ارزان‌تر از آن را اگر بخواهيد، تلسكوپ بازتابي ريچي‌ـ‌كرتين است. اين نوع تلسكوپ با وجود نسبت‌ كانوني كم، ابعاد و حجم آن در حدي است كه براي جابه‌جايي آن كمتر دچار دردسر شويد.

اگر قصد داريد براي رصدخانه تلسكوپ تهيه كنيد يا قصد برگزاري رصدهاي عمومي داريد،‌ تلسكوپ‌هاي شكستي و تلسكوپ‌هاي كاتاديوپتريك (مانند مدل اشميت‌ـ‌كاسگرين) همراه با پايه‌ موتوردار و مجهز به سامانه‌ GoTo حداقل انتخاب شما بايد باشد. فراموش نكنيد كه براي رصد‌خانه و براي برگزاري رصد عمومي، داشتن پايه‌ موتوردار و مستحكم بسيار مهم و حياتي است. داشتن چشمي ۲ اينچ هم بسيار راه‌گشا است. سعي كنيد تا جايي كه امكان دارد از تلسكوپ‌هاي بازتابي و پايه‌هاي بدون موتور در رصدخانه‌ها و برنامه‌‌هاي رصدي عمومي استفاده نكنيد؛ چراكه تلسكوپ‌هاي بازتابي معمولاً در برنامه‌هاي رصد عمومي مقاومت كمتري دارند و زود از تنظيم خارج مي‌شوند و از طرفي نداشتن پايه‌ موتوردار در برنامه‌هاي رصد طولاني، به دليل اين‌كه اجرام آسماني به طور دائم از ميدان ديد چشمي خارج مي‌شوند،‌ اذيت‌كننده است.

سؤال سوم:‌ در مجموع چقدر مي‌خواهيد هزينه كنيد؟

پيش از آن‌كه به مسایل فني خريد تلسكوپ بپردازيد، بايد مقدار بودجه‌اي را كه براي خريد تلسكوپ در اختيار داريد مشخص كنيد. همان‌طور كه اشاره كردم اين بودجه را به‌طور مساوي براي اپتيك و مقر و تجهيزات جانبي و احياناً تجهيزات عكس‌برداري تقسيم كنيد. اگر بودجه‌ شما محدود است و قصد داريد كمتر از ۷۰۰ هزار تومان هزينه كنيد، بهترين انتخاب براي شما خريدن دوربين دوچشمي خوب با سه‌پايه‌ محكم و قوي است. و اگر جزو آن دسته  از افرادي هستيد كه براي نخستين بار تصميم به خريد تلسكوپ شخصي گرفته‌ايد،‌ خريد تلسكوپ، همراه با پايه‌ موتوردار مي‌تواند تا حداكثر پنج ميليون تومان مناسب باشد. در اين محدوده‌قيمت مي‌توانيد تلسكوپ ۸ تا ۱۲ اينچ دابسوني يا تلسكوپ‌هاي ۷ تا ۱۵ سانتي‌متري شكستي آكروماتيك (يا ۶ تا ۱۰ سانتي‌متري شكستي آپوكروماتيك) را به‌همراه پايه‌ استوايي موتوردار تهيه كنيد. اما اگر مايل به خريدن تلسكوپ‌هايي از نوع اشميت‌ـ‌كاسگرين يا ماكستوف‌ـ‌كاسگرين و حتي ريچي‌ـ‌كرتين به‌همراه پايه و مقر موتوردار باشيد، نياز به صرف هزينه‌ بيش از هفت ميليون داريد و با توجه به ابعاد و كيفيت محصولات مختلفي كه در بازار موجود است، مبلغ خريد به بيش از ۱۲ ميليون تومان نيز مي‌رسد. اين نوع تلسكوپ‌هاي بزرگ و گران بيشتر مناسب رصدخانه‌ها و مراكز نجومي است كه جدا از اين‌كه توان پرداخت چنين مبالغي را دارند،‌ قصد دارند تلسكوپ را در يك مكان و به‌طور ثابت قرار بدهند.

همان‌طور كه اشاره كردم، براي عكس‌برداري از آسمان به‌طور حتم به پايه‌ موتوردار نیاز داريد. وقتي صحبت از پايه‌ موتوردار و مجهز به سامانه‌GoTo  مي‌شود،‌ قيمت مقر و پايه‌ تلسكوپ را به‌تنهايي حداقل سه ميليون تومان بايد در نظر بگيريد و با توجه به كيفيت و دقت در ساخت مقر‌، قيمت آن‌ها حتي به بيش از ۱۰ ميليون تومان نيز مي‌رسد. هر چند در حيطه‌ نجوم آماتوري واقعاً نيازي به صرف هزينه‌هاي سنگين نيست و مي‌توانيد با هزينه‌ي بين سه تا پنج ميليون تومان براي مقر و پايه‌ تلسكوپ، به اهداف رصدي و عكاسي خود در حد قابل‌قبولي برسيد.

از سوي ديگر، اگر به فعاليت عكاسي نجومي با استفاده از تلسكوپ‌هاي شكستي علاقه‌مند هستيد،‌ بدون شك بايد از شكستي‌هاي آپوكروماتيك استفاده كنيد. قيمت شكستي‌هاي آپوكروماتيك علاوه‌ بر تعداد عدسي‌هاي به‌كاررفته و كيفيت ساخت عدسي‌ها، به شدت به اندازه‌ قطر عدسي شيئي آن وابسته است و با هر سانتي‌متر افزايش قطر، قيمت آن به طور تصاعدي افزايش دارد. در حال حاضر دامنه‌ قيمت آن براي تلسكوپ‌هاي آپو ۶ سانتي‌متر تا ۱۱ سانتي‌متر چيزي در حدود دو تا ۱۲ ميليون تومان است. جدا از اين هزينه، بايد مبلغي هم براي خريد فيلترهاي عكاسي و تجهيزات جانبي مرتبط با عكس‌برداري در نظر بگيريد.

فراموش نكنيد به‌غير از موضوع عكس‌برداري از آسمان كه تلسكوپ و تجهيزات خاص خود را لازم دارد، در ساير زمينه‌هاي رصدي واقعاً نيازي به صرف هزينه‌هاي گزاف و بيهوده نيست.  دوستان رصدگر باتجربه و زبده‌اي را مي‌شناسم كه از ابتداي فعاليت‌شان ابزارهاي رصدي قوي در اختيار نداشتند و كار خود را با ابزارهاي كوچك‌تر و ارزان‌تر شروع كردند و به‌تدريج پس از كسب دانش نجوم و تجربه‌اندوزي به‌سراغ ابزارهاي بزرگ و حرفه‌اي رصدي رفته‌اند. اغلب ديده شده است افرادي تحت تأثير هيجا‌ن‌ زياد و عدم دقت كافي از همان ابتدا تلسكوپ‌هاي گران‌قيمتي را انتخاب كرده‌اند. اما بعد از مدتي نه‌تنها ديگر از آن تلسكوپ استفاده نكردند و آن را كنار گذاشتند، حتي از علاقه‌ آن‌ها به نجوم نيز كم شد و از دنياي نجوم فاصله گرفته‌اند و آن تلسكوپ‌ها هم‌اكنون در گوشه‌اي از انباري منزل‌شان در حال خاك‌خوردن‌ هستند. دليل اين اتفاق را جدا از ساير مسایلي مانند هيجان كاذب در ابتداي كار و نداشتن سخت‌كوشي لازم در برخي افراد، انتخاب نادرست ابزار رصدي مي‌دانم. به‌طور مثال تلسكوپي كه خريده بودند آن‌قدر بزرگ و سنگين بود كه براي جابه‌جايي آن حداقل به كمك دو يا سه‌ نفر نياز داشت. به همين دليل نمي‌توانستند آن را به خارج شهر ببرند و به‌مرور از رصدهاي خارج شهر منصرف شدند. يا ابزار رصدي را از فروشگاه‌هاي غيرمعتبري شبيه به  فروشگاه‌هاي اسباب‌بازي خريده بودند و طبيعي است كه اين نوع ابزارها كيفيت خوبي ندارند و بعد مدتي رصدگر را دل‌زده مي‌كنند.

در پايان پيشنهاد مي‌كنم، در صورت امكان قبل از خريد تلسكوپ، در برنامه‌هاي عمومي و گشت‌هاي رصدي كه برگزار مي‌شود، شركت كنيد. چراكه با شركت در اين برنامه‌ها با انواع و اقسام تلسكوپ‌ها روبه‌رو مي‌شويد و اين فرصت بسيار خوبي است تا آن‌ها را از نزديك ببينيد و با ويژگي‌ها و نحوه‌ كاركردشان آشنا شويد. اين فرصت به شما كمك مي‌كند تا بهترين و مناسب‌ترين تلسكوپ را انتخاب كنيد.

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

آشکارسازی مجدد ذره هیگز و تایید ارتباط با کوارک سر

اطلاعات دریافتی از آشكارسازهای ATLAS  و CMS در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) از آشکارسازی بوزون هیگز برای بار دوم حکایت دارند، این بار جزئیاتی از تأثیر متقابل این ذره با یكی از سنگین‌ترین ذرات بنیادی كیهان به نام «كوارك سر» نیز مشخص شده است. به این ترتیب، دانشمندان اطلاعات با ارزشی درباره ماهیت جرم و فیزیک ذرات بنیادی به‌دست آورده‌اند.

ما با وجود احساس همیشگی جرم چه به صورت  نیرو‌ی گرانش و چه خاصیت اینرسی، هنوز آن را به خوبی نشناخته‌ایم. البته فرمول E=MC2 اینشتین، دلیل سنگینی هسته اتم را نیاز به مصرف انرژی برای كنار هم قرار دادن پروتون و نوترون می‌داند، اما نكته آنجاست كه ذراتی بنیادی وجود دارند كه بدون نیاز به هیچ تلاش خاصی باز دارای جرم‌اند و كشف اخیر می‌تواند دلیل آن را مشخص كند.

۵۰ سال پیش، پیتر هیگز پیش‌بینی كرد كه باید بوزونی (نوعی ذره‌ای بنیادی) وجود داشته باشد كه واكنش با میدان آن می‌تواند جرم ذره را تامین کند.

تا سال‌ها این ذره، عضو گم شده مدل استاندارد ذرات بنیادی بود كه در سال ۱۳۹۱/۲۰۱۲ در شتاب‌دهنده LHC در سرن پیدا شد. اما این تازه آغاز راه بود و مقصد نهایی، یافتن دلیل وجود جرم كوارك و برای شروع چه چیزی بهتر از كوارك سر؟

كوارك‌های بالا و پایین، پروتون و نوترون را می‌سازند، اما كوارك سر طول عمر بسیار كوتاهی دارد و در كثری از ثانیه وامی‌پاشد. از طرفی کوارک سر جرم بسیار زیادی ( بیش از  ۱۶۰ برابر جرم اتم هیدروژن) دارد و این یعنی برهم‌کنشی شدید با میدان هیگز.

آشكارسازی این برهم‌كنش نیاز به در كنار هم قرار گرفتن كوارك سر و بوزون هیگز در فرایندی به نام تولید ttH دارد. اما هر دو این ذرات ناپایدارند. با توجه به توان كنونی LHC، فقط یك درصد از بوزون‌های هیگز تولید شده همراه کوارک سر آشکار می‌شوند و برای یافتن اثر آن، دانشمندان باید اطلاعات را مرور کنند و به دنبال ذرات پایدارتری باشند كه بر اثر واپاشی این دو ذره به‌وجود می‌آیند.

این کار مانند تلاش برای پی بردن به شدت و دفعات دست دادن دو فرد مشهور در یك مهمانی بزرگ بعد از به خانه رفتن آن‌هاست! البته بسیار دشوارتر. اکنون پژوهشگران معتقدند که توانسته‌اند شدت برهم‌کنش بوزون هیگز و کوارک سر را تعیین کنند و به اطمینان خوبی رسیده‌اند که بوزون هیگز نقش مهمی در زیاد بودن جرم کوارک سر ایفا می‌کند. البته این موضوع در مدل استاندارد ذرات پیش‌بینی شده بوده اما نخستین بار است که به صورت تجربی با دقت خوبی تایید شده است.

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

خبرهای خوب و بد درباره حیات در منظومه آلفا قنطورس

اخترشناسان در پژوهشی جدید دریافتند که برخی از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین ممکن است از آنچه فکر می‌کردیم جای بهتری برای زندگی باشند، اما به نتایج بدی هم درباره یکی از ستاره‌های نزدیک رسیدند.

پژوهشگران در ارائه یافته‌هایشان در ۲۳۲امین جلسه انجمن ستاره‌شناسی آمریکا در شهر دنور، ایالت کلورادو، از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا برای بررسی منظومه آلفا قنطورس، نزدیک‌ترین منظومه ستاره‌ای به زمین با فاصله ۴٫۴ سال نوری، استفاده کردند.

این منظومه شامل سه ستاره است، دو ستاره خورشیدمانند به نام‌های آلفا قنطورس اِی و بی (Alpha Centauri A and B)، و سومی کوتوله سرخی به نام آلفا قنطورس سی (Alpha Centauri C) یا همان پروکسیما قنطورس. تیم متوجه شد اگر سیاره‌ای در مدار دو ستاره اول بچرخد احتمالا مورد اصابت مقادیر زیادی پرتوایکس از این ستاره‌‌ها قرار نمی‌گیرد.

با وجود اینکه پیش‌تر به اشتباه سیاره‌ای به دور آلفا قنطورس بی تشخیص داده شده بود، هنوز هیچ سیاره‌ای در اطراف این دو ستاره شناسایی نشده است، اما نزدیکی‌شان به زمین سبب می‌شود نامزدهای جالب توجهی برای بررسی‌های آینده باشند. بنابراین پی بردن به احتمال سکونت‌پذیری سیاره‌ها در اطرافشان مهم است.

تام آیرس (Tom Ayres) از دانشگاه کلورادو بولدر در بیانیه‌ای گفت: « منظومه آلفا قنطورس به دلیل نزدیکی نسبی‌اش، به نظر عده زیادی بهترین نامزد برای کاوش نشانه‌های حیات است. سوال این است، آیا سیاره‌هایی پیدا خواهیم کرد که برای اشکالی از حیات که می‌شناسیم در محیطی مناسب قرار داشته باشند؟»

گروه، این پژوهش را از سال ۱۳۸۴/۲۰۰۵ با بررسی شش ماه یک بار ستاره‌ها باچاندرا پیش برد. اندازه‌گیری‌های طولانی مدت، دوره فعالیت پرتو ایکس را در اطراف سیاره‌های ای و بی نشان داد که با دوره ۱۱ ساله لکه‌های خورشیدی مقایسه شد.

گروه دریافت که برای حیات، مقدار پرتو ایکس آلفا قنطورس اِی حتی بهتر از خورشید است و سیاره‌هایش کمتر از سیاره‌های منظومه ما تابش دریافت می‌کنند،. آلفا قنطورس بی فقط کمی بدتر بود، با دریافت پنج برابر تابش بیشتر نسبت به سیاره‌های منظومه شمسی. آیرس گفت از نظر «ممکن بودن حیات بالقوه» بر  سیاره‌های اطراف آن ستاره‌ها، ، این «خبر خیلی خوبی است».

متاسفانه درباره پروکسیما قنطورس خبرها چندان خوب نیست. گروه متوجه شد از آنجایی که این ستاره کوتوله سرخ فعالی است که مدام شراره‌های پرتو ایکسی در آن پدیدار می‌شوند، احتمالا مناسب حیات نیست، دیدگاهی که قبلا هم مطرح شده بود.

ما یک سیاره را در اطراف این ستاره می‌شناسیم، پروکسیما بی، که بسیار نزدیک‌تر از فاصله عطارد تا خورشید، به دور ستاره‌اش می‌گردد. متاسفانه، میزان دریافت پرتو ایکس در سیاره‌هایی که در کمربند حیات این ستاره هستند، حدود ۵۰۰ برابر زمین و در زمان پدید آمدن شراره‌های بزرگ در ستاره ۵۰ هزار برابر زمین است.

بنابراین به نظر می‌رسد اگر به دنبال جهان‌های قابل سکونت در این منظومه هستیم، آلفا قنطورس ای و بی احتمالا مناسب‌ترین گزینه باشند و شناخت ستاره‌هایی مانند این حتی می‌تواند نکات بیشتری درباره ستاره خودمان به ما بیاموزد.

معمای خوشه کهکشانی که خیلی زود شکل گرفته است!

معماي خوشه كهكشاني كه خيلي زود شكل گرفته است!

معماي خوشه كهكشاني كه خيلي زود شكل گرفته است!

در سال‌هايي كه به یاری ابزار‌هايي چون رصدخانه فضايي هرشل و سازه‌هايي چون آنتن ایپکس (APEX) و تداخل‌سنج آلما (ALMA) رصد اعماق كيهان و در نتيجه کاوش سال‌هاي آغازين عالم ممكن شده، به کمک اين ابزار و تحقيقات انجام شده به سرپرستی ایوان اوتئو، دانشجوی سابق دانشگاه لا لاگونا و موسسه اخترفیزیک جزایر قناری اكتشافي رخ داد كه تمامي نظریه‌های مطرح شده تاكنون درباره شكل‌گيري كهكشان‌ها را به چالش مي كشد. در واقع تا پيش از اين نظريات بر اين اصل استوار بود كه رخداد رصد شده، به سه ميليارد سال زمان براي شكل گيري بعد از مهبانگ احتياج دارد، اما كشف اخير نشان مي دهد اين اتفاق ۱٫۵ ميليارد سال بعد از مهبانگ رخ داده است. حال رخداد را مورد بررسي قرار مي دهيم.

آ‍ژانس فضايي اروپا در سال ۱۳۷۸/ ۱۹۹۹ تلسكوپ فضايي هرشل را به فضا پرتاب کرد تا کل طیف فروسرخ دور را بررسی كند. در همين زمان جرمی با تابش زیاد فروسرخِ دور، نظر پژوهشگران را جلب كرد و آنان تصمیم گرفتند اين جسم را با ابزار‌هاي ایپکس و آلما مورد بررسي بيشتر قرار دهند. ایپکس در واقع تلسكوپ راديويي ۱۲ متري در صحراي آتاكماي شيلي است و آلما نيز مجموعه‌اي از ۶۶ راديوتلسكوپ هفت و ۲۲ متري در يك مكان است. نتيجه رصد‌ها كشف مجموعه‌ای فشرده از كهكشان‌هاي غبارآلود در دوران آغازين كيهان بود. كهكشان‌هايي که در حال نزديك شدن به هم و تشكيل هسته خوشه كهكشاني پرجرمي بودند.

معماي خوشه كهكشاني كه خيلي زود شكل گرفته است!

تا پيش از اين تصور ما بر اين بود كه مدت اوج‌گيري توليد ستاره در میان غبار شدید، در كهکشان‌ها كوتاه است و در هر بازه زماني چنين كهكشان‌هايي بسيار نادرند. بنابر اين يافتن تعداد انبوهي از كهكشان‌هاي شامل اين رخداد‌ بسيار عجيب بوده و نياز به پاسخ دارد.

در مشاهداتي جداگانه نيز گروهی بین‌المللی به سرپرستی تیم میلر از دانشگاه دال‌هاوزي كانادا و ييل آمريكا، به كشف تمركز مشابهی از كهكشان‌ها به كمك تلسكوپ هرشل، تلسكوپي مستقر در قطب جنوب و سپس سامانه‌هاي ایپکس و آلما دست يافت. به گفته وي نيز هنوز هيچ اطلاعي از دليل رشد سريع اين خوشه‌هاي كهكشاني وجود ندارد و تكامل آن‌ها به هيچ عنوان با نظریه‌هاي كنوني سازگاري ندارد.

چنين كشفياتی، فرصتي است بسيار مناسب براي اطلاع يافتن از چگونگي جمع شدن كهكشان‌های پرجرم كنار هم و تشكيل خوشه‌های کهکشانی.

تلسکوپ هابل از ثمره برخوردی کیهانی تصویربرداری کرد

تلسکوپ هابل از ثمره برخوردی کیهانی تصویربرداری کرد

تلسکوپ هابل از ثمره برخوردی کیهانی تصویربرداری کرد

کهکشانی که در تصویر جدید هابل دیده می‌شود، شبیه گل سرخی است که آرام در حال چرخش در تاریکی کیهان است، اما در واقع حاصل وقوع تصادمی بسیار شدید و خشونت بار است. این کهکشان از شکل افتاده از برخورد بین دو کهکشان مارپیچی بر جای مانده است. برآورد می‌شود این برخورد حدود پانصد میلیون سال پیش رخ داده و کهکشان بر اثر آن هنوز هم در حال گیج خوردن است!

کهکشان NGC 3256 که در فاصله حدودا ۱۰۰ میلیون سال نوری از ما در صورت فلکی بادبان واقع است، تقریبا هم اندازه راه شیری ما و عضوی از ابرخوشه شجاع – قنطورس است. این کهکشان هنوز نشانه‌هایی از گذشته پر آشوب خود را در دنباله‌‌های درخشانش نشان می‌دهد که در اطراف کهکشان گسترش دارند. تصوری می‌شود این دنباله‌ها ۵۰۰ میلیون سال قبل در ابتدای برخورد دو کهکشانی ایجاد شدند که امروزه  کهکشان NGC 3256 از آن‌ها تشکیل شده است.  در این دنباله‌ها ستاره‌های آبی جوان فراوان‌اند، که در برخورد آشفته اما بارورکننده گاز و غبار متولد شده‌اند.

هنگامی که دو کهکشان ادغام می‌شوند، ستاره‌های این کهکشان‌ها به ندرت با یکدیگر برخورد می‌کنند، زیرا دارای فاصله زیادی از هم هستند، اما گاز و گرد و غبار کهکشان‌ها برهم‌کنش چشمگیری دارند که نتیجه آن تماشایی است. روشنایی مرکز کهکشان نشان می‌دهد که NGC 3256 کهکشانِ ستاره‌فشان (starburst) قدرتمندی است میزبان تعداد بسیار زیادی از ستاره‌های نوزاد که به شکل گروه‌ها و خوشه‌های ستاره‌ای متولد می‌شوند. این ستاره‌ها بیشتر در بخش فروسرخ دور طیف درخشان هستند؛ به همین سبب NGC 3256  به شدت در این طول موج‌ها می‌درخشد و در رده «کهکشان‌های فروسرخ درخشان» طبقه‌بندی شده است.

این کهکشان به علت درخشندگی، نزدیکی‌اش به ما و جهت‌گیری آن، موضوع پژوهش‌های بسیاری بوده است. ستاره شناسان می‌توانند به راحتی قرص کامل و گاز و غبار آن را با تمام شکوه و جلالش مشاهده کنند. کهکشان  NGC 3256 هدفی ایده آل برای تحقیق در مورد ستاره‌فشان‌هایی است که در ادغام کهکشان‌ها شکل گرفته‌اند و اهمیت خاصی برای درک بیشتر ما از خواص خوشه‌های ستاره‌ای جوان در دنباله جزر و مدی این نوع کهکشان‌ها دارد.

علاوه بر بیش از هزار خوشه ستاره‌ای درخشان که منطقه مرکزی NGC 3256 را روشن می‌کنند، در این منطقه رشته‌هایی تیره از غبار نیز وجود دارد، همچنین قرصی بزرگ از گاز مولکولی که در اطراف دو هسته متمایز- بقایای دو کهکشان اولیه- می‌چرخد. یکی از هسته‌ها تا حد زیادی پنهان است و صرفا در طول موج‌های فروسرخ، رادیویی و پرتو ایکس قابل مشاهده است.

 دو کهکشان اولیه غنی از گاز بودند و جرم‌های مشابه یکدیگر داشتند، زیرا به نظر می‌رسد که تاثیراتی تقریبا برابر بر یکدیگر داشته‌اند. صفحه‌های مارپیچی آن‌ها دیگر متمایز نیستند؛ طی چند صد میلیون سال، هسته‌هایشان نیز ادغام می‌شود و احتمالا این دو کهکشان در قالب یک کهکشان بزرگ بیضوی متحد می‌شوند.

دانشمندان تصویری سه‌بعدی از ابری میان ستاره‎ای به دست آوردند

دانشمندان تصویری سه‌بعدی از ابری میان ستاره‎ای به دست آوردند

دانشمندان تصویری سه‌بعدی از ابری میان ستاره‎ای به دست آوردند

ابرهای میان ستاره‎ای مانند ناقوس در حال ارتعاش هستند و شاید الگوی فرکانسی که برجای می‎گذارند کلید پاسخ این سؤال قدیمی باشد: چه عاملی تعیین کنندۀ تعداد و نوع ستاره‎هایی است که در کهکشان ما شکل می‎گیرند؟

از آنجایی که اجرام آسمانی را فقط به شکل دوبعدی می‎بینیم تهیۀ تصویری سه‌بعدی بسیار چالش‌برانگیز است. ستاره‎شناسان به کمک شکل خاص سحابی مگس -الگویی از خطوط باریک- موفق شده‎اند ساختار سه‌بعدی آن را بازسازی کنند. آنها نشان داده‌اند که این خطوط به علت امواج مغناطیسی سحابی شکل گرفته‎اند.

مدل به دست آمده به کمک تجزیه و تحلیل فرکانس این امواج نشان می‎دهد این سحابی، برخلاف گذشته که تصور می‎شد به شکل رشتۀ بلندی است، بیشتر شبیه به ورقه‌ای وسیع است. چگالی سحابی را با استفاده از این مدل سه‌بعدی می‎توان به دست آورد و با مشخص بودن هندسۀ آن، می‎تواند مدل مناسبی برای آزمودن مدل‏های نظری ابرهای میان ستاره‎ای باشد. شایان ذکر است، سحابی مگس در صورت فلکی مگس در آسمان نیمکرۀ جنوبی و پایین صورت فلکی صلیب جنوبی قرار دارد.